آرشیو نسخه های rss پیوندها تماس با ما درباره ما
مفیدنیوز
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا                                                                           
صفحه اصلی | سیاسی | اجتماعی | فضای مجازی | اقتصادی | فرهنگ و هنر | معارف اسلامی | حماسه و مقاوت | ورزشی | بین الملل | علم و فناوری | تاریخ جمعه ۲۲ آذر ۱۳۹۸ rss
نسخه چاپی ارسال
» رهبر معظّم انقلاب: دوستان و دشمنان بدانند در حوادث امنیتی چند روز اخیر، دشمن را عقب زدیم
» رهبر معظّم انقلاب: از تجربه‌ی کمیته‌های انقلاب استفاده کنید
دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نوری همدانی
پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت الله مصباح یزدی
سایت اینترنتی حجه الاسلام والمسلمین جاودان
استاد قاسمیان
خبرپو - جستجوگر خبر
پاتوق كتاب
شناخت رهبری
عصر شیعه
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
صدای شیعه
عمارنامه
شبکه خبری قم
تأملی بر انشقاق و چند دستگی در جبهه‌ی اصلاحات   یا‌ شکست یا باخت، راه سومی نیست!

تأملی بر انشقاق و چند دستگی در جبهه‌ی اصلاحات یا‌ شکست یا باخت، راه سومی نیست!


سرویس سیاسی مفیدنیوز :: اصلاح طلبان برای توجیه شکست سنگین خود در سال 88، سعی کردند تا روش انتخابات در ایران را ناقص جلوه دهند و با زیر سؤال بردن آن، خود را پیروز میدان معرفی کنند. با این اقدام‌ها و سابقه‌ی گذشته، آنان امروز برای ورود به عرصه‌ی انتخابات نهم مجلس با چند چالش جدی و سلسله‌وار، روبه‌رو هستند.

تاریخ: ۲۵ دي ۱۳۹۰

اوضاع اصلاحطلبان پس از شکست در انتخابات سال 88 و تولد فتنه از دل اصلاحات، آن چنان وخیم شد و سنگینی بار شکست‏های انتخاباتی بر دوش آنان به قدری فشار آورد که اینک با نزدیکی به انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی، سران اصلاحات برای آمدن یا نیامدن در عرصه‏ی انتخابات تردید دارند. انشقاق در جبههی اصلاحات در خصوص فعالیت‏های انتخاباتی آینده، گرچه بخش نمایشی و سناریوهای ساختگی صوتی و تصویری را هم در خود جای داده است، اما گه‏گاه اخبار و اطلاعاتی به دست میآید که منطبق بر واقعیتهای متقن، ملموس و حاکی از شدت بحران در دایرهی اصلاحات است.

