آرشیو نسخه های rss پیوندها تماس با ما درباره ما
مفیدنیوز
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا                                                                           
صفحه اصلی | سیاسی | اجتماعی | فضای مجازی | اقتصادی | فرهنگ و هنر | معارف اسلامی | حماسه و مقاوت | ورزشی | بین الملل | علم و فناوری | تاریخ جمعه ۲۲ آذر ۱۳۹۸ rss
نسخه چاپی ارسال
» ماجرای خانم بازی‌سازی که در خانه بازی تولید میکند
دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نوری همدانی
پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت الله مصباح یزدی
سایت اینترنتی حجه الاسلام والمسلمین جاودان
استاد قاسمیان
خبرپو - جستجوگر خبر
پاتوق كتاب
شناخت رهبری
عصر شیعه
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
صدای شیعه
عمارنامه
شبکه خبری قم

سوتي دسته جمعي اوباش به روايت ستاد آشوب در لندن




تاریخ: ۲۸ بهمن ۱۳۸۹

يكي از اوباش همكار حلقه لندن گزارش جالبي از دقايق حضور خود در اغتشاش ناكام اخير ارسال كرد.
به گزارش کیهان، وي در گزارش خود كه در «جرس» منتشر شده مي نويسد: ساعت 2 بعد از ظهر در خيابان انقلاب بودم. اما همه چيز عادي به نظر مي ر سيد. مغازه ها باز بود و مردم خيلي معمولي خريدشان را مي كردند. كمي نااميد شدم و گفتم يك ساعت به تظاهرات بايد حداقل كمي از نشانه ها را ببينم.
اين آشوبگر با اشاره به شكل گيري يك تجمع كم شمار و سر دادن شعار كه با مواجهه نيروهاي بسيجي همراه شده نوشت: تا آنها به ميان ما آمدند، با وحشت دويديم و فرار كرديم. در يكي از خيابان ها يك نفر را بازداشت كرده بودند. به چند نفر گفتم بريم دسته جمعي آزادش كنيم. اما هرگز نه اونها و نه من جرأتش را نداشتيم. يك سوتي دسته جمعي هم داديم. همون طور كه دنبالمون مي كردند و ما هم در حال فرار بوديم شعار داديم نترسيم نترسيم ما همه با هم هستيم. آدم وقتي هوله، اصلاً خودش هم نمي دونه چي داره ميگه. چند نفر سطل زباله رو به آتش كشيدند. مدت زمان كوتاهي توانستيم توقف كنيم و شعار بديم، خيلي كوتاه بود. رفتيم در يك پياده رو. جوگير شدم و دو انگشتمو به نشانه پيروزي بالا بردم.
وي با اشاره به تحت تعقيب قرار گرفتن و زمين خوردنش حين فرار مي نويسد: خيلي ترسيدم. نمي دونم لباس شخصي ها چرا دستگيرم نكردند. رفتم سمت چمران. چند نفر پليس راديدم. نمي دونم چرا ترسيدم و برگشتم... از يكي شنيدم ساعت 11 شب قراره ميدان آزادي جمع بشن. با هزار بيم و اميد رفتم اما از جمعيت خبري نبود. يكي گفت نريد و اشتباه عاشوراي پارسال رو تكرار نكنيد. متأسفانه از فرصت استفاده نكرديم. جوجه بسيجي هاي 15 ساله رو ديدم كه شست و شوي مغزي شده و مقابل ما ايستاده بودند. هنوز هم وحشت دارم. احساس مي كنم قراره اتفاق بدي برام بيفته.
    



نام(اختیاری):
ایمیل(اختیاری):
عدد مقابل را در کادر وارد کنید:
متن:

کانال تلگرام مفیدنیوز
کلیه حقوق محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع ميباشد.