آرشیو نسخه های rss پیوندها تماس با ما درباره ما
مفیدنیوز
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا                                                                           
صفحه اصلی | سیاسی | اجتماعی | فضای مجازی | اقتصادی | فرهنگ و هنر | معارف اسلامی | حماسه و مقاوت | ورزشی | بین الملل | علم و فناوری | تاریخ سه شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹ rss
نسخه چاپی ارسال
دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نوری همدانی
پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت الله مصباح یزدی
سایت اینترنتی حجه الاسلام والمسلمین جاودان
استاد قاسمیان
خبرپو - جستجوگر خبر
پاتوق كتاب
شناخت رهبری
عصر شیعه
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
صدای شیعه
عمارنامه
شبکه خبری قم
از حاکمرانی عالمان تا حاکمیت پروپاگاندا

از حاکمرانی عالمان تا حاکمیت پروپاگاندا


میثم تمار


بدیهی ترین انتظار از یک انقلاب آرمانی آن است که غالب مسائل اول و اصلی آن در ربط با آرمان ها و اهداف متعالی اولیه تعریف شود. انقلاب اسلامی نقطه عطفی بود در جستجوی تمدنی که می بایست مبتنی بر اسلام رقم بخورد و این عالمان و خواص بوده و هستند که می بایست با تعریف دغدغه ها و مسئله های روز کشور، کشتی نظام اسلامی را به سوی اهداف متعالی انقلاب در حوزه های مختلف سیاست و فرهنگ و اقتصاد رهنمون شوند.

تعریف مسئله از وظابف مهم عالمان و خواص است. اگر عالمان به این رسالت خود واقف و عامل باشند، هر روز که از آغاز انقلاب می گذرد، جامعه یک گام در راستای اهداف متعالی خود جلوتر می رود؛ چرا که همه تلاش ها و هم و غم ها حول محور مسئله هایی سامان یافته که در مسیر اهداف انقلاب تعریف شده اند. اما اگر عالمان از این رسالت کناره گیری کنند، آن گاه است که پروپاگاندا داعیه دار میدان می شود و موضوعاتی ساعت ها وقت کشور را به خود اختصاص خواهد داد، که نه تنها هیچ نسبتی با اهداف آرمانی برقرار نمی کند بلکه بعضا وصول به مقصد آرمان ها را نیز با کندی و دشواری همراه می نماید.

تعریف مسئله از همان آغاز بر عهده عالمان و خواص بود. نگاه مردم به نگاه علما و خواص جلب می شد تا از زبان امام راحل و بانیان خط امام رسالت امروز را بشنوند و تحلیل وضعیت موجود را دریابند. این خواص بودند که باید توضیح می دادند چه چیزی مسئله و معضله روز است و نقطه تمرکز پرگار تلاش ها را کجا و چگونه باید تنظیم کرد؛ جبهه کجاست و کدام دشمن را باید هدف گرفت.

اکنون اما به جرأت می توان از بیماری بغرنج حاکمیت پروپاگاندا در ایران سخن به میان آورد. پروپاگاندا چنانچه برخی می پندارند، لزوما به تبلیغات کالاهای تجاری مربوط نمی شود. آنجا که سخن از مدیریت افکار عمومی با سویه های از پیش طراحی شده مثبت و منفی تحلیلی به میان می آید، در واقع وارد حوزه پروپاگاندا شده ایم. رسانه ها از ابزارهای پروپاگاندا هستند و اخباری که نقطه تمرکز و حساسیت افکار عمومی را مطابق میل و سلیقه طراحانشان مدام به این سو و آن سو می کشانند تا منافعی خاص تأمین شود، مصداق پروپاگاندا.

به بیان ساده باید گفت یکی از مشکلات ما این است که گاه کشور درگیر مسائلی می شود و مسائلی به عنوان مسائل اصلی کشور مطرح می شوند که به هیچ وجه مسئله اصلی نیستند. در واقع این اهداف و حب و بغض های سیاسی و حزبی و جناحی است که هر از گاهی می کوشد تا موضوعی را به مسئله اول کشور بدل کند. حتی اگر انگیزه حزبی نیز در میان نباشد، وقتی عالمان کنار می کشند، خواه ناخواه مسائل بی اهمیت، مسئله اصلی کشور می شود و پتانسیل انقلابیون در خارج مسیر آرمان ها هزینه می گردد.

