آرشیو نسخه های rss پیوندها تماس با ما درباره ما
مفیدنیوز
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا                                                                           
صفحه اصلی | سیاسی | اجتماعی | فضای مجازی | اقتصادی | فرهنگ و هنر | معارف اسلامی | حماسه و مقاوت | ورزشی | بین الملل | علم و فناوری | تاریخ دوشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۸ rss
نسخه چاپی ارسال
» رهبر معظّم انقلاب: دوستان و دشمنان بدانند در حوادث امنیتی چند روز اخیر، دشمن را عقب زدیم
» رهبر معظّم انقلاب: از تجربه‌ی کمیته‌های انقلاب استفاده کنید
دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نوری همدانی
پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت الله مصباح یزدی
سایت اینترنتی حجه الاسلام والمسلمین جاودان
استاد قاسمیان
خبرپو - جستجوگر خبر
پاتوق كتاب
شناخت رهبری
عصر شیعه
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
صدای شیعه
عمارنامه
شبکه خبری قم
مکتب اصالت خانواده

مکتب اصالت خانواده


سرويس علوم و معارف اسلامي مفيدنيوز :: علوم اجتماعی اسلامی اصالت را بر «خانواده» می‌گذارد، نه مثل کمونیست ها بر «جامعه» و نه مثل لیبرال ها بر«فرد». خانواده است که ما را به خدا برمی گرداند و ما آنجا تعالی معنوی پیدا می‌کنیم.

تاریخ: ۳۰ خرداد ۱۳۹۱

یک: مهمترین چیزی که در فلسفه غرب و به تبع آن در زندگی بشر غربی برای انسان اتفاق افتاده است تقلیل دادن او از مقام مخلوقی دارای فطرت الهی به موجودی فقط صاحب غریزه است. یعنی وجودی که مظهر اسمای الهی و فرزند حضرت آدم(ع) است، تبدیل شد به حیوانی مترقی! با مجموعه ای از غرایز.

 
در این تمدن رو به افول، بیشتر بر روی دو نوعِ غریزه تأکید و برنامه ریزی شد: مارکسیسم انسان را به غریزه گرسنگی تقلیل داد. بر اساس غریزه گرسنگی اقتصادش را بنا کرد و آن را زیر بنای همه چیز دانست.

با این نگاه، اقتصاد مارکسیستی یعنی نوعی پاسخ به غریزه گرسنگی و پر کردن شکم جمعی. برعکسِ مارکسیست ها که اصالت را به جامعه می دادند، لیبرالیسم مکتب خودش را بر اساس «اصالت فرد» بنا کرده و روی غریزه جنسی تأکید می‌کند. یعنی انسان را به غریزه جنسی تقلیل می‌دهد. و نتیجه اش می شود همین بلاهایی که امروز بر سر خانواده  غربی آمده است.


دو: اما اسلام عزیز هیچ وقت انسان را تقلیل نمی‌دهد و همه ابعاد وجود بشر را در ساختاری به نام «فطرت» مطرح می‌کند. اگر بخواهیم از فطرت معنای لغوی دقیقی ارائه کنیم، می توان گفت فطرت یعنی: خلقتِ هدایت یافته. یعنی فطرت حیثیت معنایی خاصی نسبت به خلقت دارد. فطرت، خلقتِ هدایت یافته است. یعنی حتی غرایز انسانی هم بر اساس باطل آفریده نشده است.


اصلاً کل هستی بر اساس باطل آفریده نشده است، بلکه بر اساس حق آفریده شده و حق همیشه جهت دار است. حق نیهیلیست و هیچ انگار نیست. کفر همیشه با تقلیل یافتن انسان و فطرت انسانی همراه است.

