آرشیو نسخه های rss پیوندها تماس با ما درباره ما
مفیدنیوز
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا                                                                           
صفحه اصلی | سیاسی | اجتماعی | فضای مجازی | اقتصادی | فرهنگ و هنر | معارف اسلامی | حماسه و مقاوت | ورزشی | بین الملل | علم و فناوری | تاریخ يكشنبه ۳ شهريور ۱۳۹۸ rss
نسخه چاپی ارسال
دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نوری همدانی
پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت الله مصباح یزدی
سایت اینترنتی حجه الاسلام والمسلمین جاودان
استاد قاسمیان
خبرپو - جستجوگر خبر
پاتوق كتاب
شناخت رهبری
عصر شیعه
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
صدای شیعه
عمارنامه
شبکه خبری قم
در ميدان دشمن بازي نكنيد!

در ميدان دشمن بازي نكنيد!


نقدي بر اهداي جايزه «پيشكسوت علوم انساني» و «مدال طلاي ابن سينا»


شهريار زرشناس
در چهارمين دوره جشنواره فارابي آقاي دكتر كريم مجتهدي به عنوان «پيشكسوت علوم انساني ايران» مورد تقدير ويژه قرار گرفتند و همچنين در توافقي مشترك، ميان يونسكو و ايران نائل به دريافت «مدال جهاني ابن سينا» گرديده است. درخصوص كيفيت اين انتخاب و به ويژه نقش يونسكو در اين گزينش، نكاتي وجود دارد كه ذيلا مطرح مي كنم؛ خصوصا اينكه چهارمين دوره «جشنواره فارابي» به عنوان اولين همايش علمي بزرگ با هدف تامين انتظارات رهبر معظم انقلاب اسلامي براي توليد و كاربردي ساختن «علوم انساني اسلامي» برگزار شد.
1-دكتر كريم مجتهدي، فلسفه دان معروفي است كه هم سابقه اي طولاني در تدريس در همه سطوح دانشگاهي دارد، هم مقالات و كتب زيادي درخصوص فلسفه به نگارش درآورده است كه از آن ميان، كتاب هاي «نخستين آشنايي با فلسفه غرب در ايران» و «انديشه سيدجمال الدين اسدآبادي» را مي توان به عنوان آثارمتتبعانه ايشان نام برد و هم بخش مهمي از آشنايي دانشجويان رشته هاي علوم انساني با افكار كانت و فلسفه دكارت (به عنوان پايه گذاران فلسفه غرب مدرن) توسط آثار غيرانتقادي ايشان رقم خورده است.
اما، نكته بسيار مهم اين است كه در شرايط كنوني كشور ما كه در پي رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب، بحث نقد جدي مباني علوم انساني سكولار و مبارزه نظري با بنيان ها و مفروضات فلسفي ايدئولوژي هاي مدرنيستي و بعضا ماترياليستي به به عنوان يك «مبارزه مقدس علمي» تلقي مي گردد، طبعا اين انتظار وجود دارد كه وقتي از شخصي تحت عنوان «پيشكسوت علوم انساني ايران» در يك جامعه و نظام اسلامي انقلابي(و نه يك نظام شبه مدرن مجذوب علوم انساني سكولار) تقدير مي شود، اين شخص داراي رويكردي نقادانه مستمر نسبت به اصول و مباني مدرنيته و جهان بيني عصر به اصطلاح روشنگري (كه نطفه علوم انساني غربي در آن دوره بسته مي شود) باشد.
با احترامي كه براي دكتر كريم مجتهدي به عنوان يك استاد فلسفه در دانشگاه قائل هستم، ناگزير از اشاره به اين نكته ام كه ايشان يك مترجم و پژوهشگر توانمند است، و نه يك متفكر نقاد نسبت به بنيان هاي فلسفي علوم انساني مدرن، كه بتوانند در سلوك تفكر، افق هاي نويني را براي عبور از ساحت پندار به عالم ديدار آن هم برپايه «حكمت اسلامي» بگشايند.