اگر تا دیروز این عالمان و نخبگان بودند که می بایست برای انقلاب تعریف مسئله می کردند و راهبرد می دادند، اکنون رسانه ها و سلایق سیاسی و منافع حزبی تعیین کننده است و این گونه می شود که رهبری چندین بار نسبت به اصلی و فرعی کردن مسائل هشدار می دهند؛ از اینکه برخی موضوعات به مسئله اول کشور بدل می شود گلایه می کنند، از ضرورت رعایت انصاف می گویند و خود نیز در مقام تعیین راهبرد به عنوان تنها مرجع واقعی استراتژیک نظام، ناگذیر وارد حوزه مسئله سازی و طرح دغدغه می شوند. در واقع ایشان از ضرورت تشکیل اتاق فکر و تولید راهبرد می گویند اما ناگذیر تنها باز این خود ایشانند که می بایست برای جبهه انقلاب راهبرد ارائه کنند و راه و بیراه را نشان بدهند و این متاسفانه یک واقعیت تاریخی است که بیشترین هزینه را در انتخابات گذشته به خاطر کم کاری خواص شخص رهبری متحمل شد و بیشترین بار بر دوش رهبری قرار گرفت.

در مرور و نقد آنچه در کشور می گذرد و موضوع این نوشتار است، نقطه تمرکز نقد را می بایست متوجه عالمان و خواص دانست نه پروپاگاندا؛ چه آنکه عدم نقش آفرینی بایسته عالمان و خواص است که به حاکمیت پروپاگاندا دامن می زند. وقتی عالمان خود نیز به جای تعریف مسئله و ایفای نقش فعال، منفعلانه دنبال اهداف و سوژه های منبعث از حاکمیت پروپاگاندا می دوند، طبیعی است که وضعیت به همین منوال خواهد بود.

آنچه از شرایط کنونی برمی‏آید، این است که جبهه انقلاب سرباز دارد، افسر دارد و اتفاقا فرماندهانی هم هم دارد. در مقاطعی که صف آرایی حق و باطل در کشور شفاف می‏شود، این همه در یک راستا وارد میدان می‏شوند و یک هم‏افزایی ارزشمند را سامان می‏بخشند. مقطع انتخابات چنین مقطعی بود. معرفی و بازشناساندن کاندیداهای مطرح در عرصه انتخابات و شفاف‏سازی این جدال، اولویت جریان ارزشی شد. وقتی قبل از انتخابات باب شبهات اقتصادی و کارکردی درخصوص دولت باز شد، بدنه جریان انقلابی احساس کرد باید وارد این عرصه شود. خیلی‏ها‏ شاید تا آن روز معنی نقدینگی را هم نمی‏دانستند، اما چند روز بعد همه به یک باره اقتصاددان شدند! دفاع در مقابل این شبهات به دغدغه نیروهای ارزشی و بدنه دانشجویی کشور تبدیل شد. همه دنبال این رفتند که سازمان مدیریت کجاست و چرا تعطیل شد؟ زمان شهید رجایی چه رخ داد و...

در مقطع بعد از انتخابات نیز همه به یکباره دغدغه عمار بودن پیدا کردند. دفاع از نظام و تبیین آنچه رخ داده به دغدغه نیروهای ارزشی تبدیل شد. اگر برخی از کسانی که به ظاهر جزو سران خواص به شمار می‏آمدند، همچنان درجا زدند، بدنه اما در صحنه بود و تا آخر هم ماند.

