آرشیو نسخه های rss پیوندها تماس با ما درباره ما
مفیدنیوز
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا                                                                           
صفحه اصلی | سیاسی | اجتماعی | فضای مجازی | اقتصادی | فرهنگ و هنر | معارف اسلامی | حماسه و مقاوت | ورزشی | بین الملل | علم و فناوری | تاریخ چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸ rss
نسخه چاپی ارسال
دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نوری همدانی
پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت الله مصباح یزدی
سایت اینترنتی حجه الاسلام والمسلمین جاودان
استاد قاسمیان
خبرپو - جستجوگر خبر
پاتوق كتاب
شناخت رهبری
عصر شیعه
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
صدای شیعه
عمارنامه
شبکه خبری قم

حضور بی بی سی فارسی و صدای آمریکا در قامت یک حزب سیاسی نه یک رسانه!




تاریخ: ۶ اسفند ۱۳۹۱

به دنبال دستگیری حدود 16 روزنامه نگار اصلاح طلب، پرسش ها و نکاتی پیرامون این موضوع مطرح شده است که لازم است به آن توجه شود.

به گزارش بولتن نیوز، وزارت اطلاعات در این زمینه در اطلاعیه ای به تشریح بخش هایی از این پرونده پرداخته است که بررسی آن باید مورد توجه رسانه ها قرار گیرد و همچنین در پاسخ به اظهارات مدیران بی بی سی فارسی و صدای آمریکا و سایر رسانه های مطرح شده در این پرونده، از نگاه منافع ملی، ارزیابی مناسبی صورت گیرد.
 


 

جواد دلیری، نسرین تخیری، ساسان آقایی (از روزنامه اعتماد) میلاد فدایی اصل (دبیر سیاسی ایلنا)، سلیمان محمودی، پژمان موسوی، امیلی امرایی، ريحانه طباطبايي و علی دهقان (از روزنامه بهار)، مطهره شفیعی و نرگس جودکی (از روزنامه آرمان)، پوریا عالمی (از روزنامه شرق)، اکبر منتجبی (سردبیر هفته نامه آسمان)، حسین یاغچی (از مهرنامه) و صبا آذرپیک، فاطمه ساغرچی و كيوان مهرگان ترکیب بازداشت شدگان را تشکیل می‌دهند که برخی از آنها با وثیقه آزاد شده و احتمالا براي تعداد ديگري از فعالان رسانه‌اي احضاريه صادر شده كه در آينده بايد در دادسرا حاضر شوند.

جالب این است که مدیران شبکه های بی بی سی فارسی و صدای آمریکا، به دنبال اطلاعیه وزارت اطلاعات اعلام کرده اند که در ایران دفتر کار و خبرنگار ندارند و ای کاش داشتند تا به اطلاع رسانی وخبررسانی می پرداختند.
در این رابطه لازم است به این نکته توجه شود که در دنیایی که به عصر اطلاع رسانی و گسترش اطلاعات و خبر معروف است، اگر چه شفافیت و ارسال سریع اخبار مورد توجه است اما رسانه ها و خبرنگاران، رسالتی در این زمینه دارند و نباید در انتشار اخبار حتی خبرهای داخلی به گونه ای عمل کنند که باعث تشویش مردم شود و مثلا وقتی خبرهای سرقت، تجاوز، چاقوکشی و... را منتشر می کنند نباید به گونه ای عمل شودکه مردم احساس ناامنی شدید و تشویش داشته باشند.
وقتی در خود آمریکا وانگلیس، شلیک گلوله از سوی یک فرد به چند دانش آموز یا چند نفر، بمب خبری ایجاد می کند و یا یک رسوایی اخلاقی در بی بی سی، مدتی تاروپود یک شبکه بزرگ خبری را به هم می پیچد، به این معناست که اثر خبررسانی به جای این که از مردم حمایت کند و منافع ملی، حقوق مردم، رفاه و آسایش و امنیت را تقویت کند، برعکس در مواردی باعث می شود که تنها تیراژ رسانه  و روزنامه افزایش یابد اما اثر تخریبی و تشویش اذهان بر افکار عمومی دارد.
 


