آرشیو نسخه های rss پیوندها تماس با ما درباره ما
مفیدنیوز
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا                                                                           
صفحه اصلی | سیاسی | اجتماعی | فضای مجازی | اقتصادی | فرهنگ و هنر | معارف اسلامی | حماسه و مقاوت | ورزشی | بین الملل | علم و فناوری | تاریخ يكشنبه ۲۴ شهريور ۱۳۹۸ rss
نسخه چاپی ارسال
» داستان رویانا منتشر شد
دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نوری همدانی
پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت الله مصباح یزدی
سایت اینترنتی حجه الاسلام والمسلمین جاودان
استاد قاسمیان
خبرپو - جستجوگر خبر
پاتوق كتاب
شناخت رهبری
عصر شیعه
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
صدای شیعه
عمارنامه
شبکه خبری قم
منافقین، دختران معصوم را به نام اسلام به فحشا کشاندند

منافقین، دختران معصوم را به نام اسلام به فحشا کشاندند


سرویس سیاسی مفید نیوز :: روایت شجونی از اقدامات انحرافی گروهک رجوی:منافقین در زندان قرآن و نهج­ البلاغه را به دلخواه خود معنی می­ کردند ولی هر وقت ما در جلسات آنها شرکت می­ کردیم، سکوت اختیار کرده، ادامه نمی ­دادند و هر کس را که با نظریات آنها هماهنگی نداشت، بایکوت می ­کردند.

تاریخ: ۲۵ مرداد ۱۳۹۰

حجت الاسلام و المسلمین شیخ جعفر شجونی یکی از افرادی است که در جریان نهضت امام خمینی با منبرهای تند خود به تبیین و تفسیر صحیح اندیشه اسلامی امام می ­پرداخت. او بیش از بیست بار به دلیل سخنان تند و گزنده ­اش نسبت به دربار، بازداشت و شکنجه شد که خاطرات آن بسیار جذاب و خواندنی است. ایشان همچنین از نمایندگان دور دوم مجلس شورای اسلامی بود. از خصوصیات بارز ایشان انتقادات گزنده نسبت به سازمان منحرف مجاهدین خلق است که به رسوایی آنها انجامید. ماجرایی که در زیر می­ خوانید روایت شیخ جعفر شجونی واعظ است از انحرافات مختلف سازمان منافقین که می ­تواند عمق انحراف فکری آنها را نشان دهد:

منافقین در زندان قرآن و نهج­ البلاغه را به دلخواه خود معنی می­ کردند ولی هر وقت ما در جلسات آنها شرکت می­ کردیم، سکوت اختیار کرده، ادامه نمی ­دادند و هر کس را که با نظریات آنها هماهنگی نداشت، بایکوت می ­کردند.

منافقین تفکرات عجیبی داشتند. یک روز من با ابوذر ورداسی در زندان قدم می ­زدیم، (ابوذر ورداسبی در عملیات مرصاد به هلاکت رسید.) او می ­گفت: «در قرآن و دین باید تحول ایجاد شود. حالا دیگر زمانی نیست که آدم بگوید زن نصف مرد ارث ببرد، باید برابر باشند!» گفتم: «حلال و حرام اسلام را که نمی­ شود دست زد! ...» گفت: «نه بابا! باید کاری کرد.»

تفاسیر نابخردانه این گروه کوردل در امر به خصوصی خلاصه نمی ­شد و کشفیات دیگری هم در آیات قرآن کرده بودند از آن جمله معنای «و لا یبدین زینتهن الا لبعولتهن» یعنی: «زن­ ها مواضع زینت خود را نشان ندهند مگر به شوهرانشان (مواضع زینت عبارتند از محل دستبند و گردنبند و خلخال پا).» اما منافقین می گفتند مواضع زینت از زانو تا ناف است و بعولتهن را هم همسنگر معنی می­ کردند که با این تفاسیر معنی آیه این­ طور می­ شد: «زنان مواضع زینت (از زانو تا ناف) را نشان ندهند مگر به همسنگرانشان.» لذا دو نفر دختر بایست با بیست نفر پسر در خانه­ های تیمی زندگی می ­کردند و دختران معصوم را به نام اسلام و قرآن به فساد و فحشا می­ کشانیدند و در خانه­ های تیمی آنها قرص­ های ضد حاملگی و غیره به وفور پیدا می ­شد و مسئله کورتاژ و این قبیل کارها برایشان کاملاً عادی و پیش پا افتاده بود. حجت الاسلام نعیم آبادی، امام جمعه بندر عباس که در زندان بود، شاهدی است بر اینکه این گروه، چگونه قرآن را به رأی خود تفسیر و ترجمه می ­کردند.

ماهیت پست و شرور و الحادی منافقین در مدت کوتاهی متجلی شد تا آنجا که علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی قیام مسلحانه کردند و جنایات بیشماری مرتکب شدند و پس از شانزده سال حکومت جمهوری اسلامی روز عاشورای سال 1373 در حرم مطهر ثامن الائمه اقدام به بمب گذاری کرده و بیش از بیست و شش نفر از زوار را قطعه قطعه کردند و این شقاوت برایشان کاملاً عادی بود. کما اینکه نظیر آن­ را قبلاً در انفجار حزب جمهوری اسلامی، شهادت مرحوم دکتر بهشتی و هفتاد و دو تن، انفجار دفتر ریاست جمهوری و غیره انجام داده بودند.

منافقین کوردل و جنایتکار پس از قیام مسلحانه علیه حکومت مقدس جمهوری اسلامی و پناهنده شدن به صدام عفلقی، به منظور اثبات سرسپردگی خود به او، به قول خودشان، نام صدام را در قلب چهار نفر از ائمه جمعه ایران ص=صدوقی؛ د=دستغیب؛ ا=اشرفی اصفهانی و م=مدنی حک کردند و این چهار پیر عارف نماز شب خوان را شهید کردند تا به صدام بگویند ما واقعاً سرسپرده هستیم.

در سال 1354 من در زندان سه و چهار شماره 2 قصر بودم. آیت الله انواری در بند شش بودند و مسعود رجوی در بند پنج. رجوی گاه به گاه نزد آیت الله انواری می­ آمد و با هم صحبت ­هایی داشتند. مبنای صحبت مسعود رجوی این بود که علامه طباطبایی، آقای طالقانی، آقای منتظری و آقای خمینی قرآن و نهج البلاغه را نمی­ فهمند چون مارکسیسم را نمی­ فهمند! ... آقای انواری گفتند: «اگر این­طور باشد پس امام صادق، امام رضا و امام عسکری هم قرآن و نهج البلاغه را نفهمیدند چون در آن زمان مارکسیسم نبود.» رجوی قهر کرد و رفت و تا سال 57 هرگز به آن اتاق نیامد.

مجتبی شایسته ­نیا

منبع: خاطرات و اسناد حجت الاسلام جعفر شجونی، علی باقری، انتشارات ممتاز، صص 38 تا 40



نام(اختیاری):
ایمیل(اختیاری):
عدد مقابل را در کادر وارد کنید:
متن:

کانال تلگرام مفیدنیوز
کلیه حقوق محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع ميباشد.