آرشیو نسخه های rss پیوندها تماس با ما درباره ما
مفیدنیوز
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا                                                                           
صفحه اصلی | سیاسی | اجتماعی | فضای مجازی | اقتصادی | فرهنگ و هنر | معارف اسلامی | حماسه و مقاوت | ورزشی | بین الملل | علم و فناوری | تاریخ دوشنبه ۳۱ شهريور ۱۳۹۹ rss
نسخه چاپی ارسال
دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نوری همدانی
پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت الله مصباح یزدی
سایت اینترنتی حجه الاسلام والمسلمین جاودان
استاد قاسمیان
خبرپو - جستجوگر خبر
پاتوق كتاب
شناخت رهبری
عصر شیعه
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
صدای شیعه
عمارنامه
شبکه خبری قم

مدعیان حقوق بشر خود را به خواب زده‌اند




تاریخ: ۲۵ فروردين ۱۳۹۳

به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز در نشست  صمیمانه خبرگزاری تسنیم با خانواده‌های شهدای  حادثه تروریستی حسینیه سیدالشهدای شیراز خانواده های این شهدا  با نقل خاطراتی از شهدا ترور را محکوم کرده و خواستار رعایت برقراری عدالت و رعایت حقوق بشر در همه دنیا شدند.

حقوق بشر غربی‌ها پوچ و بی‌اساس است 

مادر شهید محمد مهدوی در گفت وگو با خبرنگار تسنیم اظهار کرد: کسانی که دم از حقوق بشر می زنند بگویند آیا عرفان و علیرضا گناهی داشتند که بی‌گناه به شهادت رسیدند.

وی افزود: حقوق بشر تنها حرف است آنهایی که دم از حقوق بشر می‌زنند چرا در عمل جور دیگری رفتار می کنند ، بچه های ما با چه گناهی شهید شدند؟

مادر شهید مهدوی تصریح کرد: فرزندان ما به مذهبشان پایبند بودند و هرهفته با عشق به دین و اهل بیت و  برای بیعت با امام حسین و ولایت در حسینیه جمع می‌شدند اما به گناه نکرده و به گناه دینداری شهید شدند.

شهید محمد مهدوی باهوش و با استعداد بود، در زمان بچگی پرجنب و جوش و در زمان تحصیل بسیار کوشا و فرزند اول خانواده و متولد 17 بهمن 1366 بود.

پس از کنکور در رشته مهندسی نفت مشغول تحصیل شد هم زمان به سبب هوش سرشارش هم زمان در رشته مدیریت صنعتی دانشگاه پیام نور هم تحصیل می کرد.

در دانشگاه فعالیت های فرهنگی زیادی داشت و به شهید عبدالحمید حسینی بسیار علاقه مند بود.

زیارت حضرت شاهچراغ(ع) و قبور شهدا از برنامه های او بوده و حضور بین شهدا را از دست نمی داد.

مادر شهید مهدوی گفت: شب حادثه من و پدر محمد هم آنجا بودیم و محمد در حسینه شهید شد.

هدف تروریست‌ها ضربه زدن به اسلام است

پدر شهید نوروزی در گفت وگو با خبرنگار تسنیم اظهار کرد:  هدف تروریست‌ها از این قبیل اقدامات ضربه زدن به اصل نظام و اسلام  است و بنابر اعترافات مسببین این جنایت، حسینیه ریشه اصلی اسلام است و برای نابودی اسلام باید تبر به ریشه زد.

وی تصریح کرد: به همه کسانی که ادعای حقوق بشر دارند، می‌گویم که این حرف‌ها برای دلخوشی خودشان است و حقوق بشر را در فلسطین و سوریه مشاهده کنند امیدوارم در کشور ما امنیت و آزادی است، آن‌ها اگر می‌توانند جواب مردم فلسطین و سوریه را بدهند.

