آرشیو نسخه های rss پیوندها تماس با ما درباره ما
مفیدنیوز
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا                                                                           
صفحه اصلی | سیاسی | اجتماعی | فضای مجازی | اقتصادی | فرهنگ و هنر | معارف اسلامی | حماسه و مقاوت | ورزشی | بین الملل | علم و فناوری | تاریخ دوشنبه ۱۶ تير ۱۳۹۹ rss
نسخه چاپی ارسال
دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نوری همدانی
پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت الله مصباح یزدی
سایت اینترنتی حجه الاسلام والمسلمین جاودان
استاد قاسمیان
خبرپو - جستجوگر خبر
پاتوق كتاب
شناخت رهبری
عصر شیعه
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
صدای شیعه
عمارنامه
شبکه خبری قم

فرصتي براي هدفمندسازي اقتصاد سينما




تاریخ: ۱۴ آذر ۱۳۸۹

آرش فهيم
آغاز اجراي طرح هدفمندسازي يارانه ها، فرصتي است براي اين كه ساختار اقتصادي سينماي ايران نيز به سمت هدفمند شدن بيش از پيش حركت كند. اين موضوع از آنجا مهم است كه روند جريان فيلمسازي در هر كشوري تا حد زيادي به امكانات اقتصادي و نحوه به كار گرفتن بودجه ها وابسته است. به همين دليل، اقتصاد براي اين حوزه از فرهنگ- صنعت هم يك فرصت است و هم يك تهديد. عدم تخصيص نامتوازن و هدرمند سرمايه، تهديدي است كه موجب اتلاف بسياري از استعدادها مي شود. برعكس؛ با استفاده بهينه و هدفمند از بودجه، مي توان كنترل و هدايت جريان هاي سينمايي را با كمترين انرژي و زحمتي در دست داشت.
در اين كه ساختار اقتصادي سينماي ايران دچار مشكل و بيماري است، هيچ ترديدي وجود ندارد. زيرا اگر اين گونه نبود، شاهد فيلم هاي بهتري روي پرده سينماها بوديم. نمايش ناگهاني چند فيلم شبه كمدي در يك زمان، حضور همزمان يك بازيگر در چند فيلم درحال نمايش، سقف بالا و نامتعين دستمزد برخي به اصطلاح ستاره هاي سينما، انزواي درازمدت فيلم هاي ارزشي در اكران و... از جمله نشانه هاي بيماري ساختار اقتصاد سينماي ما هستند. يعني نظام توليد، توزيع و عرضه فيلم در كشورمان روي حساب عمل نمي كند.
فيلم ضدملي با بودجه ملي؟
بحث درباره اقتصاد سينما، آسيب شناسي آن و راهكارهاي اصلاح آن معضل است و مي توان از زوايا و ابعاد گوناگون به آن پرداخت. اما مقصود از هدفمندسازي اقتصاد سينما اين است كه تقسيم، تخصيص و صرف بودجه در اين حوزه در راستاي اهداف و انتظارات استراتژيك ما از سينما باشد.
روند توليد فيلم در سال هاي پس از انقلاب نيز مانند اقتصاد ملي ما يارانه اي يا به عبارت بهتر سوبسيدي بوده است. اما به علت عدم هدفمند بودن توزيع سوبسيد، انتظاراتي كه از فيلم ها مي رفته برآورده نشده است. اين درحالي است كه با ساماندهي اين پديده، مي شد تا از رشد قارچ گونه نوعي از فيلم ها كه ربطي به آرمان ها، عقايد و منافع ملي ما ندارند جلوگيري كرده و در مقابل، كارزار و بستر رفع مظلوميت از سينماي هويتمند و به معناي واقعي ايراني فراهم شود.
متأسفانه هر سال شاهد توليد فيلم هايي هستيم كه به رغم تعارض با اهداف فرهنگي اعلام شده از سوي مسئولان سينمايي، از حمايت مادي و سخت افزاري آن ها برخوردار مي شوند. مي توان فهرست بلند بالايي از فيلم هايي تهيه كرد كه توسط نهادهايي چون حوزه هنري، بنياد فارابي، مركز گسترش سينماي مستند و تجربي، صدا و سيما و... توليد شده اند، اما محتواي آن ها هيچ سنخيتي با صحبت هاي مديران اين نهادها نداشته است. آيا عجيب نيست كه مسئولان دولتي از فيلم هايي حمايت مالي مي كرده اند كه خودشان مجبور شده اند پس از توليد همان فيلم دست به توقيف يا حذف و اصلاح آن بزنند؟ برخي از كارشناسان فرهنگي و سينمايي از تصدي گري دولت در اين عرصه ابراز نارضايتي مي كنند و معتقدند سينما بايد به بخش خصوصي واگذار شود و دولت صرفا اقدام به نظارت نمايد. اين سخن نه به طور كامل، اما تا حدي درست است. زيرا دولت، به عنوان نماينده ملت، فقط و فقط بايد سرمايه ملي را صرف آثاري كند كه در خدمت آرمان هاي ملي باشد. آثاري كه بي ربط با اين آرمان ها هستند، نبايد از بيت المال تغذيه شوند و اگر هم قرار است ساخته شوند، اين كار بايد توسط بخش خصوصي و بدون حتي كمترين وام دولت صورت بگيرد.
