آرشیو نسخه های rss پیوندها تماس با ما درباره ما
مفیدنیوز
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا                                                                           
صفحه اصلی | سیاسی | اجتماعی | فضای مجازی | اقتصادی | فرهنگ و هنر | معارف اسلامی | حماسه و مقاوت | ورزشی | بین الملل | علم و فناوری | تاریخ چهارشنبه ۲۷ دي ۱۳۹۶ rss
نسخه چاپی ارسال
دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نوری همدانی
پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت الله مصباح یزدی
سایت اینترنتی حجه الاسلام والمسلمین جاودان
استاد قاسمیان
خبرپو - جستجوگر خبر
پاتوق كتاب
شناخت رهبری
عصر شیعه
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
صدای شیعه
عمارنامه
شبکه خبری قم

ابتذال نهفته در فیلمفارسی «من سالوادور نیستم» فیلمسازی یا سری دوزی در سواحل برزیل دسیسه‌هایی برای جذب مردم




تاریخ: ۲۰ اسفند ۱۳۹۴

گروه فرهنگی «سراج24»- مرتضی اسماعیل دوست: گاه چنان وضعیت این سینمای نیم بند داخلی احوالت را دگرگون می کند که نمی دانی دست از کار بشوری و یا این که قلم را برای انتقاد از عوامل ایجاد این بستر رخ داده تیزتر نمایی. متاسفانه نبود ساز و کار مشخص در چرخه تولید و اکران موجب ایجاد وضعیت بیراهه ای در سینمای ما شده که دلپاره های بسیار از آن بیرون می زند.

این روزها اکران فیلمی مبتذل چون «من سالوادور نیستم» با نگرشی کاملا بی هویت و با انواع فریبکاری جهت تسخیر گیشه فروش از سوی کارگردانی که نگرش فیلمفارسی در آثارش رخنه کرده، نگاهی تلخ را رقم زده است. البته نگارنده در این یادداشت در پی پاسخ به هتاکی های شخصی معلوم الحال چون منوچهر هادی در گفت و گوی صورت یافته نیستم، چرا که ایشان چنان نسبت به ماهیت همین رسانه های منتقد ادبیات نامناسبی به کار برد که نمایانگر اندیشه فیلمی است که بر پرده سینماها بازتاب یافته است. البته در این فضای غبارگرفته سینمای ما رویه معمول این بوده که مسئولان امر و افراد فعال در زمینه های مختلف هر زمان نیاز داشته باشند و از طرف مقابل هم چاپلوسی هایی ببینند، تن به گفت و گو داده و هر هنگام که علاقه ای نداشته باشند رسانه ها را بایکوت می کنند! و این مساله ای مشاهده شده در ارکان مختلف اجرایی بوده که به دلیل فهم نادرست این گونه افراد درباره ماهیت گرانقدر رسانه ها به اشکال مختلف چون عدم حضور مربی بازنده در کنفرانس خبری، عدم گفت و گوی فیلمساز سری دوز با رسانه های منتقد و نقدناپذیری مسئولان رخ می نماید، تا آن جا که خبرنگاران در میان دیالوگ های فیلمی مانند «رسوایی 2» به عنوان «مگس های معرکه»! معرفی می شوند!

اما جدا از این رویه به کار رفته توسط عواملی که بی دلیل و به طرز اشتباهی توسط همین رسانه های ناآگاه و برخی افراد مزد بگیر بزرگ شده اند باید به نوع ادبیات استفاده شده توسط فیلمسازانی سری دوز اشاره کرد که با کوچک ترین انتقاد به بدترین شیوه ممکن برخورد می کنند و البته دلایلی قابل پذیرش از این احوال ناخوش آن ها وجود دارد، چرا که آثار ساخته شده بازتابی از نگاه و رفتار و بینش صاحب آن خواهد بود.

در برابر فیلمفارسی «من سالوادور نیستم» واژه خالق را به طور عمد استفاده نمی کنم و از واژه فیلم برای اتصال به «سالوادور» فریبنده دوری خواهم کرد چرا که فاصله ای بسیار میان یک اثر هنری با این روایت شلخته که با انواع جاذبه های تصنعی در پی فتح گیشه می باشد، وجود دارد. از این جهت جهان فیلمساز و ادبیات مورد استفاده سازنده آثاری چون «من سالوادور نیستم» دقیقا در راستای تولیدی بوده که صورت داده است. البته به طور حتم این گونه افراد در هنگام نمایش لبخندها و ارادت های اشخاصی که به دلیل بی بهره بودن از هر نوع دانش و آگاهی و به دلیل فطرت نوچه گی! به تحسین جناب فیلمساز! دست می زنند، رفتاری از روی روشنفکری و با وقار و همراه با ادب صورت خواهند داد و اصلا ماهیت نقد همین است که روی دیگر ماجرا را باز کرده و زخم ها و تیرگی ها و دردها و ریشه ها را بازنمایی سازد.

البته این قلم در عین وجود نقد کوبنده و صریح و بی رو در بایستی، مخالف هر گونه تخریب شخصیتی و دادن القاب ناپسند به عوامل فیلم بوده و افرادی را که جهت شهرت در این فضای ظاهرپسند با کلام و نشانی توهین آمیز با آثار برخورد می کنند مورد نکوش قرار می دهد اما در عین حال در برابر آثاری که به دلیل سیاست های به کار رفته از سوی تهیه کننده و فیلمسازش و به دلیل فریبکاری نهفته در بیان روایت و استفاده از نشانه های ابتذال به شکلی پیدا و پنهان در صدد جذب مخاطب هستند، به شدیدترین روش نقادانه برخورد کرده و در برابر «من سالوادور نیستم» هم پیش از این چنین کرده و باز هم در رسانه های مختلف جهت روشن سازی اذهان مخاطبانی که چندان شناختی از ماهیت اثر و سازنده اش ندارند، بدین روش عمل خواهم کرد.

