آرشیو نسخه های rss پیوندها تماس با ما درباره ما
مفیدنیوز
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا                                                                           
صفحه اصلی | سیاسی | اجتماعی | فضای مجازی | اقتصادی | فرهنگ و هنر | معارف اسلامی | حماسه و مقاوت | ورزشی | بین الملل | علم و فناوری | تاریخ شنبه ۲ شهريور ۱۳۹۸ rss
نسخه چاپی ارسال
دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نوری همدانی
پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت الله مصباح یزدی
سایت اینترنتی حجه الاسلام والمسلمین جاودان
استاد قاسمیان
خبرپو - جستجوگر خبر
پاتوق كتاب
شناخت رهبری
عصر شیعه
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
صدای شیعه
عمارنامه
شبکه خبری قم
بازي هاي بي منطق غرب و عبرت هاي ناگرفته!

بازي هاي بي منطق غرب و عبرت هاي ناگرفته!


سرويس سياسي مفيدنيوز :: تهديد عليه سوريه و بازي با نفت عليه جمهوري اسلامي ايران دو اشتباه بزرگ و فاحش غرب است. اين دو مسئله ميتواند باعث افزايش خردكننده تهديدات امنيتي عليه رژيم صهيونيستي و تهديد عبور نفت ارزان به سمت غرب شود؛ دو امر مهمي كه كليد پيروزي بر غرب مهاجم و استعمارگر در زمان حاضر است.

تاریخ: ۲۲ تير ۱۳۹۱


در علوم سياسي از اشتباهات فاحش به عنوان هموار كننده شكست، سرافكندگي و فروپاشي قدرت هاي سياسي ياد شده است. غربي ها در ماه هاي گذشته بر اجراي دو اشتباه فاحش اصرار داشته اند:

الف) فشارهاي بي منطق غرب عليه سوريه:
به دليل بي تفاوتي دولتمردان كشورهاي غربي در مقابل نفوذ صهيونيست ها در ساختارهاي سياسي اقتصادي و نهادهاي امنيتي و نظامي اين كشورها (به ويژه آمريكا، كانادا، انگليس، فرانسه و آلمان)، امنيت كشورهاي غربي به امنيت رژيم صهيونيستي پيوند خورده و رهبران آنها احساس مي كنند كه وخيم تر شدن شرايط امنيتي اين رژيم به دلايل مختلف از جمله بيداري اسلامي و نتايج آن- يعني تغيير در جغرافياي سياسي منطقه به نفع گرايش اسلامي- به معني تهديدات امنيتي براي آنهاست.

مواضع روزمره رهبران اين كشورها حاكي از آن است كه آنها نمي توانند رژيم صهيونيستي را به هنگام بحران و جنگ تنها بگذارند و اين امر پاي آنها را به رزم گاهي مي كشاند كه بنا به تجربه و آگاهي ما از قدرت و شرايط دشمنان غرب در جهان معاصر، ضربه هاي هولناكي را به موجوديت غرب وارد خواهد كرد.

تلاش هاي گسترده كشورهاي غربي در دفاع از امنيت رژيم صهيونيستي در واقع نوعي انتحار است. صهيونيست ها رهبران اين كشورها را به بردگاني براي پيشبرد اهداف خود تبديل كرده و اجازه هرگونه آزادانديشي در راستاي منافع كشور خود را از آنها گرفته اند. در اين راستا، غرب با عوامفريبي، دشمنان اين رژيم را «تروريست» معرفي نموده و با اهرم هايي مانند قطعنامه هاي شوراي امنيت و يا تحريم اقتصادي سعي مي كند خود را كه فقط شامل چند كشور استعمارگر است، جامعه جهاني معرفي نمايد.

با آغاز حركت بيداري اسلامي در منطقه و تغييرات سياسي ناشي از آن، از جمله در شمال آفريقا و حاشيه خليج فارس، پاي مردم و توده ها نيز به تحولات سياسي منطقه باز شده و دولتهاي وابسته عربي يا ساقط گرديده يا مجبور به تغييراتي در مواضع خود مي شوند؛ امري كه وضعيت امنيتي رژيم صهيونيستي را به مرور بدتر مي كند و جغرافياي سياسي جديدي را در منطقه بنياد مي نهد. هر چند كه غربي ها به ويژه آمريكا تلاش مي كنند با انواعي از روش هاي مقابله - از مداخله نظامي در ليبي گرفته تا درخواست از بن علي و مبارك براي كنار رفتن و سپردن امور به نظاميان وابسته به خود تا مداخله نظامي رژيم هاي مرتجع عربي مانند عربستان در بحرين و يمن - تا حدي كه امكان دارد منافع منطقه اي خود را حفظ كنند ولي واقعيت اين است كه از هم اكنون اين تغيير در موازنه قدرت به نفع جريان هاي اسلامگرا در منطقه آغاز شده و نيروهاي وابسته در منطقه آرام آرام مواضع بيشتري را از دست مي دهند.

