آرشیو نسخه های rss پیوندها تماس با ما درباره ما
مفیدنیوز
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا                                                                           
صفحه اصلی | سیاسی | اجتماعی | فضای مجازی | اقتصادی | فرهنگ و هنر | معارف اسلامی | حماسه و مقاوت | ورزشی | بین الملل | علم و فناوری | تاریخ پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶ rss
نسخه چاپی ارسال
دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نوری همدانی
پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت الله مصباح یزدی
سایت اینترنتی حجه الاسلام والمسلمین جاودان
استاد قاسمیان
خبرپو - جستجوگر خبر
پاتوق كتاب
شناخت رهبری
عصر شیعه
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
صدای شیعه
عمارنامه
شبکه خبری قم
سینمایی در پوست انقلاب

سینمایی در پوست انقلاب


[پنجاهــ و ــهفت]


 استقلال آزادی سینمای اسلامی
 
مرسوم است که بعد یافتن کودکی گم شده در شهرهای شلوغ، از نام و نشان اش و خانه و خانواده اش جویا شویم. صرفا آدرسی اگر قادر به تکلم باشد و تصویری که نشان از سیمای اصالت او دارد. اگر اثری فرهنگی باشد شیوه و خوانش عناصر و نماد و نشانه های آن.
 
بعد از گذشت سه دهه از انقلاب شاید قیاس فرزندان انقلاب با راه انقلاب و سیمای برآمد از اندیشه آن کاری بسیار ارزشمند برای کسانی باشد که خواست ادامه راهی را دارند که به حق و الهی بودن آن یقین دارند. بخصوص فرزندان فرهنگی انقلاب که تکلیف ترویج و نشر اهداف و اندیشه های آن را بر عهده دارند! شاید مهمترین وظیفه برای تحقق آرمان ها و اهداف انقلاب این باشد که بدانیم که با کدام فرهنگ به ترویج آن خواهیم پرداخت. کدام هنر و کدام هنرمند!
 
بخصوص عرصه ای از این مسیرمردمی که نزدیک ترین رابطه را با افکار و انگیزه مردم دارد!
 
برای کسی که از چگونگی جلوه گری این روزهای "سینمای ایران" آگاه است، احساس غیر همسویی و همخوانی بزرگترین رویداد سینمایی انقلاب اسلامی با مسیر آن بسیار مشهود است. این را حتی با همین قیاس های غیر جناحی و بصری می توان پی برد. جریانی که تناقض های بسیاری را برای شاهدان این رویداد ایجاد خواهد کرد. از اکران ها و فضای مخاطبین تا بازیگران پر رنگ و لعاب سینمای بالای شهر ایران...و تو به آن اضافه کن سالن های خالی در طول سال، بی بندباری و قرتیگری های بسیار تا افق هایی از جنس اسکار و برلین قشنگه برای سینماگران خوشتیپ و خوشگل آن! سینمای رو به قبله غرب که مقلد بودن آن تو را بر چیستی راه اش مطلع می سازد. سینمایی که رابطه اش را با عمق فرهنگ و سنت و اجتماع بریده است. ذره گردی معلق در هوا دلخوش به نسیمی از فلان جشنواره فرنگی که بیاید و حرکتی رغم بزند. لابد می پرسید چگونه به رهبری شاخص ترین عرصه فرهنگ رسیده است؟! "می گویم به جبر ماشین و به تقدیر سیاستی که چاره ای جز متابعت از سیاست های بزرگ ندارد."* سیاستی از مدیرت فرهنگی یقه سفید ها متصل به مملکتی نفت خیز، دلباخته به کدخدای جهان! بگذریم، خودتان حتما خوانده اید تحلیل ها و نقد های بسیار را، قرار ما تنها قیاس بصری و تصویری است و نه تحلیل های عمیق ایدئولوژیک! تا مثلا بگوییم هنر متعهد ما و سینمای انقلاب ما وصدها سوژه و رویداد درماتیک ما و الخ...
 