در چارچوب نظام اسلامي كه در دهه «پيشرفت و عدالت» در زمينه توليد فكر، مقابله با علوم انساني سكولار و گام برداشتن به سوي علم ديني اهتمام جدي مي ورزد؛ بايد كسي را به عنوان «پيشكسوت علوم انساني» برگزيد كه كارنامه آثار و منظومه افكار او حكايت گر مجاهدت مستمر در زمينه نقد مباني فلسفه غرب و اركان جهاني بيني ظلماني عصر به اصطلاح «روشنگري غرب» باشد و كوشش هاي وي نيز از منظر «تفكر وحياني» و ميراث «حكمت اسلامي» و مبتني بر بهره گيري از معارف قدسي كتاب و روايات باشد؛ كه خوشبختانه در شرايط كنوني كشور، شخصيت هاي داراي چنين مشخصاتي در سطوح و مراتب مختلف داريم؛ بايد چنين افرادي الگو شوند وگرنه مترجم و شارح آراي فيلسوفان غربي كه آثارش بهره گرفته از ترجمه باشد كه در كشور به تعداد زياد هستند و متأسفانه در جهاد بزرگ عقيدتي نقد علوم انساني غربي كه رهبر معظم انقلاب در سخنراني هاي سفر اخير به قم آن را «مبارزه مقدس علمي» ناميدند، اين دسته از مترجمان و شارحان به هيچ روي منشأ اثر و حركتي نيستند. در اينجا لازم مي دانم تأكيد كنم، منظور نگارنده انكار جايگاه علمي آقاي دكتر مجتهدي به عنوان يك فلسفه دان و مترجم فعال نيست، بلكه انتقاد به اين است كه چرا و براساس كدام معيار فلسفه داني را كه وجه غالب و اصلي آثار او فاقد جهت گيري نقادانه عليه مباني و اركان نظري علوم انساني سكولار است، به عنوان «پيشكسوت علوم انساني ايران» برگزيده ايد؟! اين امر آيا به معناي بروز نوعي انحراف و يا درست نديدن هدف در تعريف و تشخيص مصداق «پيشكسوت علوم انساني نيست»؟! بي ترديد هدف اصلي آن دسته از مسئولان نظام كه بحث عنوان پيشكسوت علوم انساني و تقدير از ايشان را دنبال مي كرده اند، تقدير از مروجان و مبلغان علوم انساني سكولار در ايران نبوده است و با اهداء اين جايزه قصد ترويج جهاد بزرگ مبارزه و نقد علوم انساني سكولار را داشته اند- كه ان شاءالله چنين بوده است- ولي سؤال اين است كه گزينه انتخاب شده چه نسبت و نزديكي و پيوند و همسويي اي با اهداف سابق الذكر دارد كه حداقل در 2 سال گذشته بارها مورد تأكيد و تذكر مقام عظماي ولايت بوده است؟!
2- اغراض استعماري «سازمان يونسكو» از فعاليت هاي فرهنگي اش در مقياس جهاني، حقيقتي است كه حتي بسياري از انديشمندان منتقد و مستقل در مغرب زمين هم به آن اذغان دارند. باتوجه به رويه موجود مبني بر مشاركت رسمي يونسكو با ايران در اهداي جايزه «مدال طلاي ابن سينا» براي معرفي برگزيده آن، پرسش هايي مطرح مي شود كه خوب است مسئولان و كارگزاران اين جايزه به آنها پاسخ بدهند.
مشاركت و همكاري برخي مسئولان جمهوري اسلامي ايران با يونسكو خصوصاً در عرصه فلسفه، باتوجه به ماهيت استعماري علوم انساني (كه رهبر معظم انقلاب برخي از دانش هاي علوم انساني را «ذاتاً مسموم» ناميده اند) و با درنظر گرفتن اغراض استعماري شناخته شده يونسكو، با كدامين منطق قابل فهم و توضيح است؟! آيا اين مشاركت مانند آن نيست كه از راهزنان انتظار حفاظت از كاروان را داشته باشيم؟!