چگونگی وقوع انشقاق و چند دستگی
برای بررسی چگونگی وقوع انشقاق و چند دستگی در جبههی اصلاحات ابتدا لازم است تا کمی به گذشته بازگردیم و نحوهی فعالیتها در دوران قدرت و نتیجهی تکاپوی انتخاباتی آنان در چند انتخابات گذشته را مرور کنیم.
خطا در اوج قدرت
پیروزی و حضور اصلاحطلبان در اولین شورای شهر، مجلس ششم و ریاست جمهوری هفتم و هشتم گرچه دست قدرت آنان را بالا برد و فرصت خدمتگزاری به مردم را برای آنان مهیا ساخت، اما در هر کدام از آن قلهها به جای دوراندیشی و نگاه همه جانبه به مشکلات مردم و تلاش برای حل آنها و استفادهی بهینه از فرصت خدمتگزاری، با اعمال و رفتارهای ناشایست، مسیر سراشیبی و سقوط را در پیش گرفتند. دو علتی که میتوان به عنوان دلایل مهم سقوط اصلاحطلبان پس از رسیدن به اوج مطرح کرد، عبارتاند از:
1. مواضع بیگانهپسند آنان در اتخاذ تصمیمهای مهم. 
2. ختلاف، چنددستگی و پرداختن به مسایل متعدد حزبی و جریانی بوده است که سر منشأ این دو علت را نیز باید در تشنگی اصلاحطلبان به قدرت دانست که آنان را درون خود و با خود بر سر جنگ انداخت. آن چنان که روی هر کرسی قدرت که نشستند، چه در شورای شهر اول، چه در مجلس ششم و چه در دوران ریاست جمهوری هفتم و هشتم، سرابی از تخیلات خود ساختند تا بتوانند تشنگی خود به قدرت را سیراب کنند و اما همین سرابها، اصلاحطلبان را در خود غرق کرد و سرانجام کار هم نتوانست در دورانی که قدرت در دست آنان بود، جمعیتی از خدمتگزاران خالص و با صداقت از میان آنان متولد کند.
تکاپوهای شکست خورده
اصلاحطلبان پس از آن که نتوانستند کارنامهی خوب و خوشی از دوران قدرت خود برجای گذارند با رویگردانی عمومی مردم مواجه شدند و از این رو روش‌‌های آنان در فعالیتهای انتخاباتی برای پیروزی در شورای شهر دوم، مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم و به خصوص ریاست جمهوری دهم تغییر یافت. آنان از یک سو میدانستند که به هر ترتیب برای باقی ماندن در جایگاه قدرت راه چارهای غیر از حضور در انتخابات ندارند و از سوی دیگر از حال خود و ادبار عمومی نسبت به خود باخبر بودند و به این نتیجه رسیده بودند که با روشهای گذشته امکان پیروزی از آنان گرفته خواهد شد.
بنابراین بازی در هیاهو و غوغا سالاری را در پیش گرفتند و به بهانههای واهی یک بار با تحصن در پارلمان و بار دیگر با قهرهای نمایشی جهت مظلومنمایی کاذب در سطح عمومی کشور، سعی در رسیدن به اهداف خود را داشتند. فریادهای اصلاحطلبان دربارهی رد صلاحیتها و یکطرفه بودن انتخابات در حالی سر داده میشد که آنان با یک نه بزرگ از طرف ملت مواجه شده بودند و در آن شرایط هم البته طبیعی بود که عدهای از اصلاحطلبان که مواضع آنان بیشتر به مواضع حکام غرب و معاندان ضد نظام جمهوری اسلامی شبیه بود، رد صلاحیت شوند. اما خود بهتر میدانستند که اشتباههای گستردهی آنان در سطح ملی در زمان خوشگذرانیها و سوءاستفادههای شخصی و جریانی از قدرت، دلیل شکستهای انتخاباتی آنان بود.
فتنه سر منشأ اختلافها در جبههی اصلاحات
