آرشیو نسخه های rss پیوندها تماس با ما درباره ما
مفیدنیوز
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا                                                                           
صفحه اصلی | سیاسی | اجتماعی | فضای مجازی | اقتصادی | فرهنگ و هنر | معارف اسلامی | حماسه و مقاوت | ورزشی | بین الملل | علم و فناوری | تاریخ سه شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹ rss
نسخه چاپی ارسال
دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نوری همدانی
پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت الله مصباح یزدی
سایت اینترنتی حجه الاسلام والمسلمین جاودان
استاد قاسمیان
خبرپو - جستجوگر خبر
پاتوق كتاب
شناخت رهبری
عصر شیعه
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
صدای شیعه
عمارنامه
شبکه خبری قم
سخنی با دکتر شکوری راد درباره مواضع اخیرش

سخنی با دکتر شکوری راد درباره مواضع اخیرش


مرغ سحر


ببینید حق با دوستان شهیدتان است یا دوستان زندانی تان؟

 

1_ این روزها دکتر علی شکوری راد، فعال تر از دیگر افراد جناح چپ سالهای دهه شصت تحکیم و اصلاح طلبان امروزیست. مرتب مصاحبه می کند، می نویسد، در مناظره ها پر شور و حرارت حاضر می شود و از تفکر خط امامی _آنگونه که خود تعریف می کند_ دفاع می نماید. به علاوه اینها، در حال حاضر که جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب، در معرض خطر انحلال قرار گرفته اند، مواضع او تیزتر و محکم تر شده است. بویژه مواضع اخیر وی درباره حوادث زاهدان که پخش بخش کوتاهی از آن در بخش خبری 20:30 دیروز، نشان داد که چقدر خارج از حدود منطقی و ایمانی است.

به اعتقاد من، دکتر شکوری راد، یک چهره خاص در میان اصلاح طلبان است، او را شاید بتوان نماد دانشجویان خط امام (بنا به اصرار اصلاح طلبان بر وجود چنین خط سیاسی مرکب از ایشان) دانست، کسی که هنوز در استدلالهایش به جملات امام استناد می کند و همچون گذشته _که دانشجویان خط امام سطر سطر جملات ایشان را از بر بودند و پیشاپیش دیگران، پیام های ایشان را رصد و تحلیل انقلابی می کردند_ و تعریف ها و ادبیات اصلاح طلبی خاص خود را دارد، خواستگاهش از خانواده روحانیست و هنوز هم که هنوز است، تحلیل های سکولار نداشته و ندارد. او در دهه هفتاد هم خط امامی و ایدئولوژیک مانده و حلقه کیانی نشده است (شاید بدین دلیل که رشته دانشگاهی و کاری اش، پزشکی بوده و نه علوم انسانی که عملا ترجمه الگوهای غربی و عموما ضد دینی اند) و لذا به تعبیری، تعریف او از اصلاحات بازگشت به خط امام و آرمانهای دهه شصت انقلاب است. شاید به همین دلیل بود که افراطیون طیف علامه از او پرهیز داشتند و دکتر معین را محکوم می ساختند که چرا چنین کسی را (که هنوز بر ضرورت تسخیر لانه جاسوسی و انقلاب فرهنگی اصرار دارد) مسئول ستاد انتخاباتی خود ساخته است. به همین بهانه بود که انتخابات 84 ریاست جمهوری را تحریم کردند (البته در ظاهر، وگرنه بسیاری از انجمنهایشان با اموال و امکانات خود، از معین در انتخابات نهم حمایت کردند و ستادهای درون دانشگاهی او بودند) و به همین دلیل است که او را آفت اصلاحات و نقطه ضعف مشارکت می دانستند.

اما چه شد که همان آقای نقطه ضعف _همان کسی که به تعبیر جناح مدرن سالهای 70 تحکیم، هر گاه کسی حرف از ولایت فقیه به میان می آمد و کسی قصد ابراز نظری مشکوک در این باره داشت، اسلحه می کشید (البته این تثمیل آنهاست)_  امروز جانانه ترین دفاع ها را از قانون شکنان و حتی تلویحا از تروریستها، می کند و هنوز که هنوز است متهمان سیاسی اخیر را بی گناه می شمارد؟

ظاهر پاسخ این است که رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود، افراطیون ناتوان از اقدامند و همان معتدل ها هستند که باید از حدود و ثغور اصلاحات دفاع کنند و شکوری راد، همانگونه که قبلا با اعتدال خاص خود مشارکت را حفظ می کرد، امروز هم می کوشد مانع از فروپاشی و فراموشی جبهه اصلاحات شود.