این ناقدی نه برای شخصی خاص بلکه برای فیلمسازانی خواهد بود که حتی با برخی رفاقت چند ساله داشته و آن ها را به عنوان انسانی گرانقدر می شناسم. البته طبق دیدگاه منوچهر هادی و در طی گفت و گویی که با هم داشتیم، هر فیلمسازی توان ساخت اثری مانند «من سالوادور نیستم» را ندارد! کارگردان «من سالوادور نیستم» در همین گفت و گو عنوان داشت که به دلیل عدم دریافت مجوز ارشاد برای چند فیلمنامه هنرمندانه اش به ساخت این شاهکار! دست زده و من برایشان مثالی از فیلمسازان با شرفی زدم که سال ها است به دلیل نبود موقعیت مناسب در چرخه تولید فیلمی نمی سازند و با دشوارترین شرایط اما نجیب ترین شکل زندگی می کنند، چرا که برای نام خود و عنوان گرانقدر هنر اصالت قائل هستند. مسلم است که گیشه پسندی موجب گرایش فیلمسازانی از این دست به تولید موضوعاتی سخیف شده و همین افراد فروش بالای ساخته خود را دلیلی از موفقیت عنوان می کنند و این در حالی است که ذائقه مخاطب ما در طی سالیان دراز به دلیل همین نوع فیلم های مبتذل و آثار تلویزیونی سخیف رو به انحطاط رفته و نیاز به آسیب زدایی دارد. البته در این چرخه معیوب موارد متعددی از قصور مسئولان سینمایی تا افرادی که به هوای تجارت، سینماداری هم می کنند، وجود دارد. برای نمونه در هنگام مراجعه به یکی از سینماهای سطح شهر برای تماشای فیلم «پایان خدمت» در سانس 22:15 (مطابق آن چه در سایت سینما تیکت آمده بود) با منوی فروش «من سالوادور نیستم» مواجه شدم و گیشه دار مربوطه برنامه اعلام شده را اکران فیلم فوق عنوان داشت! که متاسفانه از این دست عجایب در چرخه اکران به دلیل نبود ساز و کار نظارتی بسیار رخ می دهد.

اما نقش رسانه ها در ارائه دیدگاهی سازنده در این میان بسیار قابل توجه خواهد بود و برخلاف نظر فیلمسازانی چون منوچهر هادی که منتقدان را زیرمجموعه ای از آثار سینمایی دانسته که اگر اثری ساخته نشود بیکار خواهند ماند! ارائه دیدگاه های کارشناسانه و مقالات ارزشمندی که متکی به داده های متفکرانه باشد در هدایت جامعه بسیار موثر خواهد بود و این در حالی است که متاسفانه در این مدت از اکران «من سالوادور نیستم» جز چند رسانه، شاهد نقدی متناسب با این اثر مخدوش که داستانی مضحکانه را با بهره گیری از بازیگری پولساز چون عطاران و سواحل برزیل و آقای سابق فوتبال جهان و البته زنی غیر متعارف از سیمای بازیگران زن آثار دیگر داشته است، مشاهده نگردید و این در حالی است که برخی از همین رسانه های مدعی اخلاق  در زمان اکران فیلمی نحیف که با هزار زحمت به اندازه انگشتان 2 دست هم تماشاگر در گروه «هنر و تجربه» نداشتند، چندین نقد واکنشی صورت یافت!

 آن چه مسلم است باید در برابر آثاری چون «من سالوادور نیستم» که با هزار دسیسه ممکن از زمان تولید تا اکران و با برنامه های هدف گذاری شده ای چون کمک به زندانیان! در صدد جذب مردم و ثبت رویه خطرناک تهی کردن تفکر از جامعه هستند، برخورد شده تا از انباشت الگوی ساخت فیلمفارسی جلوگیری شود؛ امثال مضحکانه ای چون «من سالوادور نیستم» که به طور واضحی فاقد فیلمنامه بوده و تنها به اتکای حضور عطاران و آنجل خانم برزیلی! به سمت تصاحب پول به روش بساز و بفروشی هستند.

در این یادداشت به دنبال مطرح ساختن اهمیت نگره نقد سالم و ضروری و لزوم اندیشه نزد رسانه ها در سبکی و سنگینی نقادی به میزان درجه اهمیت فروش اثر و مبتذل بودن آن پرداخته شد و فرصت لازم برای نقد «من سالوادور نیستم» را که به گواهی بسیاری از مخاطبانی که به هوای عطاران فیلم را دیدند، حتی قابلیت خنداندن تماشاگر را هم ندارد به زمانی دیگر واگذار می کنم تا به طور مفصل عنوان شود که چگونه وسواسی بودن فردی مذهبی و دلسپاری جوانی در سواحل ریودوژانیرو به دختر برزیلی و موش و گربه بازی رخ داده در فیلم در تفکری غایب نزد سازنده و افرادی کوته فکر به عنوان پیام های فیلم مطرح می شود!



نام(اختیاری):
ایمیل(اختیاری):
عدد مقابل را در کادر وارد کنید:
متن:

کانال تلگرام مفیدنیوز
کلیه حقوق محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع ميباشد.