انتخابات 88 اما چهرهی واقعی دوم خردادیها و اصلاحطلبان تندرو را برملا کرد؛ به گونهای که تمام تلاش و توان خود را از هر سمت و سو برای حضور فعال در انتخابات دهم ریاستجمهوری به کار گرفتند و در کنار راهکارهای معمول تبلیغاتی، شیوههای افراطی و غیرعقلانی را نیز در تبلیغات انتخاباتی خود دخیل کردند و از دروغ و افترا گرفته تا توهم و خیالپردازی را به خود و حامیانشان القا کردند. این چنین بود که فتنهای عمیق رقم خورد و آتش آشوب با پشتیبانی اصلاحطلبان تندرو هر روز شعلهورتر شد و فضای شدید دوقطبی در جامعه تا روز عاشورای 88 ادامه داشت و از آن مقطع به بعد معترضان صف خود را از معارضان جدا کردند و تمامی ملت یکپارچه در روز 9 دی 88 حماسهای را رقم زدند که پیام آن حمایت از اسلام، ولایت، قانون و نظام جمهوری اسلامی بود. با این حال نمیتوان مدعی بود که پس از فریاد عمومی ملت در 9 دی، فتنهگران بیکار نشستند و برای طراحی نقشههای نو، کاملاً ناامید شدند. اما وجود فتنه که از دایرهی اصلاحات به در آمد و همچنان هم ادامه دارد، شکافهای عمیقی را در آستانهی نهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی میان اصلاحطلبان به وجود آورده است. هرچند نمیتوان ادعا کرد که تمامی اصلاحطلبان فتنهگرند، اما عمدهی اختلافهای موجود در جبههی اصلاحات با حرفها و عملکرد فتنهگران گره خورده است. آن چنان که در این دایرهی مشترک، سه استراتژی تقریباً تفاهمی و توافقی انتخاب شده است:
1. مشارکت مشروط؛
2. تحریم انتخابات؛
3. مشارکت فعال؛
مشارکت مشروط و تحریم انتخابات بیشتر در دایرهی فتنه قرار دارد و مشارکت فعال در دایرهی اصلاحات. با نگاهی به اوضاع اصلاحطلبان، متوجه خواهیم شد که آنان دچار درگیری عقیده شدهاند و با انشقاقی که در میان آنان به وجود آمده است، عدهای به مواضع قطعی فتنهگران کشش بیشتری دارند و عدهای دیگر از آنان را جاذبهی قانون و حرکت در چارچوب نظام جمهوری اسلامی به سمت خود میکشد. اما نکتهی مهمی که باید بسیار بدان دقت کرد و در واقع میتوان ادعا کرد که دلیل اصلی چنددستگی در میان اصلاحطلبان است، «زیر سؤال بردن انتخابات در ایران پس از شکست در دهمین انتخابات ریاست جمهوری در سال 88» است. آنان برای آن که شکست سنگین خود در سال 88 را که بر حجم شکستهای گذشتهی آنان افزود، توجیه کنند، سعی کردند تا روش انتخابات در ایران را ناقص جلوه دهند و با زیر سؤال بردن آن، خود را پیروز میدان معرفی کنند. با این اقدامها و سابقهی تاریک، آنان امروز برای ورود به عرصهی انتخابات نهم مجلس با چند چالش جدی و سلسلهوار، روبهرو هستند:
1. با حضور در این انتخابات، اول از همه روش صحیح انتخابات در ایران را تأیید کردهاند و با این اقدام، دروغگویی و بهانهجویی خود در سال 88 را ثابت کردهاند.
2. با اعتراف بر دروغگویی خود در سال 88، در واقع شکست خود در دهمین انتخابات ریاست جمهوری را با دو سال تأخیر و پس از وقوع فتنهای عمیق پذیرفتهاند.
3. با قبول شکست در انتخابات گذشته، گناه فتنهی 88 که بخش عمدهی آن با مواضع تند برخی از اصلاحطلبان شعلهور شد، بیش از پیش اصلاحات را نشانه میرود.
4.  با روشن شدن حقایق سال 88 و محکومیت اصلاحات در دادگاه عملکرد سال90 اصلاحطلبان، افکار عمومی با نفرت بیشتری به آنان نگاه خواهند کرد.
5. با افزایش نفرت عمومی نسبت به اصلاحطلبان دو رو، آنان کمترین شانسی برای پیروزی در انتخابات ندارند و فقط هزینههای بیشتری بر اصلاحات تحمیل خواهد شد.
6. هزینههای تحمیلی بیشتر بر اصلاحات، انشقاق درونی آنان را عمیقتر میکند و اختلافهایشان را در درون و بیرون آشکارتر میسازد.
7.  و در آخر، با انشقاق و شکاف درونی، بیرونی و فروپاشی شبکهی اجتماعی آنان، اصلاحات به دست اصلاحطلبان به سمت نیستی و نابودی کامل میرود.
بازی گردانی و رد گمکنی؛ نفوذ مهرههای سفید