این تفاوت درعناصربصری فرزند با پدر و راه او زمانی شدت پیدا می کند که تو مطلع از شباهت های بسیار در افق های شهر فرنگ باشی. افق هایی با راه ها و عناصر متفاوت. تو مرور کن آخرین گزارس های تصویری این جشنواره ها در ایران و غرب را که چقدر در حال نزدیکی به هم هستند و اینچنین دور از  اصل و ریشه. چقدر خوشگل و زیبا، و چقدر شبیه به هم! بسیار شوق وصال در سیمای آنها موج می زند. حال اگر در ایامی به سر ببری که پر است از تصویرها، وصایا و سخنرانی ها در روزهای نخست انقلاب دیگر تو نیز براین فرزند شک میکنی. تو همچنان در عجبی که  چگونه معذلات جامعه خود صحنه گردان فرهنگ ساز جامعه است! برانداز ها، لیبرال ها و حامیان فتنه علیه انقلاب. تو ببین این مدها را  و با کلاس های بالای شهر و ادامه ماجرا...
 
شاید جستجو در این جلوه ها در طول زمان برای بسیاری توجیه آور باشد و بگویند که "آقا" واقع بین باش، توهین نکن و به سینمای با عظمت خوشگل ایران احترام بگذار. نکند که روزی با تو قهر کنند. ذرات معل اند، باد بیاید می روند!
 
 اما نگاهی کنیم به جریان های مشابه در عرض این زمان با همان ساختار و غایات که دلیل موجه تری برای طرح سوال از این فرزند بی شباهت به انقلاب باشد. مسئله ای که به جبر حاکمیت این جریان می تواند خاتمه دهد، ان شا الله...
 
مثلا جریانی که دراین چند سال در همین عرصه اما با شباهت های بسیار در فرم و محتوا به انقلاب در حال رشد وگسترش است. مردمی، بسیجی وار و مضامینی در فرم و محتوا از جنس انقلاب! با کمترین بودجه های فرهنگی و پشتیبانی گسترده رسانه های گوناگون ملی. رویداد سینمایی دیگری از جنس همین خاک در دی ماه هرسال با حضور مردم در دورترین روستاها تا شهرهای میهن رنگارنگ کشورمان. واین حضور مردمی و جغرافیایی در تمامی ابعاد فرهنگی اش مشهود است. از سوژه ها و قهرمانان در محتوا تا اکران کنندگان و مخاطبان در برپایی آن. جریان مردمی انقلاب بسیار شبیه به همان روزها... در مرور تصاویر این رویداد شما خانواده های شهید را در صدر مجلس، اصحاب فکر و فرهنگ انقلاب را و بسیجی ها در برپایی آن خواهید دید.
 
"جشنواره مردمی فیلم عمار" نهالی نو درعرصه فرهنگی ایران که آنچنان ریشه در انقلاب دارد که هر نسیمی قادر به کندن و بردن آن نیست. استوار، مقتدر با پشتوانه مردم شهید پرور...
من در این قیاس ها همچنان با همان اصول ساده بصری به تفاوت ها توجه می کنم و به چرایی این قرتیگری های غیرملی در بزرگترین رویداد فرهنگی در دل دهه انقلاب با عنوان جشن بهار سینمای ایران به نام "فجر". اما باور کنید که با یک گل بهار نمیشود و حضور چند اثر ارزشمند آن هم بعد از  گذشت سی سال از تزریق بودجه های کلان ملی بر این جریان  و رویدادسینمایی، هیچ توجیهی را بر ناکارآمدی اش باقی نمی گذارد. تنها هرسال بر قر و فر خود می افزاید و لباسی نو به تن می  کند. مجدد نگاه کنید به گزارش ها و عکس های یادگاری...
بقوا آن سید شهید "راه ما از آنجا كه غربی‌ها رفته‌اند و می‌روند نمی‌گذرد و باید متوقع بود كه اگر افق‌هایمان با یكدیگر متفاوت است، راه‌هایمان نیز متفاوت باشد؛ روش‌هایمان نیز." و باور کنیم که مقصد این راه با فرش های قرمز نه سیمورغ است و نه فجر انقلاب.
 
سینمای ایران بزرگ است و ارزشمند و قابل تقدیر و احترام، اما تنها اگر "سینمای ایران" باشد ولاغیر،ان شا الله...
 
 پانوشت:
 
*جلال آل احمد – غرب زدگی / خری در پوست شیر، یا شیر علم؟ - صفحه 119
* شهید آوینی - آینه جادو

 



نام(اختیاری):
ایمیل(اختیاری):
عدد مقابل را در کادر وارد کنید:
متن:

کانال تلگرام مفیدنیوز
کلیه حقوق محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع ميباشد.