پدر شهید نوروزی درحالی که بغض راه گلویش را بسته بود، گفت: آیا ترور کردن فرزندان و دانشمندان ما جزء حقوق بشر است؟

پدر شهید از شب حادثه گفت و اینکه وی در آن زمان ایران نبوده است و به دلیل سانسور خبری رسانه‌ها از طریق شبکه الجزیره متوجه بمب‌گذاری در حسینیه سیدالشهدا می‌شود.

علی نوروزی در شب میلاد امام علی(ع) به دنیا آمد و به همین دلیل نامش را علی گذاشتند. پدر شهید او را متفاوت از دیگر فرزندانش توصیف می‌کند و مهم‌ترین ویژگی علی را حساس بودن به احکام دینی به ویژه نماز و خمس برشمرد.

وی گفت: همان شب برادرم چندین بار با من تماس گرفت و به بهانه بیماری مادرم از من خواست که به ایران بازگردم تا اینکه از طریق برخی از همکارانم در کویت متوجه شدم که در کانون رهپویان وصال بمب‌گذاری شده است.

از آنجا که علی و برادرش هر شنبه شب به حسینیه می‌رفتند بی درنگ متوجه ارتباط تلفن‌های برادرم و بمبگذاری شدم و از طریق رسانه‌ها پیگیر ماجرا شدم.

متاسفانه آن زمان در ایران سانسور خبری بود و من از طریق شبکه الجزیره به عمق فاجعه‌ای که رخ داده بود، پی بردم و عصر روز تشییع جنازه شهدا به ایران رسیدم.

وی افزود: به دلیل دیر رسیدنم علی را حتی در سردخانه هم ندیدم و فقط روزی که علی را تشییع کردند، توانستم علی را ببینم.

نام حسین، همیشه همراه با شهادت است

مادر شهید مسعود رضایی در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم با اشاره به اینکه شهید رضایی در زمان شهادت 27 سال داشته، گفت: از سه سالگی لباس عزای امام حسین را به تن مسعود کردم و از همان زمان پدر مسعود او را برای مراسم عزاداری به حسینه می‌برد.

وی با اشاره به اینکه شهید رضایی تک پسر خانواده 6 نفره آنها بوده، افزود: از خصوصیات بارز اخلاقی شهید رضایی سربه‌راهی و احترام به پدر و مادر بود.

مادر شهید رضایی که دو تا از برادرانش نیز در جنگ تحمیلی شهید شده‌اند از نحوه مطلع شدنش از شهادت مسعود گفت و افزود: مسعود به قصد رفتن به حسینه سیدالشهدا از خانه بیرون رفته بود، حدود ساعت 21 چند نفر از دوستانش با منزل تماس گرفته و احوال مسعود را جویا شدند همین سبب نگرانی من شد که بعد متوجه شدم پسرم شهید شده است.

 

وی از روحیه انسان دوستی شهید رضایی گفت و خاطر نشان کرد: مسعود هر سال به کمک خیرین و از طریق حسینه سید الشهدا، افراد بی‌بضاعت را به زیارت امام رضا می‌برد.

حادثه تروریستی سال 87 نشانه عجز و ترس دشمنان بود

همسر شهید مروجی هاشمی در گفت و گو با خبرنگار تسنیم در شیراز گفت : عوامل بمب گذاری باید جواب اشک‌های ما را بدهند، چرا فرزند من را از داشتن پدر محروم کردند.

وی با بیان اینکه چه کسی جواب تنهایی فرزندان ما را می دهد افزود: شوهر من یک کارمند عادی بود و کاری هم به سیاست نداشت چرا باید قربانی زیاده خواهی کسانی شود که همه دنیا و پیشرفت را برای خود می خواهند.