 

یعنی اگر شما از انسان فقط به غریزه گرسنگی  اش توجه کنید، نهایتش بی معنایی، پوچی و فروپاشی است. شوروی (به عنوان مهد مارکسیسم) با جنگ اتمی فروپاشی نشد، خرده خرده و در درون از هم پاشید. برای غرب امروز نیز مهمتر از بحران اقتصادی، بحران فروپاشی نظام خانواده است.

 

اصالت دادن به غریزه جنسی هم جواب نداده است. البته متفکرین غربی به این موضوع پی برده اند و می خواهند بنیان خانواده را تقویت کنند، ولی مشکل اینجاست که اصلاً با مبانی فلسفی و اخلاقی آنها خانواده شکل نمی گیرد.

 

سه: خانواده بنیانی‌ترین اصل اجتماعی در جامعه اسلامی است که فطرت در آن تجلی پیدا می‌کند.

غرب بر اساس همین غریزه گرایی خانواده را نابود کرد، اما دین اسلام فطرت را اصل می‌گیرد و هماهنگ شدن همه ساختارهای انسانی و رفع همه نیازهای او را با بازگشت به فطرت محقق می داند. چه غریزه گرسنگی، چه غریزه جنسی.

 

اسلام قبول ندارد که کسی در جامعه اسلامی گرسنه بماند: «کاد الفقر ان یکون کفرا». همچنین با تأکید بر ازدواج به موقع و مقدس شمردن آن روی پاسخ به غریزه جنسی تأکید می‌کند. یعنی مبنای اسلام این نیست که با این غریزه مبارزه شود: «لا رهبانیه فی الاسلام». اما همه این‌ها را در یک ساختار کلان برطرف می‌کند و آن ساختار کلان «خانواده» است.

 

 

چهار: به همین دلیل در اسلام هر جا معنویت بیشتر باشد، خانواده قوی می شود و هر جا معنویت ضعیف شد، خانواده هم ضعیف می‌شود. و برعکس، هر جا خانواده قوی تر شد، معنویت هم افزایش پیدا می‌کند. این ساختار علوم اجتماعی اسلامی است.

 

علوم اجتماعی اسلامی اصالت را بر «خانواده» می‌گذارد، نه مثل کمونیست ها بر «جامعه» و نه مثل لیبرال ها بر«فرد». خانواده است که ما را به خدا برمی گرداند و ما آنجا تعالی معنوی پیدا می‌کنیم.

 

نمونه مصداقی این معنویت، نسبت خانواده های ما با امام رضا(ع) است. اول زندگی‌ بسیاری از ایرانی ها با زیارت امام رضا(ع) شروع می‌شود. اولین حرکت خانواده های جدید به طرف امام رضا(ع) است. تمام نقاط عطف زندگی خانوادگی مشهدی‌ها و خراسانی ها (شب‌ عروسی، متبرک کردن شیرخوار به ضریح حضرت و…) با امام رضا(ع) گره خورده است.

 

مردم عزیز شهرهای دیگر هم به هر بهانه ای (مثلاً برای ماه عسل) به پابوس حضرت می‌آیند. این آن کرامت‌ و معنویتی است که بر اساس خانواده بنا می‌شود و هنوز هم در فرهنگ ما ادامه دارد. کرامت انسان در چنین ساختاری معنا پیدا می‌کند نه در حقوق بشر غربی که بر اساس «غریزه گرایی» بنا شده است.

 

پدر و مادر در فرهنگ ما در هاله ای از تقدس و معنا قرار دارند. اما پدر و مادر را در غرب به عنوان «شریک جنسی» می شناسند. این معنویت، کرامتی از عطر و بوی همان کرامتی که برای آدم و حوا وجود داشته است برای انسان مسلمان به وجود می آورد. در چنین خانواده ای است که کرامت‌ انسانی معنا می شود.

منبع: رصد - امیر سعادتی



نام(اختیاری):
ایمیل(اختیاری):
عدد مقابل را در کادر وارد کنید:
متن:

کانال تلگرام مفیدنیوز
کلیه حقوق محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع ميباشد.