با وجود این چالشها اما عدهای از اصلاحطلبان نسبت به ورود به عرصهی انتخابات خوشبین هستند و تنها ابزار بازگشت به قدرت را کسب رأی مردم میدانند. این عده با اعتقاد بر این تحلیل که عدم شرکت اصلاحطلبان در انتخابات آینده، در سطح عمومی کشور از موضع ضعف آنان تلقی میشود و حذف کامل اصلاحات از سپهر سیاسی کشور را رقم میزند، سعی در مشارکت فعال در انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی دارند. دقیقاً بر اساس تصمیم این عده است که اختلافها و چنددستگی در میان اصلاحطلبان شدت گرفته است. این چنددستگیها البته میتواند تقسیم نقشها برای بازیگردانی و رد گمکنی جهت نفوذ مهرههای سفید به مجلس باشد. آن گونه که در جلسات اخیر مجمع روحانیون مبارز، پس از بحثهای فراوان و درگیریهای کلامی در خصوص آمدن یا نیامدن اصلاحطلبان در انتخابات نهم مجلس، «سید محمد خاتمی» این طور نتیجه میگیرد که «ما باید به گونهای عمل کنیم که نظام نفهمد ما میخواهیم در انتخابات شرکت کنیم یا نه. باید خیلی دقیق فضا را مدیریت کنیم. ما باید بگوییم که لیست نمیدهیم و نیروها را آزاد بگذاریم که در انتخابات شرکت کنند، اما بنا نیست تابلویی را بلند کنیم. ما نباید از تحریم سخن بگوییم و نباید هم به نیروهایمان بگوییم که در انتخابات شرکت نکنند چون آنها خیلی هم به حرفهای ما گوش نمیدهند.»
با وجود این چالشها اما عدهای از اصلاحطلبان نسبت به ورود به عرصهی انتخابات خوشبین هستند و تنها ابزار بازگشت به قدرت را کسب رأی مردم میدانند. این عده با اعتقاد بر این تحلیل که عدم شرکت اصلاحطلبان در انتخابات آینده، در سطح عمومی کشور از موضع ضعف آنان تلقی میشود و حذف کامل اصلاحات از سپهر سیاسی کشور را رقم میزند، سعی در مشارکت فعال در انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی دارند.
خاتمی در ادامه میگوید: «نظام که شرطهای ما را قبول نکرد. وقتی قبول نمیکنند چرا باید به گونهای عمل شود که فضای مشارکت را برای نظام بالا برده و چیزی هم عاید ما نشود.» در مجموع پس از اظهارنظرهای مختلف نتیجهگیری میشود که بحث عدم شرکت در انتخابات مطرح شده اما پنهانی مشارکت فعال پیگیری شود؛ چراکه باید از فضای انتخابات برای حرف زدن و به چالش کشیدن نظام استفاده کرد. این اظهارنظرهای خاتمی در کنار شروط سهگانهای که وی به عنوان «کف مطالبات اصلاحطلبان» برای شرکت در انتخابات آیندهی مجلس تعیین کرده بود و اصلاحطلبان هم برای شرکت در انتخابات شروط سید محمد خاتمی را بهانه قرار داده و به طور رسمی از عدم حضور در انتخابات سخن به میان آورده بودند، در حالی است که «محمدرضا تابش» دبیرکل فراکسیون اقلیت مجلس و خواهرزادهی سید محمد خاتمی با حضور در فرمانداری اردکان نسبت به ثبت نام برای ورود به انتخابات مجلس نهم اقدام کرده است.
این قضایا همگی اثبات کنندهی آن است که جریان بالادستی اصلاحات طی دستورالعملی از اصلاحطلبان خواسته است تا در انتخابات آینده ثبت نام کنند اما با تابلوی اصلاحطلبی وارد عرصه نشوند. استراتژی برخورد دوگانه و هدفمند با انتخابات البته در حالی انتخاب شده است که اصلاحطلبان، بسیار ناشیانه و به قول معروف خیلی تابلو در حال اجرای آن هستند. به طوری که در یک مثال، سید محمد خاتمی رییس دولت اصلاحات چند هفته پیش در مراسم ختم «محمدحسن خلیلی» شوهر خواهرش، هنگام ورود به سالن در جمع خبرنگاران سخن از شرکت اصلاحطلبان در انتخابات مطرح کرد اما در کمال ناباوری وی هنگام خروج از سالن موضع متفاوتی را اعلام کرد و گفت که «تمام نشانهها حکایت از آن دارد که اصلاح طلبان نباید در انتخابات شرکت کنند.»