همسر شهید مروجی هاشمی با بیان اینکه در حادثه سال 87 همسرم پس از 9 روز تحمل درد و رنج در بیمارستان شهید شد افزود: این بمب گذاری  در واقع ناتوانی و ضعف دشمنان ما را نشان داد زیرا در حسینه‌ای که عده‌ای عزادار وجود داشتند و هیچ تدابیری انتظامی و امنیتی در آنجا نبود وارد شدند و در آنجا بمب گذاری کردند.

وی با بیان اینکه بمب گذاران بزدل و ترسو هستند و با این کار خود فقط عجز خود را نشان دادند تصریح کرد: آنها که به ما می گویند تروریست، اعمال خود را ببینند که چگونه عده‌ای جوان بی دفاع را در زمان عزاداری شهید کردند.

همسر شهید مروجی هاشمی با بیان اینکه شهادت افتخار ماست و اگر روزی جنگ شود نخستین کسانی که به میدان  میدان جنگ می شتابند ما هستیم خاطر نشان کرد:خاطرات شهدا ماندگار است، قبل از شهادت همسرم  ایشان به من گفتند تصمیم گرفته ام به کربلا بروم ولی به دلیل ناآرامی های عراق معترض شدم و گفتم ممکن است در آنجا شهید شوی اما او در پاسخ من گفت : شهادت سعادت است ، من از خدا می خواهم شهید شوم.

آنهایی که به ما می گویند تروریست خود تروریست هستند

خواهر شهید نجمه قاسم پور در گفت وگو با خبرنگار تسنیم اظهار کرد: آنهایی که  به ما می گویند تروریست خود تروریستند سند این ادعا هم حادثه سال 87 حسینیه سید الشهدای شیراز است.

وی با بیان اینکه  افتخار ما شهادت در راه اسلام است خاطرنشان کرد: نجمه دانشجوی رشته امام شناسی مجتمع الغدیر بود ،در کنار درس خواندن 10 سال بود که انتظامات کانون رهپویان وصال هم بود.

قاسم پور تصریح کرد: نجمه همیشه دوست داشت شهید شود همیشه این آروز را بر زبان می آورد و همیشه همه به او می‌گفتند جنگ کجا بوده که شهید شوی و او در پاسخ می گفت: اگر خدا بخواهد من بدون جنگ شهید می شوم.

کشتن عده‌ای بی‌گناه و بدون سلاح اوج خفت است

مادر شهید محمد جواد یاقوت در گفت و‌گو با خبرنگار تسنیم گفت: کشتن عده ای بیگناه و بدون سلاح اوج خفت برای ترور کنندگان است.

وی با بیان خاطراتی از فرزند شهیدش افزود: محمد جواد تک فرزند بود و چون بعد از مدت‌ها خدا او را به ما داده بود هم برای من و هم برای پدرش خیلی عزیز بود.

مادر شهید یاقوت با بیان اینکه ازکلاس دوم و سوم دبستان به مسجد می رفت، اما به دلیل بیماری پدرش مجبور شد ترک تحصیل کند افزود: پای ثابت مجالس امام حسین (ع) بود.

مادر شهید یاقوت گفت: در شب حادثه محمد جواد با پسر خواهرم به حسینه رفت وقتی ساعت 12 شد و  نیامد نگران شدم به خواهرم زنگ زدم گفت چیزی نشده در حسینه بمب گذاری شده و جواد حالش خوب است فقط سعید آسیب دیده و در بیمارستان است و من فردای آن روز متوجه شهادت جواد شدم.

شهدای رهپویان وصال در تاریخ ماندگار هستند

مادر شهید راضیه کشاورز در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در شیراز گفت: تروریست‌ها قصد شکست ما و جوانان ما را داشتند اما خدا را شکر خودشان شکست خوردند همان طور که اسلام بعد از 1400 سال زنده است شهدای ما هم همیشه زنده‌ و در تاریخ ماندگارند.

وی با بیان خاطراتی از فرزند شهیدش افزود: از شهدا گفتن هم سخت است و هم دلنشین، خاطرات آنها شیرین است و تکرار خاطرات سبب دلتنگی می‌شود.