اما این سوال، پاسخ دیگری هم دارد و آن اینکه، شکوری راد همچنان در فضای سالهای شصت تنفس می کند، او هنوز هم میردامادی را همان محسن گذشته می داند و خاتمی را محمدرضای گذشته. موسوی خوئینی ها همان روحانی انقلابی نزدیک به دانشجویان پیرو خط امام در لانه جاسوسی است و محتشمی پور هم همان مدافع آراء امام و فلسطین و ...  گویا هرگز حلقه کیانی نبوده و حجاریان (تئوریسین اصلاحات امروز و مدرس دیروز کلاسهای تحلیل سیاسی در لانه جاسوسی) در آن مجله با نام جهانگیر صالح پور مطلبی ننوشته، هیچ یک از بچه های خط امام سکولار نشده اند و از تسخیر لانه جاسوسی ابراز پیشمانی نمی کنند. آیا شکوری راد، تصور می کند چون خودش به نظام و رهبری و ولایت فقیه اعتقاد دارد (آنگونه که در وبلاگش هم از رهبری تمجید می کند) و چون خودش سکولار نیست (که حقیقتا هم نیست) و چون خودش هنوز آرمانهایش را در صحیفه امام جستجو می کند (که تا پیش از مواضع اخیرش در آن شکی نبود)، دوستان دیروزش هم هنوز این چنین اند؟

واقعیت ماجرا چیز دیگری است. این را در مصاحبه ای هم که اخیرا با ایشان داشتم (که در شماره اخیر نشریه پنجره منتشر شده است) گفتم و ایشان هم انتقادات را تا حدودی پذیرفتند. نمی دانم چرا شکوری راد می خواهد برای جریانی هزینه بدهد که به زعم ما دیگر چندان قابل سرمایه گذاری نیست (و ناظران آگاه و ملت بزرگوار ایران هم آنرا تایید می کنند)، در حال امروز را با دیروز نمی توان محک زد و نوستالژیٍ خوشٍ دهه شصت، درمان دردهای این جریان نمی شود.

2_ به عنوان کسی که دوران دانشجویی خود را در شهر زاهدان گذرانده و هم شاهد عملکرد دولت خاتمی و هم دولت احمدی نژاد بوده است، باید به دکتر شکوری راد و دوستانش بگویم که حوادث اخیر و ناامنی های موجود در منطقه سیستان و بلوچستان ریشه در دولت اصلاحات و پیش از آن دارد. چگونه است که شکوری راد در گفتگو با بی بی سی فارسی، دیدگاه خودی و غیر خودی حاکم بر نظام و دولت را مسبب حادثه تروریستی اخیر می داند، اما عملکرد خاتمی را و هاشمی را فراموش کرده است؟ زمانی که صدای مردم محروم منطقه (اعم از سیستان شیعه نشین و بلوچستان سنی نشین) به گوش کسی نمی رسید و وقتی مجید مجیدی فیلم ساز انقلابی مان، فیلمی از این منطقه ساخته بود، هاشمی اعتراض می کرد که چرا عملکرد ما را ضعیف جلوه می دهید! مگر خاتمی برای مردم این منطقه چه کرد؟ اگر دولت احمدی نژاد، اولین اقدامش انتخاب استاندار بومی برای این منطقه بود (با تمام انتقاداتی که به این انتخاب وارد است، اما باز هم اقدام شجاعانه و مفیدی بود)، فراموش نکرده ایم که چگونه آقای خاتمی رئیس ستاد انتخاباتی اصفهانش را استاندار سیستان و بلوچستان کرد و وقتی استاندار اصفهانش (که مهندس جهانگیری خواهر زاده محترم آقای هاشمی بودند) به وزارت صنایع رسید، استاندار محترم هم با ترفیع درجه به اصفهان بازگشت و این بار هم استانداری از خراسان برای زاهدان گماشتند؟ استاندارانی که شهر زاهدان را هم نمی شناختند، چه برسد به پهناورترین و در عین حال محروم ترین استان کشور! هنوز هم که هنوز است هر بار زمان انتخابات می رسد، دوستان اصلاح طلب (بخصوص استانداران سابق!) هم سر و کله شان پیدا می شود و می آیند و نماز جماعتی با اهل سنت می خواننند و وعده های آنچنانی می دهند و می روند تا انتخابات بعد!

دکتر شکوری راد پاسخ بدهد که مگر خاتمی و استاندارانش برای امنیت استان چه کردند؟ اصلا آیا خاتمی هیچ گاه به شهرهای مرزی استان سر زد تا ببیند اوضاع از چه قرار است؟ فراموش نکرده ایم که اولین سفرهای استانی احمدی نژاد به استانهای مرزی بود و حضورش در شهرهای محروم و ناامن مرزی آنچنان ملموس که اشرار با محافظانش درگیر شدند و یکی از آنان به شهادت رسید. احتمالا خاتمی هم به خاش و میرجاوه نیامده بود و گرنه او هم ناامنی را درک می کرد. و شاید او زودتر از دولت نهم قرارگاه های تامین امنیت را ایجاد می کرد و شاید از همه این مشکلات هم جلوگیری می شد. اما این ها همه شاید است، شایدی که هرگز به عمل نینجامید.

