آرشیو نسخه های rss پیوندها تماس با ما درباره ما
مفیدنیوز
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا                                                                           
صفحه اصلی | سیاسی | اجتماعی | فضای مجازی | اقتصادی | فرهنگ و هنر | معارف اسلامی | حماسه و مقاوت | ورزشی | بین الملل | علم و فناوری | تاریخ جمعه ۲۰ تير ۱۳۹۹ rss
نسخه چاپی ارسال
دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نوری همدانی
پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت الله مصباح یزدی
سایت اینترنتی حجه الاسلام والمسلمین جاودان
استاد قاسمیان
خبرپو - جستجوگر خبر
پاتوق كتاب
شناخت رهبری
عصر شیعه
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
صدای شیعه
عمارنامه
شبکه خبری قم

آتش ز خيمه ها به هوا مي شد، اي دريغ!




تاریخ: ۲۵ آذر ۱۳۸۹

خبرگزاري فارس: حسن واشقاني فراهاني متخلص به «سائل» عضو انجمن نغمه‌سرايان مذهبي شرق تهران، غزل تازه‌اي با عنوان «بحر غم» به مناسبت شام غريبان كاروان اسراي كربلا سروده و در اختيار خبرگزاري فارس قرار داده است.


اشكي نبود بلكه تمامش شراره بود
كودك، پياده، دشمن در پي، سواره بود

در سينه‌اش ز فاصله صبح تا غروب
انبوهي از مصيبت بيش از شماره بود

بر پيكر حسين و علمدار كربلا
تا چشم كهكشان همه پر از ستاره بود

تأثير اشك و ناله اطفال و مادران
بر قلب خصم هيچ، كه از سنگ خاره بود

درها يكي‌يكي همگي بسته مي‌شدند
تنها شكيب بود كه بر درد چاره بود

بالاترين مصيبت آن لحظه‌هاي ‌سخت
اشك رباب و دوري از شيرخواره بود

ناگاه عمه ديد كه چشم سكينه نيز
گريان تر از رباب به يك گاهواره بود

خون‌هاي دوش دختري از آل فاطمه
گوياي گوش پاره و بي گوشواره بود

آتش ز خيمه‌ها به هوا مي‌شد، اي دريغ!
لختي دگر به نيزه، مه و ماهپاره بود

مي‌شد به خيمه‌اي و برون مي‌دويد و باز
زينب چقدر بحر غمش بي‌كناره بود

«سائل» دوباره بغض گلوگير من شكست
كافي براي گريه فقط يك اشاره بود



نام(اختیاری):
ایمیل(اختیاری):
عدد مقابل را در کادر وارد کنید:
متن:

کانال تلگرام مفیدنیوز
کلیه حقوق محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع ميباشد.