مادر راضیه کشاورز گفت: دخترم با وجود داشتن سن و سال کمش مانند بزرگ سالان رفتار می‌کرد و همیشه به من و پدرش احترام می‌گذاشت.

وی با بیان اینکه کسانی مثل احمد شهید که  بویی از حقوق بشر نبرده اند، آنها خود هم می دانند که همه حرف هایشان دروغ است، آنها حق زندگی در دنیا را  از بچه‌های ما گرفتند اما حالا دم از حقوق بشر می زنند.

مادر شهید کشاورز گفت: جراحاتی که در این حادثه تروریستی به راضیه وارد شده بود خیلی سخت بود و بعد از 18 روز که در کما بود با جراحاتی که بر پهلو و بازویش وارد شده بود در بیمارستان نمازی شهید شد.

از خصوصیات بارز، راضیه به یاد امام زمان بود و در یادداشت‌هایش نوشته بود که کاشکی حضور آقا را ندیده نگیریم چرا که حضور او همیشگی است و ما غائبیم.

مدعیان حقوق بشر خود را به خواب زده‌اند

پدر شهیدان عرفان و علیرضا انتظامی در گفت و گو با خبرنگار سرویس فرهنگی تسنیم اظهار کرد: در این حادثه معلوم شد مدعیان حقوق بشر خود را به خواب زده اند و چگونه می شود کسانی را که خود را به خواب زده  از خواب بیدار کرد.

وی با بیان این که مدعیان حقوق بشر کجایند تا خون به نا حق ریخته کودکان مرا ببینند افزود: باید به احمد شهید گفت تو که نوکر آمریکایی چگونه باید تو را از خواب غفلت بیدار کرد.

انتظامی با بیان اینکه کشتن عده ای بی گناه آن هم با بمب اوج نامردی است خاطر نشان کرد: هزاران نفر در دنیا به خاطر به خواب غفلت رفتن عده ای که خود را به خواب زده اند سالانه کشته  و قربانی زیاده خواهان دنیا می شوند.

بچه هایم برای من دسته گل بودند ، من دوتا فرزند و میوه دل داشتم ، فرزندانی شیرین برای من و مادرشان که در چشم به هم زدنی حامیان حقوق بشر آنها را ازمن گرفتند.

وی با بیان اینکه  وقتی در یک لحظه یک دفعه متوجه بشوید دیگر بچه ها نیستند و بچه ها پرپر شده اند، قطع مسلم دیوانه می شوید، تنها معجزه است که سبب شد من هنوز سر پا باشم  حقیقتا مادرشان صبر زینبی داشت،صبر مادرشان و کمک خودشان  تسلی خاطر من بود.

انتظامی گفت: آن ها بزدل هایی بودند که بمب 8 کیلویی رو انتهای سالن گذاشتند و فرار کردند و مثل احمق ها و در نهایت نامردی دور از صحنه ایستاده و فیلم گرفتند و برای کشورهای بیگانه فرستاده و سریع فیلم های خودشان را روی سایت ها بردند.

وی تصریح کرد: درست است که امروز همه می دانند چه اتفاقی افتاده است اما گلایه ما از مسئولان وقت است که نمک به زخم مازدند و پس از گذشت 23  روز شهدای ما را پذیرفتند.

انتظامی افزود: در هفته اول از شهادت فرزندانم مثل دیوانه ها بودم تا اینکه کودکانم به خوابم آمدند و مرا از غم و غصه نجات دادند.

حسینیه سید الشهدا زنگ خطر برای دشمنان است

محمد جوکار از شهدای حسینیه سید الشهدا (رهپویان وصال )  متولد 1364 و پیرو ولایت وخط امام و رهبر بود.

نماز اول وقت، روزه‌ و نماز شب برای محمد اهمیت فراوان داشت و  یکی از عادات همیشگی شهید جوکار رفتن به دارالرحمه  به ویژه روز پنج شنبه و زیارت شاهچراغ (ع) در روز جمعه بود.