آيا بايد باور كنيم كه اهداف يونسكو از فعاليت فرهنگي در ايران آن هم در قلمرو علوم انساني، چنان با اهداف برخي مسئولان فرهنگي تصميم گيرنده در ايران اسلامي، مشابه و يا حتي نزديك و همسو گرديده است كه در مقوله تجليل از اشخاص فعال در علوم انساني (به ويژه فلسفه) به تشخيص واحدي رسيده اند؟ اگر چنين باشد، آن هنگام بايد پرسيد كه آيا يونسكو كه به عنوان يكي از ابزارهاي سلطه طبقه حاكمان پنهان جهاني و يكي از بازوهاي اصلي فرهنگي سازمان ملل متحد كه طبعاً مبلغ غايات مدرنيته و نيز مشهورات علوم انساني مدرن است، دست از اغراض خود كشيده و تغيير ماهيت داده است تا آنجا كه با اهداف فرهنگي نظام اسلامي در نقد جدي مباني علوم انساني اومانيستي همسو گرديده است؟! يا اين كه خداي ناكرده در اعتقادات يا سياست هاي برخي مسئولان فرهنگي كشور كه از قضا هم در تعيين برندگان چهارمين جشنواره بين المللي فارابي و هم در معرفي گزينه پيشنهادي ايران به يونسكو براي اهداء «مدال طلاي ابن سينا» نقش تأثيرگذاري دارند، تغييري رخ داده است؟
كارنامه عملكرد سازمان هايي چون يونسكو به ويژه در ميان ملت هايي كه با انقلاب يا اعتراض عليه استعمار سرمايه داري مدرن به دنبال تأمين استقلال خود بوده اند، به روشني نشان مي دهد كه شاكله فعاليت اين نهاد و نيز نهادهاي مشابه آن، كوشش در مسير استحاله فرهنگي مسلمانان است؛ به ويژه در جوامعي كه نظام هاي ضداستعماري در آن ها حاكمند. براي كشور ما كه در متن يك جنگ تمام عيار فرهنگي- سياسي و نزاع گسترده و فراگير اعتقادي (يك جنگ نرم و جهاد عقيدتي تمام عيار) با امپرياليسم سرمايه داري و كليت استكبار جهاني قرار دارد، هر نوع خوش بيني به نهادهاي جنگ نرم دشمن (مانند سازمان يونسكو) و يا همراهي و همسويي با آنها، بي ترديد خطاي بزرگي است و باتوجه به ثابت بودن ماهيت استكباري غرب مدرن، نشان دهنده غفلت يا خداي ناكرده استحاله در ميان خودي ها است كه مي تواند بسيار خطرناك باشد، چون روزنه ها و مجراهايي براي نفوذ دشمن و يا تحكيم حضور نيروهاي آن در درون مرزهاي فرهنگ خودي پديد مي آورد.
برخي غفلت ها ممكن است كوچك يا قابل اغماض به نظر آيد، اما بايد هميشه توجه كنيم كه ما در متن يك جنگ تمام عيار فرهنگي- سياسي قرار داريم و استراتژي اصلي حاكمان پنهان نظام استكباري براي سرنگوني نظام اسلامي با محوريت كودتاي ايدئولوژيك و جنگ نرم در حال انجام است و هر غفلت، هر چقدر هم كه كوچك به نظر آيد، گاه مي تواند تبعات ويرانگري داشته باشد. اين امر ريشه در طبيعت فعاليت هاي فرهنگي دارد كه در مقاطعي اثرات آنها نامحسوس است و رصد كردن و فهميدن جلوه ها و مظاهر بروز و ظهور آن نيازمند بصيرت خاصي است و متأسفانه در شرايط كنوني كشور اين بصيرت در ميان برخي مسئولان فرهنگي كشور، كيمياي كم يابي است. اگر چنين نبود مقام عظماي ولايت بارها در نقد كار «ويتريني» در حوزه فرهنگ هشدارهاي جدي و علني نمي دادند و از اشاعه علوم انساني مبتني بر ايدئولوژي ليبراليستي غرب، با نگراني و دلواپسي سخن نمي گفتند و موكدا «نقد شجاعانه علوم انساني غرب» را متذكر نمي شدند.



نام(اختیاری):
ایمیل(اختیاری):
عدد مقابل را در کادر وارد کنید:
متن:

کانال تلگرام مفیدنیوز
کلیه حقوق محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع ميباشد.