آرشیو نسخه های rss پیوندها تماس با ما درباره ما
مفیدنیوز
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا                                                                           
صفحه اصلی | سیاسی | اجتماعی | فضای مجازی | اقتصادی | فرهنگ و هنر | معارف اسلامی | حماسه و مقاوت | ورزشی | بین الملل | علم و فناوری | تاریخ دوشنبه ۳۱ شهريور ۱۳۹۹ rss
نسخه چاپی ارسال
دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نوری همدانی
پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت الله مصباح یزدی
سایت اینترنتی حجه الاسلام والمسلمین جاودان
استاد قاسمیان
خبرپو - جستجوگر خبر
پاتوق كتاب
شناخت رهبری
عصر شیعه
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
صدای شیعه
عمارنامه
شبکه خبری قم
فتح آندلس با تارهاي مو

فتح آندلس با تارهاي مو


حجاب نیوز


بحث حجاب يكي از معضلات كم پرداخته شده در زندگي ماست . شايد علت اين كم محلي را بايستي در بديهي شدن برخي امور در سنت ايرانيان دانست . برخي امور هنگاميكه وارد حوزه سنت ها ميشوند نه به سبب تقدس بلكه به سبب عادت ، مورد سوال قرار نمي گيرند . به عبارتي عادت در جاي عبادت مي نشيند و آن هنگام است كه ديگر پرسشي براي چرايي آن مطرح نميشود . عادت ها هويت را كه در پاسخ به چرايي پديده ها مورد صحبت قرار ميگرد ، مي پوشاند . به عبارت بهتر زمانيكه حجاب عادت خانواده هاي ايراني شد ، مادران نسل قبل ما ، در پاسخ اين سوال دخترانشان كه چرا بايد خودمان را از نامحرم بپوشانيم بي استدلال بودند و آنرا تنها به عبدانيت مربوط مي دانستند . در واقع نسلي از دختران ما بزرگ شد كه نمي دانست چرا لباس هر روزه اش بايد پوششي از جنس متفاوت با مردان در پوشيدگي باشد و هميشه در پاسخ سوالات ذهن خود يا همان جواب هميشگي را مي داد و يا تصميم مي گرفت كه با اپيدمي مد جامعه همراه شود بدون آنكه قصد سو ، اپوزيسيوني و يا ضد ديني داشته باشد . او تنها نمي دانست چرا بايد پوشيده باشد و حالا هم نمي داند كه چرا نبايد از مد پيروي كند . اين نتيجه منطقي پديده بسيار مهمي است كه سالهاست پاسخ لايه هاي عميق آنرا نمي دانيم . براي مو شكافي اين قضيه از سه زاويه مي توان به بررسي مسئله حجاب و يا حواشي آن پرداخت .
اول : بد حجابي ، يك موضوع مستقل و خاص نيست . بد حجابي در ادامه فرآيند پازلي است كه در درون انسانها نسبت به عالم قدس شكل ميگيرد و آن ، انسان مداري به جاي خدا محوري است . مطمئنا همه ي ما در اطراف خودمان اشخاص فراواني را ديده ايم كه حتي به اندازه يك تار مو ، حجاب، خواست الهي را ، هتك ميكنند ، اما بسياريشان به تمام قوانين شريعت به سفتي و سختي پايبندند . نماز اول وقت ، روزه ، اعمال شب هاي قدر ، سفرهاي زيارتي و ... اين پديده يعني اينكه پوسته اسلام در رفتار هر روزه ما تكرار ميشود و گاهي كه احساس ميكنيم اين پوسته ، اين شريعت ، اين فقه با مقتضيات طبع ما سازگار نيست ، كنارش ميگذاريم . در تاريخ نمونه هاي فراواني داريم از آنان كه دل را ، روان دينداري را از فقه آن جدا مي كردند . في الواقع آنان عنادي با دين نداشتند بلكه ظنشان نسبت به خدا اين بود كه اسلام دين دل است ، خدا هم مانند خداي مسيحي ها اهل تساهل و تسامح و كساني هم كه بر سر اصول ديني مقيد هستند آدم هاي خشك مغزي هستند كه اصل دين را درك نكرده اند . هيچ گاه و هيچ گاه ، اين تفكر پاسخي در قبال اين سوال ندارد كه چرا پيامبر كه از همه مردم عمق شريعت را بيشتر درك كرده بود ، به اندازه شما به تساهل خدا در ساده گذشتن از كنار هتك شريعت معتقد نمي باشد ؟ چرا پيامبر خود را مقيد به انجام اعمال و همين پوسته ظاهري مي نمود . براي آسيب شناسي اين داستان تنها ميتوان به يك نكته كلي اشاره كرد و آن است كه در جامعه ما اين مطلب فهم نشده است كه دين براي عبدانيت يا عدم سركشي در برابر عالم قدس است . بله درست است كه دين يك بعد اجتماعي ، اقتصادي و سياسي دارد ، اما همه ي اين ابعاد بر اين مدار دايرند كه اي انسان ، انا ربك اعلي . همه ي اين مسائل و ابواب فقهي و حقوقي استخراج شده بر اين بنا استوارند كه ملك از آن خداست و ما مستاجران اين خانه هستيم كه حتي مالك بدن خودمان هم نيستيم . پس گوش به خواست صاحبمان هستيم . اين نگاه ديني هميشه توسط ساده انديشان يا زاهدان از دين جدا شده است . دو خط تحجر و تفريط ديني دو سوي اين نگاه اشتباهند . چه بسا زاهداني كه دين را فقط پوسته ديدند و خدا را دربان جهنم و بهشت و در آنجا كه دين جهاد بود ، آنجا كه دين صلح بود ، زهدشان به فريادشان نرسيد مانند ابوموسي اشعري، زاهد خشك مغز در زمان امام حي و چه بسا سوفسطاييان عالم مدرن كه گفتند دين صراط هاي مستقيمي است كه در نهايت راهي جويبار حقيقت ميشود و اين ميان هم نعوذبالله پيامبر بيهوده رنج ميكشيد تا اسلام را در جزيره العرب بر پا كند ، امام حسين هم خون خويش را لابد در راه هيچ ريخته است . چرا كه اگر اسلام صراط هاي مستقيم بود يزيد هم صراطي داشت ، حسين هم صراطي مي داشت . اين فهم گل و گشاد از دين هم در نهايت به باطنيان مي رسد كه ميگفتند دين ظاهر است نمازهاي ما را علي خوانده ... در اين زاويه حجاب ميشود يك پوسته ، يك عادت ، كه كسي احساس نميكند كه هر لحظه كه حجاب را برقرار داشته ، در آن لحظه يك عبد است در برابر خدا و هر لحظه كه آنرا هتك نموده ، به دامان عالم قدس جسارت كرده است.