محمد از کودکی پسر خوب و منظم و از نظر جثه نسبت به هم‌سالان خود درشت‌تر بود و هنگام تحصیل کارهای فنی را یاد گرفت و بعد از گرفتن دیپلم مشغول به کار شد .

پدر شهید جوکار در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود، گفت: چند روز قبل از شهادت محمد  12 فروردین به همراه محمد به خواستگاری رفتیم و 18 فروردین نیز خطبه محرمیت برای او  و همسرش خواندیم  و 24 فروردین نیز محمدم به شهادت رسید. 

پدر شهید محمد جوکار گفت: زمان جنگ وقتی فرزندان ما برای رفتن به جبهه از خانواده خداحافظی می‌کردند خانواده‌ها آمادگی شنیدن خبر شهادت فرزندانشان را داشتند ولی در این واقعه هیچ کس انتظار چنین اتفاقی را نداشت.

وی افزود: دشمنان دیدند که در حسینیه سیدالشهدا هرهفته تعدادی جوان دور هم جمع می شوند و جوانان مذهبی تربیت می‌شوند بنابراین  این برای آنها زنگ خطر بود و به همین دلیل دست به چنین اقدامی زدند.

مسلمانان در همه جای دنیا قربانی بی‌عدالتی هستند

خواهر شهید موسوی در گفت و گو با خبرنگار تسنیم گفت: مسلمانان در همه جای دنیا قربان بی عدالتی هستند و حقوق بشر تنها برای کسانی تحقق می یابد که خود ناقض حقوق بشرند.

وی افزود:غلامحسین  دو سال از من بزرگتر بود محمد حسین بچه ساکت ، صبور، باهوش و شوخ طبعی بود.

شبی که شهید شد نمی دانستیم آمده حسینه ، اهل هیئت بود و در 7 روز هفته حداقل 6 روزش در هیئت‌ بود، یکی از دوستان غلامحسین تماس گرفت و گفت غلامحسین کجاست؟ ما اظهار بی اطلاعی کردیم  از آنجا که موبایل غلامحسین هم خاموش بود ما نتوانستیم با او تماس بگیریم.

بعد از اینکه متوجه شدیم  در حسینه سید الشهدا بمب‌گذاری شده، برادرم به سمت اتاق مادرم رفت که این خبر را به او اطلاع دهد که مادرم بی هیچ مقدمه‌ای گفت غلام حسینم رفت.

برادرم به مادرم گفت هنوز هیچ چیزی معلوم نیست چرا این حرف را می زنی مادرم هم گفت به دلم افتاده که غلام حسین شهید شده است.

آن شب ما  بعد از رفتن به حسینه و خیابان‌های اطراف آن به بیمارستانی که مجروحین این حادثه در آنجا بستری بود سر زدیم ولی خبری از غلام حسین نبود .

پدرم آن شب خانه نبود و در محل کار شیفت نگهبانی داشت، ساعت 2 بامداد پدرم را از این موضوع مطلع کردیم و پدرم هم بلافاصله گفت پسرم شهید شده چون خودش یک هفته پیش گفته دوست دارم برای دفاع از لبنان یا افغانستان به آنجا بروم و در آنجا شهید شوم.

ساعت 7 و نیم صبح به ما اطلاع دادند که غلام حسین در سردخانه بیمارستان نمازی است و شهید شده است.

راه ما درست است و ترور سد راهمان نمی شود

برادر شهید علوی در گفت و گو با خبرنگار  تسنیم در شیراز اظهار کرد: خون شهیدان دامن افرادی را که دم از حقوق بشر می زنند، می گیرد چون ما مطمئنیم که در راه حق گام برمی داریم و مسیر ما درست است و جان خود و عزیزانمان را در راه حق می دهیم.