يكي از مهم ترين تلاش هاي ضد انقلابي غربي ها در مقابل بيداري اسلامي كنوني كه با همكاري تركيه- كه در واقع در دست ژنرال هاي نظامي لائيك و وابسته قرار دارد و نسبت به قدرت روزافزون ايران حسادت مي ورزد و نسبت به ايران كه به سرعت در علوم و فناوري هاي پيشرفته رشد مي كند از نظر علمي فناوري نيز در حال عقب رفتن است- و حكومت هاي رو به زوال عربي مانند عربستان و قطر كه به پول نفت به شدت وابسته اند صورت مي گيرد، توطئه عليه حكومت ضد اسرائيلي بشار اسد در سوريه است.

آنها كه در حال از دست دادن كامل يا كاهش نفوذ در كشورهاي وابسته عربي هستند، حكومت بشار اسد را به گروگان گرفته اند تا ايران و نيروهاي مقاومت را مجبور كنند در مقابلشان كوتاه بيايند، زيرا آن ها را كانون اصلي مقاومت در برابر غرب مي دانند. اما سوريه توانسته در مقابل اين توطئه ايستادگي و نقشه هاي آنان را به خوبي خنثي نمايد.

در اين ميان بي منطق ترين راه براي غربي ها و رژيم هاي عربي رو به زوال اين است كه بر تصميم خود در فشار بر سوريه اصرار بورزند. زيرا:

1- سوريه ساليان سال در مقابل رژيم صهيونيستي ايستادگي نموده و وجهه ضد صهيونيستي آن توده هاي بسياري را در منطقه طرفدار اين كشور ساخته است.

2- سوريه در سطح بين المللي از دوستان قابل اعتمادي برخوردار است كه يا به دليل ماهيت ضد اسرائيلي آن و يا بدليل مشاهده بحران هاي فكري اقتصادي و سياسي در غرب و شناخت احتمالات آينده بنا ندارند اين كشور را تنها بگذارند.

3- اين كشور طبقه حاكم، ارتش و نيروهاي امنيتي بسيار متحدي دارد كه اعتماد به نفس خود در مقابله با توطئه خارجي و دفاع از موجوديت نظام حكومتي اين كشور را به نمايش گذارده اند. هم چنين بر خلاف تبليغات هدفدار غربيان، همانگونه كه در تظاهرات عمومي در اين كشور ديده مي شود، اكثريت بالايي از مردم اين كشور حكومت را تأييد مي كنند.

4- نيروهاي ضداسرائيلي بسيار قدرتمندي در سطح منطقه پراكنده اند، آن ها در شرايط ويژه آزاد گرديده و با رژيم هاي مرتجع عربي تسويه حساب و قدرت يكپارچه اي در مقابل رژيم صهيونيستي و زياده طلبي هاي غرب در منطقه تشكيل خواهند داد. با توجه به اينكه منطقه در وضعيت انقلابي به سر مي برد، در شرايط بحران دولت هاي مرتجع قادر نخواهند بود از حركت مردم به سوي اهدافشان جلوگيري كنند.

5- آشكار است كه در شرايط خاص، هر دولتي از همه امكاناتش عليه دشمن بهره مي گيرد. اگر غربي ها به تداوم توطئه خود و تشديد حمله برنامه ريزي شده عليه سوريه اصرار بورزند، طرف مقابل ترديدي در به كارگيري اهرم هاي قدرتش به خود راه نخواهد داد. معني ديگر اين امر بدتر شدن و بحراني تر شدن شديد امنيت رژيم صهيونيستي است به حدي است كه اين رژيم را در پرتگاه سقوط و نابودي قرار دهد.

اكنون مشخص مي شود كه منطق افزايش فشار بر سوريه چقدر سست است. آنها در نهايت مجبور خواهند شد براي بازگشت به وضع قبلي امنيتي، دوستانشان را فدا كنند و به نقطه اوليه بازگردند. اما بازگشت به آن نقطه كه البته آن هم از نظر امنيتي برايشان مطلوب نبود- امكان پذير نيست، زيرا نيروهاي اصلي شان را از دست داده و دوستانشان را نااميد خواهند يافت.

تشديد بحران امنيتي رژيم صهيونيستي مي تواند به گونه اي ديگر نيز رخ دهد:

1- در صورتي كه نيروهاي انقلابي در منطقه به اين تصميم برسند كه در مقابل فشارهاي غرب عليه سوريه، فشارها به يك دولت رو به زوال عربي را شارژ كنند. در اين صورت، غربي ها از خواب بيدار شده و به فكر مصالحه خواهند افتاد، اما زمان را از دست رفته خواهند يافت.

2- رژيم صهيونيستي با يك تصميم اشتباه تاريخي، به مراكز هسته اي ايران حمله كند. آنگاه اين رژيم و دوستان غربي اش در برابر مقابله خردكننده ايران و نيروهاي جهادي در منطقه، به تسليم ذلت باري تن خواهند داد كه هويت و موجوديت آن ها را بر باد خواهد داد.

ب) بازي بي منطق غرب با نفت:
از زماني پيش از جنگ جهاني اول و ابتدا آرام آرام، نفت به جز جدايي ناپذير اقتصاد در غرب تبديل شده است؛ به گونه اي كه امروزه نفت نقش امنيتي بسيار مهم و تعيين كننده اي براي غربيان بازي مي كند.