در مقاطعی که صف آرایی‏ها‏ و اولویت‏ها‏ روشن است، خواه‏نا‏خواه این هم‏افزایی به شکل اورژانسی شکل می‏گیرد؛ مسئله وقتی سخت می‏شود که این صف آرایی و این اولویت‏ها‏ روشن نیست. این جبهه فرمانده دارد، سرباز و افسر دارد. اما ستاد فرماندهی ندارد. اتاق فکر و مجموعه راهبردی ندارد. عالمان نقش بایسته خود را ایفا نمی کنند. خواص، در میانه میدان نیستند و تئوری پردازی و تبیین راهبرد در ایران کنونی ما جایگاهی ندارد.

و اکنون این جبهه صف شکن می‏خواهد؛ کسانی که جلو بیفتند، سینه سپر کنند و در هر مقطعی بگویند اولویت کدام است؛ جبهه امروز کجاست؟ کدام آرایش را باید گرفت و با کدام ابزار باید جنگید؛ با چه کسانی؟ چگونه؟ مسئله اصلی چیست؟ با وجود ستاد فرماندهی و اتاق فکر است که همان بدنه ارزشی باز هم به میدان خواهد آمد و این بار امکان جنگ ابتدایی هم میسر خواهد شد. در مقاطع خاص هم سنگینی بار این قدر بر دوش رهبری نخواهد افتاد. موضوعات بی حاصل نیز به یکباره در جریان های رسانه ای به اولویت اول کشور بدل نخواهد شد. در این شرایط است که یک مسئله می تواند یک مطالبه ملی شود. مطالبه ای که شاید نظیرش را در موضوع هسته ای داشته باشیم.

در ایران امروز عالمان به جای آنکه اتاق فکر تاسیس کنند، احزاب به جای آنکه راهبرد تحویل انقلاب بدهند، خواص به جای آنکه مسئله سازی کنند، خود نیز داعیه دار پروپاگاندا می شوند و بدین ترتیب تمام ظرفیت ها به سطوحی نازل تقلیل می یابد. و این همان بیماری مزمنی است که برایش باید در کشور عزا گرفت. این همان بیماری است که بار را بر دوش رهبری سنگین می کند و این همان باری است که انقلاب را از دستیابی به اهداف متعالی خود باز می دارد. در واقع خواص امروز بنیاد یا اتاق فکر نمی سازند تا راهبرد برای انقلاب ارائه کنند، سکوها و تریبون هایی می سازند که منافع سیاسی خود را از طریق آنها پی بگیرند، به قدرت برسند و صرفا حرف ها و مواضع شخص خود یا جریان خود را انتقال دهند. درست از همین روست که به جرأت می توان گفت تحزّب در ایران حرف مفتی بیش نیست. حزبی که تنها مطلوبش دستیابی به قدرت باشد و تنها در انتخابات فعال شود، واجد هیچ گونه ارزشی نیست.

اکنون باید اذعان کنیم یکی از مشکلات امروز کشور عالمان و خواص هستند. عالمانی که عالمی نمی کنند و خواصی که خواصی نمی کنند. آنان که به خود مشغولند تا توپی را در عرصه کشور بیابند و نهایتا لگدی همراه با بی اعتنایی به آن بزنند. عالمان امروز زمین بازی تعریف نمی کنند. پرچمدار و داعیه دار نیستند. برای حصول به مقوله تمدن اسلامی و اهداف متعالی انقلاب تعریف مسئله نمی کنند. برای سامان دهی بدنه عظیم سرباز فرهنگی در سطح کشور اقدامی نمی کنند و این همه در نهایت به حاکمیت پروپاگاندا می انجامد.

اکنون این مشکلی است که عالمان و خواص خود می بایست چاره ای برایش بیاندیشند. این رسالت بر عهده همه کسانی است که خود را در زمره خواص تلقی می کنند، دانشجویان، اساتید دانشگاه، طلاب، عناصر سیاسی و فرهنگی جبهه انقلاب و... همه و همه عالمان و خواصی هستند که می بایست سنگینی این بار را بر دوش خود حس کنند.

http://www.mehrabeandishe.blogfa.com



نام(اختیاری):
ایمیل(اختیاری):
عدد مقابل را در کادر وارد کنید:
متن:

کانال تلگرام مفیدنیوز
کلیه حقوق محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع ميباشد.