«سیدمحمد موسویخوئینیها» دبیرکل سابق مجمع روحانیون نیز چندی پیش در حاشیهی ختم حجتالاسلام «هاشمیان» در جمع خبرنگاران و در پاسخ به سؤالی در خصوص حضور اصلاحطلبان در انتخابات آینده اظهار داشت: «ما را راه نمیدهند تا در انتخابات شرکت کنیم.» این در حالی است که وی در مدت کوتاهی بعد از این اظهارنظر، طی سخنانی در دیدار با اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران که سایت مجمع روحانیون آن را منتشر کرد، در خصوص انتخابات آیندهی مجلس تصریح کرد: «در شرایط کنونی، انتخابات و مشارکت زیاد است که دست دشمن را برای ایجاد خطر میبندد. البته ما هم نمیتوانیم انتخابات را تحریم کنیم، چون غالباً مشارکت مردم در انتخابات مجلس شورا زیاد بوده و حضور یا عدم حضور اصلاحطلبان در انتخابات نقشی در مشارکت مردم ندارد.»
رودررویی دیکتاتور اصلاحات و مخالفان تحریم
اما فارغ از تقسیم نقشها و بازی اصلاحطلبان برای مدیریت فضای انتخاباتی، اختلافهای آشکار و کاملاً واقعی در طیف اصلاحات را نمیتوان انکار کرد. این اختلافها در واقع نشأتگرفته از روابطی است که بخشهایی از دایرهی اصلاحات را روی دایرهی فتنه انداخته و نقاط قابل اشتراکی را میان فتنه و اصلاحات به وجود آورده است. اعلام برائت نکردن سردمداران اصلاحات از فتنهی 88، شاهدی بر این مدعاست. بنابراین در چنین فضایی عدهای از سران اصلاحات که قصد کنارهگیری تمام و کامل از فتنه را ندارند، با آن عده از اصلاحطلبان میانی که طول بقا و عمر اصلاحات را به نسبت فاصلهی آن از فتنه میدانند، اختلاف پیدا کردهاند و در مسایلی نظیر چگونگی حضور در انتخابات نیز نتوانستهاند به یک تفاهم و اشتراک دوستانه و قلبی دست یابند. از این رو شاهد هستیم که افرادی نظیر «مسعود پزشکیان» و «مصطفی کواکبیان» از نمایندگان اصلاحطلب مجلس هشتم به طور رسمی و آشکار تحریم انتخابات را نفی میکنند و در گفتار و رفتار سیاسی خود بعضاً مواضعی را اتخاذ میکنند که در تضاد ضمنی با خط فتنهی 88 و سران اصلاحات است.
با این اوصاف میتوان نتیجه گرفت که افزون بر بازی نقشها توسط تنی چند از اصلاحطلبان، اینک طبقهی دیکتاتوری از میان سردمداران اصلاحات به وجود آمده که خواهان بقای فتنهی 88 و سرمایههای اجتماعی فتنه هستند و از این بابت بر تحریم انتخابات توسط تمامی خواص و عوام اصلاحات تأکید میکنند و از صمیم قلب آرزوی مشارکت حداقلی مردم در انتخابات نهم مجلس را دارند تا پس از آن بتوانند نیامدن خود را از مهمترین دلایل خالی بودن صندوقهای رأی اعلام کنند. در مقابل این طبقهی دیکتاتور اما اصلاحطلبانی قرار گرفتهاند که طور دیگر میاندیشند و تنها راه نجات اصلاحات از انزوا را حضور در انتخابات میبینند. براساس آخرین اخبار و اطلاعات، این انشقاق در جبههی اصلاحات اختلافهای عمیقی را میان اصلاحطلبان خلق کرده است و عدهای از آنان به هیچ ترتیب حاضر به پذیرش نظر یکدیگر نیستند. بر این اساس هیچ بعید نیست که حتی اگر تعدادی از اصلاحطلبان موفق به حضور در خانهی ملت شوند، باز درگیر مباحثههای پوچ حزبی و جریانی نشوند و خاطرههای تلخ اولین شورای شهر، مجلس ششم و ریاست جمهوری هفتم و هشتم را تکرار نکنند.(*)   

*علی رضایی-برهان

 



نام(اختیاری):
ایمیل(اختیاری):
عدد مقابل را در کادر وارد کنید:
متن:

کانال تلگرام مفیدنیوز
کلیه حقوق محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع ميباشد.