در ميان مراكزي كه در جهان داراي ذخاير نفتي هستند، منطقه خليج فارس و شمال آفريقا از بقيه مهمتر است. ميدان نفتي القوار عربستان بزرگترين ميدان نفتي جهان است. اكنون آشكار است كه ذخاير نفت در اين دو منطقه تا حدود 90 سال ديگر تداوم خواهد داشت، درحاليكه در ساير نقاط جهان چشم انداز مطلوبي ندارد.

يكي از دلايل بحران اقتصادي فعلي در غرب كه از سال 2007 شروع شده و به مرور زمان بدتر شده است، افزايش بهاي نفت بوده است، زيرا وقتي قيمت نفت گران مي شود ديگر توليد كالا كه رگ حيات اقتصادي غربي ها است نمي صرفد.

به طور كلي، بحران اقتصادي در غرب شادابي را از اين جوامع گرفته و به بحران بيكاري، فقر، ماليات هاي بيشتر و غيره انجاميده است.

با توجه به اينكه غربيان به گفته خود، تنها به عقل ابزاري يا عقل معاش توجه دارند و اهدافشان بيشتر اقتصادي است، بحران شديد اقتصادي مي تواند شيرازه بسياري از امور را در غرب پاره كند. زيرا بدهي زياد و نداشتن پول، قدرت مانور در داخل و خارج (از جمله پرداخت رشوه هاي بسيار براي دوست يابي بين المللي) را از دولت هاي غربي مي گيرد و مردم را نيز به توانايي دولت مردان در تأمين معاش عمومي مردد مي كند.

در اين شرايط، ايجاد تغييرات سياسي در كشورهاي مختلف- غربي- مانند جايگزيني سوسياليستها به جاي راست گرايان كه در فرانسه اتفاق افتاد- حتمي است. البته اين فقط آغاز راه است. زماني كه ديگر هيچ راه حلي متصور نباشد و همه راه هاي معمولي بدون كسب موفقيت تجربه گرديده باشند، تحولات سياسي برانداز در نوبت قرار خواهند گرفت و دولت هاي غربي را با مجموعه اي از مشكلات حاد و شديد امنيتي و موجوديتي مواجه خواهند ساخت. بيداري اسلامي در منطقه خاورميانه با بردن ملت ها به سمت ملي كردن مراكز و صنايع نفتي و دريغ كردن سودهاي كلان شركت هاي غربي و استعمارگران، نيز مزيد بر علت خواهد شد.

نكته مهمي كه بايد توضيح داد اين است كه بازي نفت و تحريم، كه قدرت هاي غربي عليه ايران براه انداخته اند نيز بسيار بي منطق است. زيرا:

جغرافياي سياسي ايران به گونه اي است كه بدليل دسترسي وسيع به درياهاي آزاد و برخورداري از قدرت دريايي و كشتيراني تجاري قدرتمند، تعداد زياد همسايگان خشكي و دريا و غيره تحريم ها را بي اثر مي كند.

نفت در دنياي معاصر كالاي بسيار گران بها و نادري است و جمهوري اسلامي ايران از منابع عظيم آن بهره مند است. ضمن اينكه با توجه به جغرافياي سياسي جمهوري اسلامي ايران، صدور اين كالا به كشورهاي غربي تنها در صورت رضايت ايران امكان پذير است. ايران ميتواند با فعال كردن بخشي از اهرم هاي قدرت خود، تنها به ميزاني اجازه صدور نفت به غرب را بدهد كه با منافع ملي اش سازگار است.

ايران اعلام كرده است كه در اين منطقه يا همه نفت صادر مي كنند يا هيچكدام و اكنون همگان دريافته اند كه به دلايل مختلف امكان بهره گيري از زور عليه ايران براي باز نگهداشتن مسيرهاي عبور نفت وجود ندارد.

به علاوه اينها، درك واقعي تر شرايط منطقه از سوي قدرت هايي مانند روسيه يا چين باعث شده است كه آنها با جريان اسلام گرا همراه شده و پيام آور روزگاري نه چندان دور باشند كه در آن غرب به فرض موجود بودنش، براي دريافت هر بشكه نفت مجبور باشد تا زانو در مقابل جبهه مقابل خم شود.

با توجه به مطالب پيش گفته ميتوان نتيجه گرفت كه تهديد عليه سوريه و بازي با نفت عليه جمهوري اسلامي ايران دو اشتباه بزرگ و فاحش غرب است. اين دو مسئله ميتواند باعث افزايش خردكننده تهديدات امنيتي عليه رژيم صهيونيستي و تهديد عبور نفت ارزان به سمت غرب شود؛ دو امر مهمي كه كليد پيروزي بر غرب مهاجم و استعمارگر در زمان حاضر است.

منبع: كيهان - دكتر مصطفي ملكوتيان دانشيار گروه علوم سياسي دانشگاه تهران



نام(اختیاری):
ایمیل(اختیاری):
عدد مقابل را در کادر وارد کنید:
متن:

کانال تلگرام مفیدنیوز
کلیه حقوق محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع ميباشد.