آرشیو نسخه های rss پیوندها تماس با ما درباره ما
مفیدنیوز
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا                                                                           
صفحه اصلی | سیاسی | اجتماعی | فضای مجازی | اقتصادی | فرهنگ و هنر | معارف اسلامی | حماسه و مقاوت | ورزشی | بین الملل | علم و فناوری | تاریخ چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۸ rss
نسخه چاپی ارسال
دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نوری همدانی
پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت الله مصباح یزدی
سایت اینترنتی حجه الاسلام والمسلمین جاودان
استاد قاسمیان
خبرپو - جستجوگر خبر
پاتوق كتاب
شناخت رهبری
عصر شیعه
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
صدای شیعه
عمارنامه
شبکه خبری قم
«گ» مثل گستاخ، مثل پناهی

«گ» مثل گستاخ، مثل پناهی


سرویس سیاسی مفیدنیوز :: نگاهی به ماجراهایی که در این يك ماهه اخیر به خصوص در خارج از کشور رخ داده موید این مطلب است که جعفر پناهی تنها و تنها مهره ای است مطیع و حرف شنو در اختیار رسانه های استکبار و آنها نيز از چنين شخصي نهايت استفاده را در جهت پيشبرد برنامه‌هاي خود برده‌اند. به همین علت است که این رسانه ها به بهانه های مختلف در صدد حمایت از این شخص بر می آیند.

تاریخ: ۱۸ اسفند ۱۳۸۹

 متاسفانه بعد از گذشت سی سال از انقلاب اسلامی هنوز سینمای ما نه رنگ «انقلاب»ی دارد و نه بویی از «اسلام». صرف نظر از چند فیلم خوب و درخور تحسین که آن هم حاصل کار و دغدغه های شخصی برخی از کارگردانان بود، هنوز جریان فرهنگی- هنری خاصی در حوزه سینما بر مبنای «اسلام ناب خمینیسم» راه نیفتاده که هیچ، انگار روز به روز به سمت فضای لیبرالیته غرب نزدیک تر هم می شویم.

با روی کار آمدن احمدی نژاد و دولت نهم و دهم و احیای بسیاری از آرمان های مغفول مانده حضرت روح الله، انتظار می رفت که در حوزه فرهنگ و هنر نیز تجدیدنظرهایی صورت پذیرد. اما متاسفانه هر چقدر دولت خدمتگزار در حوزه اقتصاد و سیاست (به خصوص سیاست خارجه) خوب عمل کرد در حوزه فرهنگ و هنر بد عمل کرده است.

از طرف دیگر گویا مشی و مشرب فکری- عملی برخی از افراد موثر در دولت نیز به نحوی است که بیش از آنکه از جریان انقلابی و اسلامی دفاع کند از جریانات لیبرالیستی و منورالفکری وابسته به خارج که تنها فیلم هایی با مضامین زیر سوال بردن جمهوری اسلامی ساخته اند دفاع می کند.

یکی از این نمونه ها ماجرای جعفر پناهی است. که چند وقت برخی از افراد تاثیرگذار در دولت اعلام کردند که به دنبال آن هستند که برای جعفر پناهی بخشودگی بگیرند. این در حالی است که احتمالا همه مخاطبین محترم می دانند که محکومیت جعفر پناهی به دلیل آن است که بعد از انتخابات سال قبل، او و خانواده و تعدادی از دوستانش در زیر زمین خانه خود مشغول ساختن فیلمی علیه جمهوری اسلامی بودند. واضح است که قوه قضا باید برای چنین شخصی با این خصوصیات، چنان حکمی را صادر کرده و نگذارد این عامل بیگانگان به ساخت فیلم در کشور و آن هم با استفاده از امکانات همین کشور مبادرت ورزد!  آخر کدام کشور و حکومتی حاضر است که امکانات و منابع خود را در اختیار افرادی بگذارد که قرار است در جهت تخریب آن حکومت عمل کند؟!

نگاهی به ماجراهایی که در این يك ماهه اخیر به خصوص در خارج از کشور رخ داده موید این مطلب است که جعفر پناهی تنها و تنها مهره ای است مطیع و حرف شنو در اختیار رسانه های استکبار و آنها نيز از چنين شخصي نهايت استفاده را در جهت پيشبرد برنامه‌هاي خود برده‌اند. به همین علت است که این رسانه ها به بهانه های مختلف در صدد  حمایت از این شخص بر می آیند.