دوم : مي توان مسئله حجاب را خارج از مسئله اجتماعي امروز و از بعد يك آنتي تز ، يا راه مقابله نگاه كرد . در تاريخ نقل است زمانيكه مسلمانان براي فتح آندلس پا به جنوب اروپا گذاشتند ، كشتي هاي خويش را در لب ساحل به آتش كشيدند تا بگويند يا كشته ميشويم و يا پيروز . همين مسلمانان كه هيچ راه بازگشت به خانه اي را در راه هدف اسلاميشان متصور نبودند در چند سده آنچنان شكست را پذيرفتند كه امروزه به اقليتي در جنوب اسپانيا تبديل شدند . اين شكست از كجا آغاز شد . طراحي انجام شده براي فتح آندلس آنگونه بود كه جوانان آندلسي به جاي انديشيدن به آينده و بناي تمدن ديني مورد نظرشان راه عيش و نوش را آغاز نمودند . براي مردان مخمرات و براي زنان حجاب اولين روزنه نابودي بنايي بود كه بر پايه يك مقاومت و ايمان بي نظير بنا شده بود . نيازي به راه دور رفتن نيست . همين ژاپن آسياي جنوب شرقي خودمان كه روزگاري ترس غرب از رويارويي با تمدن ژاپني به عنوان آنتي تز تمدنشان ، آنها را به دام جنگ هاي خانمان سوز كشاند ، امروزه به راحتي در حال افول است . نسل اول و دوم در ژاپن كه سخت كوشيدند تا بناي تمدن قدرتمند پس از عصر ميجي را بگذارند به راحتي با وا دادن نسل سوم و فرو رفتن در دام عيش و نوش از هم پاشيد . بد حجابي پديده اي است كه نتيجه منطقي آن بازتر شدن درِ مفاسد اجتماعي است . مفسده هم ابتدايي ترين كاري كه ميكند آرمان كشي ، نابودي اتوپيا و فرجام نگري است و اين يعني افول يك تمدن و راه هاي آغاز يك شكست وسيع . هر جاي تاريخ ايران كه نگاه كنيد هر دربار و حكومتي كه سقوط كرده نتيجه دربار حرمسرا پرور بوده است . آيا اگر سطح اجتماع ما وجلوه هاي آن به يك حرمسراي بزرگ بدل شود كه خيابان ها ، دانشگاه ها ، مدارس جلوه ي آن فضاست ما با سقوط اجتماعي مواجه نخواهيم بود . سقوط اجتماعي يعني ذلت يك قوم و اسارت آنان . سقوط اجتماعي يعني پايان روحيه ي جنگندگي و رشادت كه نتيجه ي آن ذلت و خواري است . جامعه حرمسرا شده ، مردان و زناني بار مي آورد كه دغدغه هاي ذهنيشان آنقدر كاسته ميگردد تا محتاج گردند.

