آرشیو نسخه های rss پیوندها تماس با ما درباره ما
مفیدنیوز
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا                                                                           
صفحه اصلی | سیاسی | اجتماعی | فضای مجازی | اقتصادی | فرهنگ و هنر | معارف اسلامی | حماسه و مقاوت | ورزشی | بین الملل | علم و فناوری | تاریخ پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۸ rss
نسخه چاپی ارسال
» ماجرای خانم بازی‌سازی که در خانه بازی تولید میکند
دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نوری همدانی
پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت الله مصباح یزدی
سایت اینترنتی حجه الاسلام والمسلمین جاودان
استاد قاسمیان
خبرپو - جستجوگر خبر
پاتوق كتاب
شناخت رهبری
عصر شیعه
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
صدای شیعه
عمارنامه
شبکه خبری قم

فتنه تمام شد و شما فرزند صبح مانديد




تاریخ: ۲۵ اسفند ۱۳۸۹

سرویس سیاسی جهان ـ شهر سرد و گرم زيادي را از فتنه فتنه‌گران پشت سر گذاشت و آخرين موعد فتنه‌گران هم در آستانه بهار ما خزان شد و سياهي‌اش را تاريخ در ياد سپرد. 

ولي اين بهار را به بها به ما دادند نه به بهانه. 

بهايي كه شما پرداختيد. يكي در لباس ناجا و ديگري در لباس بسيج. كم نبودند بچه‌هاي ناجا كه با چفيه پا به خيابان گذاشتند و كم به آسمان نرفت آيةالكرسي‌هايي كه پشت سر بچه‌هاي بسيج خوانده شد و چه مادرها كه بر سر سجاده، فرزندانشان را كه مدافع راه ولايت بودند دعا كردند. 

و شهر در آبي اخلاصتان دست و رويش را شست و مقاومت شما را در خاطرش سپرد. 

سپر بلا شده بوديد. كسي حتما نمي دانست اين گازهاي اشك‌آور چقدر رنجتان مي‌داد اما بچه‌هاي كوچك را در آغوش گرفتيد و از معركه به در برديد، در مقابل خشم كثيف اوباش ايستاديد و زخم خورديد و حتي از چند آدم عادي هم حرف نامربوط شنيديد اما "جبل راسخ" مانديد و "اشداء علي الكفار، رحماء بينهم" شديد. 

بوي دود گرفتيد. دست و صورت‌هايتان سياه و لباس‌هايتان خوني شد. و شايد سرما هم گاهي رمق را از دست‌هايتان برد... اما كسيكه از ميدان به در رفت، فتنه‌گران و اوباش بودند كه دست آخر فتنه‌سوز شدند و مهر تأييد آمريكا كنار دستبندهاي سبزشان خورد. 

حالا و در صبح پيروزي شما همان بسيجي‌هاي ساده‌اي بوديد كه سال‌ها عكس‌هاي جبهه‌شان را ديده بوديم... ساده و بي آلايش ولي مرد نبرد و شهادت. بي ادعا ولي شيرهاي شرزه‌اي كه دشمن حتي با تفنگ و نارنجك و سرنيزه هم جرأت حمله به آنها را نداشت. 

چه باك برادر...!بگذار تمام رسانه‌هاي دنيا هم بدتان را بگويند و عكس سبزها و سطل آشغال‌هايشان را به عنوان نماد پيروزي منتشر كنند.
چشم حقيقت بين ولي غير از اخلاص و مهرباني شما به مردم و ولايت را نمي‌بيند. كه در سرما و گرما دست از خانواده و درس و زندگي و كار شستيد و به خيابان آمديد تا اوباش مجبور شوند به سوراخ‌ها بخزند.
شما مصداق جنود خدا شديد كه ولي زمانه را تنها نگذاشتيد. و درياي لشكري شديد كه حتي فرشتگان هم به ياري‌تان آمدند و دست خدا پشت و پناهتان شد. 

مبادا برادر كه دلت از طعنه‌ها و بي‌مهري‌ها شكسته باشد. اين مظلوميت‌ها اگر نبود كه ديگر بسيجي نبوديم. بسيجي را با مظلوميتش عشق است. با كنايه شنيدن‌هايش و با سكوتش. و بسيجي‌ها را عشق است كه حواريون عشقند و خيابان انقلاب و شلمچه برايشان يكيست اگر تكليف باشد. 

اين شهر بلاجويان عاشقش را فراموش نمي‌كند. خدا قوت... لبخند بزن دلاور.



نام(اختیاری):
ایمیل(اختیاری):
عدد مقابل را در کادر وارد کنید:
متن:

کانال تلگرام مفیدنیوز
کلیه حقوق محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع ميباشد.