براي مثال در مراسم افتتاحيه جشنواره فيلم برلين، نامه‌اي از جعفر پناهي توسط ايزابل روسليني، بازيگر ايتاليايي‌تبار هاليوود و رئيس هيئت داوران شصت و يکمين جشنواره فيلم برلين خوانده شد.

به گزارش هاليوود ريپورتر، جعفر پناهي در اين پيام نوشت: «واقعيت اين است که مرا پنج سال گذشته بي‌حکم، و براي 20 سال آينده با حکم، از ساختن و کارگرداني هر نوع فيلمي محروم کرده‌اند. اما مي‌دانم در اين 20 سال، با خيال خود آرزوهايم را خواهم ساخت.»

وي در بخش ديگري از پيام خود بدون آن‌كه اشاره‌اي‌ به جرمي كه مرتكب شده بكند اين چنين نوشت: «پس، از اين لحظه به بعد مجبورم براي 20 سال سکوت کنم، مجبورم نبينم، مجبورم نيانديشم و مجبورم فيلم نسازم. به واقعيت زندان و زندانبان تن مي‌سپارم تا شايد آرزوهايم را روزي روزگاري در خيال شما بيابم. بيابم آنچه را که از من دريغ کرده‌اند.»

 

ديتر کاسليک، دبيرجشنواره فيلم برلين نيز در سخنان خود درباره پيام ارسال شده از سوي جعفر پناهي گفت: «ما مي‌دانيم که خواندن اين پيام شرايط را براي جعفر پناهي در ايران بدتر خواهد کرد اما ما با او حرف زديم و او تاکيد کرد که اين پيام در اينجا خوانده شود. ممکن است اين حرف‌ها آخرين حرف‌هايي باشد که ما از پناهي خواهيم شنيد.»

بعد هم حضرات سوپراستار هاليوودي روي سن آمدند و در بيان كرامات جعفرخان زبان به مدح گشودند و  يک صندلي خالي نيز براي او در ميان اعضاي هيأت داوران اين جشنواره اختصاص دادند تا به گفته ايزابل روسليني، از اين فيلمساز در مبارزه‌اش براي آزادي حمايت کنند.

 

اما كار به همي جا ختم نشد. آنها تصميم گرفتند حالا كه جعفر پناهي نيست شخص ديگری را به عنوان علم مبارزه با جمهوري اسلامي بلند كنند. و چه كسي بهتر از اصغر فرهادي. و چه فيلمي بهتر از فيلم «جدايي نادر از سيمين». البته فرهادي هم مزد خوش خدمتي‌هاي خودش را گرفت و هم خرس طلایي برلين را گرفت و هم بورس تحصيلي از دانشگاهي در آلمان را. حالا بماند اين‌كه هیأت داوران این دوره از جشنواره، در اقدامی نادر جوایز بهترین بازیگر زن و مرد امسال را هم به گروه بازیگران فیلم فرهادی دادند.

 


بعد از اين اتفاق، نوبت به ايتاليايي‌ها رسيد. چند روز پیش (اول مارس)، سينماگران ايتاليايي در حمایت از جعفر پناهی در شهرهاي رم و تورين مراسمي برگزار کردند.نام این مراسم را هم گذاشتند «شبي در حمايت از سينماي ايران» یا بهتر بگوییم «شبي در حمايت از سينماي سیاه ايران». این مراسم حتی آن قدر برای جریان های ضد انقلاب اهمیت داشت که تصمیم گرفتند آن را به صورت مستقیم از تلويزيون دولتي ايتاليا پخش کنند و از شخصيت هايی سينمايي چون برناردو برتولوچي، کارگردان ايتاليايي، مارکو مولر، مدير جشنواره سينمايي ونيز، اوگو گرگورتي، رييس اتحاديه سينماگران ايتاليا دعوت کنند.

 

در این شوی رسانه ای،فيلم «دايره» جعر پناهي و فيلم کوتاه «آکاردئون»، آخرين ساخته وي به نمايش در آمد. غربي‌ها روی این مراسم آن قدر حساب باز کرده بودند که كارگردان معروف ايتاليايي، «برناردو برتولوچي» که در کارنامه کارگردانی خود ساخت فیلم های مبتذلی چون «خیالبافان» (Dreamers)را نيز دارد، با همه مريضي و بيماري كه در سال‌هاي اخير با آن دست و پيجه نرم مي‌كند را بردارند و به اين مراسم بياورند. برتولوچي را در حالي به اين مراسم آوردند که روي صندلي چرخداري نشسته بود و پرستاري نيز همراه او بود!