سوم : ميتوان به مسئله حجاب از بعد قانوني نيز نگريست . قانون يعني قوه اي كه مشروعيت سياسي قانون گذاري او بواسطه خواست اكثر مردم پذيرفته شده است ، براي حفظ نظم اجتماعي مقرراتي را معين ميكند . در نظام ما پس از انقلاب بر طبق خواست اكثريت مردم در رفراندوم قانون اساسي اصل اساسي در قانونگذاري بنا شد و آن گرفتن قانون از فقه اسلامي مي باشد . بر طبق اصل ۴ قانون اساسي كه به تصويب اكثريت مردم ايران رسيده است ، كليه قوانين مدني و اجتماعي مصوب مي بايست برگرفته از فقه اسلامي باشد . يكي از اصول اسلامي در حوزه مسائل مدني و اجتماعي اين اصل كلي است كه هرگز نمي بايد كه در ملا عام خلاف شرع الهي رخ دهد و عقل حكم ميكند كه حكومت مسئوليت جلوگيري از خلاف شرع در ملا عام را بپذيرد . يكي از مصاديق خلاف شرع ، پوشش شرعي است كه كليات آن در آيات و روايات ذكر شده است و آن عبارت است از پوشيدگي مو و دست و پا . بر طبق همين اصل ، تبصره ۶۳۸ قانون مجازات هاي اسلامي عنوان مي دارد كه بد حجابي در ملا عام يك جرم محسوب شده و مجازات مشخص دارد . اين قانون مصوب هم به تاييد اكثريت مردم است و هم از شرع اسلام اقتباس شده ، نتيجه آن است كه بد حجابي رخ داده يعني دهن كجي به خواست الهي در درجه اول و در درجه دوم بي اعتنايي به راي اكثريت و فرآيند قانوني طي شده براي نظم عمومي است .
همه اين مسائل طرح موضوعاتي بود كه مسائل گوناگون ديگري نيز مي توان بر آن افزود . هر يك جاي بحث و دقت نظر بيشتري دارد كه جايگاهي بيش از يك مقاله مي طلبد.

http://www.hejabnews.com



نام(اختیاری):
ایمیل(اختیاری):
عدد مقابل را در کادر وارد کنید:
متن:

کانال تلگرام مفیدنیوز
کلیه حقوق محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع ميباشد.