دولت بايد پا را از اين هم فراتر نهد و فيلم هاي مسئله دار- از آثار سخيف و غيراخلاقي گرفته تا فيلم هاي جشنواره اي و شبه روشنفكرانه- را تحت تنگناي اقتصادي قرار دهد. مثلا مي توان براي اين گونه پروژه ها، ماليات سنگين تصويب كرد. به طوري كه متوليان اين گونه پروژه هاي مخرب، براي دست يابي به هدف خود مجبور به پرداخت هزينه و غرامت شديدي شوند. به اين ترتيب مي توان با هدفمند كردن اقتصاد سينما در مرحله توليد، تا حد زيادي به اهداف فرهنگي و استراتژيك رسيد.
شكستن انحصار اكران
هدفمندسازي اقتصاد سينما به جز مرحله توليد، در مرحله اكران نيز بايد انجام شود. در اين مرحله نيز دولت بايد به حمايت مستقيم مادي و معنوي از فيلم هاي ارزشمند و جريان ساز فرهنگي دست بزند. در مقابل شرايطي را ايجاد كند كه فيلم هاي كم ارزش يا متضاد با آرمان هاي كشورمان، كمتر بتوانند فرصت خودنمايي و انحصار در نمايش را پيدا كنند.
اجراي طرح ساماندهي اكران مي تواند اولين قدم باشد. همان طرحي كه معاونت سينمايي وزارت ارشاد قصد اجراي آن را داشت، اما به خاطر برخي فشارهاي موجود عقب نشيني كرد. اين درحالي بود كه طبق اين طرح، فرصت و امكان نمايش فيلم هاي فرهيخته و با محتواي غني بيشتر مي شد. وضعيت موجود گوياي آن است كه جريان هاي منفعت طلب و انحصارگر سينمايي، هيچ گاه با اجراي طرح اكران موافق نخواهند شد. به همين دليل لازم است كه دولت با اهرم هاي اقتصادي و بدون سازشكاري، انحصار اكران را بشكند.
فيلم سفارشي، آري يا خير؟
توليد آثار سفارشي در عرصه فرهنگ و به طور خاص سينما، يك موضوع بحث برانگيز و پرسابقه است. از آنجا كه سفارش خلق يك اثر هنري، با پيشنهاد اختصاص بودجه همراه است، جزء مباحث اقتصادي سينما به حساب مي آيد و تنظيم كردن آن به هدفمند شدن سرمايه گذاري در اين حوزه مي انجامد.
البته هنوز بحث اين كه اصلا توليد آثار سفارشي در فرهنگ خوب است يا بد به نتيجه اي ختم نشده است. عده اي موافق توليد فيلم سفارشي هستند و مي گويند براي پر كردن خلأها و توجه به موضوعاتي خاص لازم است كه دولت و يا نهادهاي مختلف سرمايه گذاري كرده و آثاري را سفارش بدهند. مخالفان هم معتقدند كه يك كار هنري بايد از دل هنرمند برآيد تا لاجرم بر دل نشيند و معمولا چون آثار سفارشي كار دل نيستند به نتيجه مطلوب نمي رسند.
هر دو گروه درواقع درست مي گويند. از يك طرف نمي توان به طور مطلق منكر كار سفارشي شد و بسياري از آثار هنري و ادبي بزرگ تاريخ جهان سفارشي هستند. از طرف ديگر هنرمند اگر به موضوع زيردستش اعتقاد عميقي نداشته باشد و با انگيزه هاي ديگري، مثلا كسب اقتصادي، سفارش بپذيرد، نمي تواند كار خوبي را ارائه دهد. همچنان كه تجربه نشان داده، بسياري از آثار سفارشي، به خصوص با موضوعاتي چون انقلاب و دفاع مقدس، به خاطر ناهماهنگي با اعتقاد قلبي كارگردان يا هنرمند، خراب شده اند.
بنابراين بايد به يك نقطه تعادل رسيد؛ سفارش و بودجه فقط بايد به افرادي تعلق گيرد كه خودشان با موضوع سفارش شده همراه و همدل باشند. سفارش دادن به افراد، به صرف تخصص و توانايي فني موجب هدر رفتن بودجه ها مي شود.
جشنواره ها و جوايز بي هدف
يكي از كارزارهايي كه بخشي از بودجه سينماي ايران را مصرف مي كنند، جشنواره ها هستند. هر سال تعداد زيادي جشنواره موضوعي در اين عرصه برگزار مي شود و در هر كدام از آن ها نيز جوايزي به برگزيدگان و تقديرشوندگان اهدا مي شود. با اين حال برخي از اين جشنواره ها، در عمل صحنه اي براي اتلاف و به هدر دادن سرمايه محسوب مي شوند. چون با بررسي و آسيب شناسي آنها تنها نتيجه اي كه به دست مي آيد اين است كه اين جشنواره ها هياهوي بسيار براي هيچ هستند! چند روزي برگزار مي شوند، تعدادي فيلم نمايش داده مي شود و بعضي افراد سخنراني مي كنند و درنهايت به چند نفر جايزه اهدا مي شود و ديگر هيچ!
براي هدفمند كردن اقتصاد سينما در اين زمينه، اول بايد تا حد امكان تعداد جوايز، سيمرغ ها و تنديس هاي جشنواره ها محدود و خلاصه شوند. دوم اين كه بايد به آثار و افرادي جوايز اختصاص يابد كه واقعا «ارزش» داشته باشند. سوم هم اين كه جشنواره هايي كه ثمره اي ندارند و فقط بودجه مصرف مي كنند، همان به كه حذف شوند.



نام(اختیاری):
ایمیل(اختیاری):
عدد مقابل را در کادر وارد کنید:
متن:

کانال تلگرام مفیدنیوز
کلیه حقوق محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع ميباشد.