3_ شنبه ای که گذشت، سالروز تولد شهید مهدی رجب بیگی، دانشجوی پیرو خط امام و هم دانشگاهی سابق شکوری راد بود. در میان جمعی که توفیق حضور در کنار خانواده آن شهید بزرگوار را داشتند، تنها من انجمنی و تحکیمی بودم و دوستان همه از بسیج بودند و جنبش عدالتخواه. خبری از دوستان تحکیمی شهید و دانشجویان سابق پیرو خط امام نبود، شاید به این دلیل که دوستان، همکلاسی ها و همسنگران گذشته، ایشان و 31 شهید دیگر تسخیر لانه جاسوسی را فراموش کرده اند. باید از دکتر شکوری راد پرسید که آخرین باری که بچه های دهه 60 تحکیم که امروز دیگر مشارکتی اند، به خانه شهید آمده اند، چند سال پیش بوده است؟ چه چیز تغییر کرده و چه کسانی؟ شهید رجب بیگی همانیست که بود، منزل شهید رجب بیگی هم هنوز همان جایی است که بود، همان کوچه ای که به نام اوست و ساختمان تحکیم هم تا زمستان 80 هم در همانجا قرار داشت. آنجا عکسی وجود دارد که یادگار آخرین حضور اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران در منزل شهید و نماز جماعت پشت سر پدر شهید در سال 76 است. اما از همان سال که دوم خرداد آمد و دغدغه ها تغییر یافت، دیگر مجالی برای شهدا نماند و به مرور آرمانهایشان هم فراموش شد.

باید از دکتر شکوری راد پرسید که دوستانش چه نسبتی با دوستان شهیدشان دارند؟ باید به ایشان گفت که یک بار دیگر مقالات و طنز های سیاسی شهید را بخوانند که امروز بار دیگر به نظر می رسد رهگشا باشد. اگر بر اساس استدلال دکتر شکوری راد، دیدگاه خودی و غیر خودی حاکم بر نظام و دولت احمدی نژاد، گروهک ریگی را تحریک به تروریسم کرده است، لابد دیدگاه امام و دولت شهید رجایی هم خودی و غیر خودی بود که مجاهدین خلق و فدایی خلق را از پارلمانتاریسم به تروریسم و جنگ خیابانی سوق داد؟

http://andishehazad.blogfa.com/

نام: محمد حسین   تاریخ: ۲۳ شهريور ۱۳۸۹
اگه واقعاًپیرو خط امامه خدا هدایتش کنه و به دامن انقلاب برگرده!
نام: پرویز خان   تاریخ: ۱۰ مرداد ۱۳۹۲
بنده با دیدگاههای ایشان کاملا موافقم. شما یا واقعا با این انقلاب و بنیانگذار آن بیگانه اید و یا این که مزدور حقوق بگیر تند روهای فاشیستی هستید که هدفشان جز اقتدار گرایی و ایتبداد چیز دیگری نیست. از خواب خرگوشی بیدار شوید.
نام: محمد   تاریخ: ۱۷ مرداد ۱۳۹۲
رئیس قوه قضاییه : کسانی که اهل فتنه سال ۸۸ بودند و راه حضرت امام(ره) را برنمی‌تافتند، دوباره سر برآورده‌اند و گویی افعی جانشان گرما خورده است و به جنبش افتاده‌اند اما اشتباه می‌کنند چرا که امت تفکرات این گروه را برنمی‌تابد.
نام: مجتبی   تاریخ: ۱۸ آذر ۱۳۹۲
نظر ایشان کاملاً صحیح است. متاسفانه تبیض به معنای واقعی کلمه در این مملکت اتفاق افتاده. آقای احمدی نژاد که هم در ماجرای 88 مقصر بوده و هم بعد از آن کشور را به این روز انداخت، راست راست می گرده و نفسکش برای مناظره می طلبد و کسی هم کارش ندارد. یک دادگاه بی خودی هم راه می اندازند و بعد تبرئه می شود. مضنون اصلی آقای احمدی نژاد است که بنزین روی آتش ریخت. البته اقای موسوی که من به او رای دادم و آقای کروبی هم اشتباه کردند چرا که باید هوادارانش را کنترل می کرد و البته کمی تندروی کرد. اما در کل طرفش احمدی نژاد بود نه کل نظام. به هر حال ایشان باید آزاد شوند و کاری نکنیم که کم کم خیل جوانان رها شده از نظام بیشتر و بیشتر شود. خدا را شکر کمی امید برگشته سعی کنیم فضا دوستانه شود و زیر پرچم ایران اسلامی باشیم


نام(اختیاری):
ایمیل(اختیاری):
عدد مقابل را در کادر وارد کنید:
متن:

کانال تلگرام مفیدنیوز
کلیه حقوق محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع ميباشد.