جواد علوی 26 سال داشت دیپلم ریاضی بود، برای تحصیل در حوزه هم قبول شد اما به دلیل شرایط اقتصادی خانواده و جسمی پدر مجبور شد تحصیل را رها کند.

برادر شهید گفت: جواد اخلاص عجیبی داشت و کارهایی خیر را پنهانی انجام می داد به طور مثال یک روز که من تنها در منزل بودم فردی تماس گرفت و گفت از کمیته امداد زرین دشت تماس می گیرم و می خواستم از جواد علوی بابت تحت پوشش قرار دادن یکی از مددجویان تشکر کنم.

با توجه به اینکه وضع مالی ما زیاد خوب نبود و خود جواد هم در دوران عقد به سر می برد و هزینه‌های ازدواج را باید تامین می کرد من باورم نمی شد که این اتفاق افتاده باشد.

سال 85 عقد کرده بود و به دلیل مشکلات مادی نتوانسته بود مراسم ازدواج را برگزار کند و قرار بود تابستان 87 ازدواج کند که در 26 فرودین 87  بعد از دو روز بستری شدن در بیمارستان به درجه رفیع شهادت نائل شد.

پدرم بعد از این حادثه ضربه روحی سختی خورد  و به  همین دلیل به لامرد بازگشت و در آنجا شرایط بهتری دارد.

شب حادثه من دانشجوی اصفهان بودم و در شیراز حضور نداشتم یکی از دوستان با من تماس گرفت و گفت در حسینه بمب گذاری شده من نگران شدم  چون جواد بیشتر اوقات فراغت خود را به حسینه سید الشهدا می رفت و با جواد تماس گرفتم جواب نداد با خانواده تماس گرفتم گفتند جواد مغرب به قصد رفتن به شاهچراغ از خانه خارج شده است.

من با یکی از دوستانم که با همیشه همراه محمد جواد بود تماس گرفتم و او گفت 15 دقیقه قبل از بمب گذاری با جواد به حسینه رفتند و جواد برای ادای نماز داخل رفت ولی من بیرون از حسینه منتظرش بودم که حادثه بمب گذاری رخ داد.

ساعت 2 با علی علوی تماس گرفتم گفت جواد بر روی برانکارد به بیمارستان برده شد ولی ظاهرا اتفاقی نیفتاده بود هر چه اصرار کردم که اگر اتفاقی افتاده به من بگو چیزی نگفت.

پدر و مادرم در بیمارستان‌ها به دنبال برادرم گشته بودند و حدود 6 صبح در بیمارستان نمازی جواد را پیدا کرده بودند.

اولش پدرم گفت حال جواد خوب است و لازم نیست از اصفهان به شیراز بیایید ولی ساعت 10 پدرم تماس گرفت و گفت بیا شیراز و من متوجه شدم که اتفاقی افتاده است.

برادرم معاون فرهنگی کانون شهید آوینی بود و یکی از دوستان برادرم به نام احمد آهن فشان تعریف می کرد که مسیر زندگی من این نبود و جواد علوی با توصیه ها و گفته‌هایش  مسیر زندگی من را تغییر داد.

جواد چند روز قبل از حادثه به یکی از دوستانش گفته بود که چند روز است که وقتی از خواب بیدار می شوم حس می کنم روح از بدنم جدا شده است.

من پیامی به همه کسانی که دم از حقوق بشر می زنند دارم و آن پیام حضرت زینب در 1400 سال پیش است.

پیام من این است که درخت اسلام نیاز به آبیاری دارد و من امیدورام همه ما بتوانیم به نوبه خود از اسلام دفاع کنیم و در مسیر ارتقای علمی کشور گام برداریم.



نام(اختیاری):
ایمیل(اختیاری):
عدد مقابل را در کادر وارد کنید:
متن:

کانال تلگرام مفیدنیوز
کلیه حقوق محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع ميباشد.