آرشیو نسخه های rss پیوندها تماس با ما درباره ما
مفیدنیوز
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا                                                                           
صفحه اصلی | سیاسی | اجتماعی | فضای مجازی | اقتصادی | فرهنگ و هنر | معارف اسلامی | حماسه و مقاوت | ورزشی | بین الملل | علم و فناوری | تاریخ دوشنبه ۳۱ شهريور ۱۳۹۹ rss
نسخه چاپی ارسال
دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نوری همدانی
پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت الله مصباح یزدی
سایت اینترنتی حجه الاسلام والمسلمین جاودان
استاد قاسمیان
خبرپو - جستجوگر خبر
پاتوق كتاب
شناخت رهبری
عصر شیعه
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
صدای شیعه
عمارنامه
شبکه خبری قم
دایناسور یا گوسفند!

دایناسور یا گوسفند!


عدل و داد


به نامش و به یاریش

مطلب زیر برگرفته از کتاب تلخ ترین نوشته من نوشته حاج حیدر رحیم پور است:

در فیلمی ژاپنی، آموزگاری، بچه های کلاس دوم دبستانی را به گردش بیابانی برده بود و پس از خوردن چاشت شان، آموزگار، عکس چند گیاهی را که پیش تر کشیده بود به بچه ها نشان داد و گفت بچه ها! بروید این گیاهان را گرد آورده و بیاورید! هر کس بیشتر بیاورد جایزه بیشتری می گیرد و در بازگشت شان به تشویق آنانی پرداخت که بیشتر آورده بودند، لیکن هر یک را با زبانی خرسند می ساخت و در دفترش چیزهایی پیرامون ارزش بچه ها یادداشت می کرد، تا به روان شناسان داده و دلیل ناتوانی درماندگان را بیابند و برای مشاغل مناسبی تربیت کنند.

چون گیاهان را آوردند، به شرح حال هر گیاهی پرداخت: از این گیاه دارو می سازند، از این رنگ و این یکی پر از مواد غذایی و انرژی زاست و... پس از آن گزارش داد که شناساندن ارزش اینان درس امسال ماست و سپس به بازیِ چه حیوانی، چه غذایی می خورد پرداختند و هر کس پاسخش درست بود بچه ها دست می زدند و اگر غلط، بر پایه کودکی می خندیدند. لیکن آموزگار با بیانی شیرین، اشتباه کودک را برطرف می ساخت.

و من شرمنده از این که می خواهم پیرامون نوه هایم چنین گزارشی را بدهم، گوسفندی را برای قربانی در گوشه ای از منزل بسته بودند و بچه ها به تماشای او می آمدند و بازتاب شان اینها:

یکی جرأت نگاه کردن به آن را نداشت، دیگری که مهربان و شجاع بود کمی از غذاهای خود را برای گوسفند برد! و یکی استخوان به پیشش افکند! و به جای اینکه بگوید بیا! بیا! می گفت: چخه! چخه! و سوگند به جان خودشان که در همان لحظه، این بچه ها مشغول بازی با کارت هایی بودند که روی هر کارتی، گونه ای از دایناسورها نقاشی شده بود و به شرح هرگونه از آنها و دوران زندگی و چگونگی غذاهای آنها پرداخته بودند و همه، مربوط به دوران پیش از زندگی بشر و همین بچه ها، یعنی فرزندان بزرگترین دامدار مشهد که به گوسفند چخه! چخه! می گفتند و پیشش استخوان می ریختند! همگان، دوران تاریخ زندگی و مشخصات هر دایناسوری را حفظ و آگاه بودند که تک تک آنها چه می خورند و چگونه بوده اند! آری سروران! استحمار و استثمار شاخ و دم ندارد تا همین که او را ببینیم بشناسیم.

استثمارگر، از گونه جن است و هر روزی به شکلی درآید و به گونه ای مغزها را پر و خالی کند که ما ناخودآگاه هر روزی به شکلی به سازش برقصیم! دیروز که مردمان ساده دل بودند، تنها با وارونه ساختن معنی واژه ها و به کارگیری واژه استعمار بجای استحمار و استعمار، به کشورهای فریب خوردة واژه، هجوم می آورند که ما آمده ایم اوضاع سیاسی، اقتصادی و خرابی های ساختار حکومت شما را عمران کنیم و آنان را استثمار می کردند و نتیجة استعمارشان آنهمه خرابی! ولی امروز، چیزهای دیگری می گویند: مگر ورق بازی حرام نیست؟ و ما هم بدون اینکه به علت حرمتش بیاندیشیم می گوییم چرا! و در این فرصت، استثمار به یاری مان برخاسته و می گوید: در این صورت از آنجا که لازم است کودکان و نوجوانان به گونه ای به بازی پردازند برای بچه های خود ورق های حلالی بخرید مانند کارت های ماشین بازی، شناخت فوتبالیست ها و یا دایناسورها، تا هنوز بچه های ما سر از تخم درنیاوردند، تک تک، ماشین های خارجی را شناخته و شیفته بهترین ها گردند و به جای شناخت بزرگ مردان ایران زمین، فوتبالیست شناس شوند و به جای شناخت گونه های دام کشور، دایناسورها را بشناسند و به چگونگی همه جانبه آنها بپردازند تا دایناسورشناسان ماهری گردند و پول دارانشان در ماشین های لوکس خارجی بنشینند و به تماشای مسابقات فوتبال بروند و همه از این ناراضی که در جوار میدان های ورزش، پارکینگ کم داریم! ولی با مشخصات سگ و گوسفند آشنا نباشند و به گوسفند چخ! چخ! بگویند و از چند نوع گوسفندی که داریم حتی یک گونة آن را هم نشناسند زیرا هنوز در اندیشه فرهنگ سازان ما راه نیافته که به جای دایناسورها و ماشین ها و فوتبالیست های خارجی، شکل گوسفندان را کشیده و به خصوصیات آنها پردازند تا فرزندان گوشت خوارشان، استخوان به جای علف پیش گوسفند نریزند و از گوسفند بیش از گرگ نترسند و نیز در کارت هایی دیگر عکس هایی از ماشین های خودمان را کشیده و به قوت و ضعف آنها بپردازند و در هر ورقی این شعار را بدهند «ایرانی، ماشین ایرانی می خرد و ماشین ایرانی باید بهترین ماشین جهان باشد» تا فرزندان ما بر پایه مکتبشان، از کودکی، پیرامون سلامت سازی سازه های خود بیاندیشند و همین شعار در مغز بچه ها ریشه دواند.

http://www.adlodad.blogfa.com

نام: ت   تاریخ: ۹ شهريور ۱۳۹۰
خوب


نام(اختیاری):
ایمیل(اختیاری):
عدد مقابل را در کادر وارد کنید:
متن:

کانال تلگرام مفیدنیوز
کلیه حقوق محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع ميباشد.