برتولوچي در حالي كه روبان سبز رنگي به دست‌ش بسته بود آخرين نامه جعفر پناهي خطاب به سينماگران را که به تازگي در جشنواره فيلم برلين قرائت شده بود، بازخواني کرد و بعد هم اندر كرامات آزادي و حقوق طبيعي انسان‌ها و جعفر پناهي سخن گفت.

 

اما از همه اینها گستاخانه تر و بی ادبانه تر، اظهارات چند روز پیش خود جعفر پناهی است.پناهی در گفتگوئی که در دو نشریۀ فرانسوی «لارگل دو ژو» و «لیبراسیون» منتشر شد، در دیدار با «ژان لوئی مارتینلی»، مدیر تئاتری در «نانتر» (شهری در حومۀ پاریس) گفت در بدترین شرایط ممکن به سر می برد و هر لحظه ممکن است که مأموران به سراغش بروند و او را به زندان بیاندازند.

او با فرافکنی و ساده لوح دانستن مخاطب خود در مورد فیلم هایش گفت فیلم سیاسی نمی سازد بلکه فیلم هائی می سازد که از مسائل اجتماعی در آن سخن در میان است!

جالبی ماجرا در این است که انگار پناهی از شوهای تبلیغاتی که به نام او برگزار شده ، خیالاتی شده و فکر می کند که همه این کارها به خاطر خود خودش است و نمی داند که عروسک خیمه شب بازی آنها شده. به همین علت در همین مصاحبه گفت چه بخواهد و چه نخواهد در حال حاضر به یک «نماد» تبدیل شده است (!!!) و در صورت ترک ایران تمامی معنای کار او از دست خواهد رفت و او با این کار کلیۀ کسانی را که در ایران برای تغییر مبارزه می کنند با سردر گمی رو به رو خواهد کرد.

 

حالا شما بفرمایید، آیا این شخصیت اصلا ارزش زیستن در این سرزمین پاک را دارد؟ آیا اصلا می توان این شخص را «ایرانی» نامید؟ آیا این شخص گستاخ و بی ادب که هنوز هم با شدیدترین و بدترین الفاظ به جمهوری اسلامی می تازد ،حق ساختن فیلم در این کشور را باید داشته باشد؟ چرا جمهوری اسلامی باید منابع مادی و معنوی و هزار جور امکانات خود را در اختیار هم چین فرد بی مصرفی قرار دهد که او علیه این نظام و علیه این مردم فیلم بسازد؟

و این که آیا چنین شخصی اساسا ارزش برخورداری از رأفت اسلامی و دلسوزی مسئولین را دارد؟ 

 

بولتن نیوز - محمد پورغلامی

نام: فرهاد   تاریخ: ۱۹ اسفند ۱۳۸۹
واقعا معتقدید که فقط در عرصه فرهنگ مشکل داشته ؟؟؟!!!
نام: یک نکته جالب   تاریخ: ۲۰ اسفند ۱۳۸۹
در تمام دنيا وقتی می خواهند کسی را که به وطنش خيانت کرده مجازات کنند او را تبعيد می کنند
در ايران وضع بر عکس است
کسی را که «ارزش زيستن در اين سرزمين» ندارد ممنوع الخروج می کنند
جالب است!
و مايه ی آبرو ريزی!
رسما می گويند که ماندن در ايران از هر عذابی بدتر است
نام: عباس رنجبر   تاریخ: ۲۳ اسفند ۱۳۸۹
از چهره های کریهشان اوج ذلت و بی تقوایی شان مشخص است.
مدعیان دینداری و مذهبی های سبزی بدانند با همین ها محشور خواهند شد.
ما هم با رهبر عزیزمان و پیروانش محشور می شویم انشاءالله
یا زهرا
نام: دوست مسافر کوچولو   تاریخ: ۱۶ فروردين ۱۳۹۰
سلام
گمراهی و انحراف که شاخ و دم نداره.این اسلام ناب خمینیسم که دارید بجای اسلام ناب محمدی می چپونید
دیگه چه صیغه ایه؟!


نام(اختیاری):
ایمیل(اختیاری):
عدد مقابل را در کادر وارد کنید:
متن:

کانال تلگرام مفیدنیوز
کلیه حقوق محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع ميباشد.