 

در این جا این سوال مطرح است که چه کسی مسوول است ؟ اگر مردم را دعوت به خواندن روزنامه و خبر می کنند، آیا به همان اندازه که شبکه تلویزیونی و ماهواره و رسانه و سایت خبری گسترش می یابد به همان اندازه در دفاع از منافع مردم نیز کاری صورت می گیرد و ملاحظات و برنامه ای در دستور کار هست یاخیر؟
براین اساس، باید توجه داشت که این حساسیت و ملاحظات در مورد منافع یک کشور در مقابل کشورهای جهان، مسائل سیاست خارجی، امنیت ملی، دفاع از حق تعیین سرنوشت، جلوگیری از دخالت بیگانگان در امور داخلی کشورها و... باید بیشتر باشد.
به خصوص آن که وقتی سابقه دخالت انگلیس و آمریکا در امور ایران در دهه های قبل اثبات شده و حتی وزیر خارجه آمریکا مادلین آلبرایت در زمان دولت کلینتون، بابت دخالت در کودتای 28 مرداد، عذرخواهی کرد و... این حساسیت ها طبیعی است که بیشتر باشد.
باگسترش شبکه های ماهواره ای، بلافاصله بی بی سی فارسی و صدای آمریکا و رادیو فردا، رادیو زمانه، دویچه وله، رادیو فرانسه و... برنامه ها و ارسال امواج به سمت ایران را افزایش دادند و با جدیت به تحلیل مسائل ایران پرداختند و با  وجود آن که رادیو صدای روسی بی بی سی بعد از سال ها حذف می شود اما برنامه بی بی سی فارسی گسترش می یابد. و این اقدامات، به معنای برنامه مداخله دولت انگلیس و آمریکا و اروپا در امور ایران است.
از سوی دیگر، به دنبال حوادث بعد از انتخابات 88 و همچنین اتفاقات سیاسی و روند فعالیت منتقدان نظام جمهوری اسلامی و دولت، بخشی از روزنامه نگاران منتقد، از کشور خارج شدند و متاسفانه به دام رسانه های بیگانه افتادند و با وجود آن که روزنامه نگار وظیفه خود می داند که در کنار انتقادها، به منافع ملی و نکات مثبت مسائل داخلی بپردازد، اما منفی بافی و سیاه نمایی را به اجبار مدیران رسانه های بیگانه در دستور کار خود قرار دادند و برای تهیه خوراک مورد نظر، از طریق دوستان و کارشناسان و همکاران خود در داخل ایران به تهیه خوراک پرداختند.
اما موضوع به همین جا ختم نشد و فعالیت بی بی سی و حلقه لندن نشین و مخالفان نظام باهمکاری انگلیس، شبکه گسترده ای از رسانه ها وروزنامه نگاران به غرب رفته و همچنین فعالان سیاسی که بعد از انتخابات 88 به خارج از کشور گریخته اند را تجهیز کردند و با پرداخت بودجه و امکانات، شرایطی را فراهم کرده اند که 24 ساعته علاوه بر خبر و گزارش و سیاه نمایی، برنامه های مبتذل سرگرم کننده باهدف تهاجم فرهنگی و سیاه نشان دادن جامعه ایران نیز تولید می شود تا برای مخاطبان و کسانی که حوصله امور سیاسی را ندارند، به زبان طنز و رقص و حرکت های دست و سر و اندام، پیام سیاسی در مخالفت با نظام جمهوری اسلامی به ذهن مردم ایران ارسال کنند.
چنین رفتاری، صد برابر تخریب و تشویق اذهان عمومی در انعکاس خبرهای حادثه ای و قتل و سرقت، بر ذهن مخاطبان اثر می گذارد و هدفی جز براندازی، سیاه نمایی، به هم ریختن اوضاع داخلی، تحقیر ملت ایران، و حتی کمک به طرح مسائل تجزیه طلبانه ندارند و به خود جرات می دهند که با هر بهانه ای، اقلیت های زبانی و قومی را در مقابل اکثریت ساخته ذهن خود قرار دهند.
در حالی که ملت ایران هزاران سال است که با اقوام و زبان های مختلف در کنار هم زندگی می کنند، و اگر کم یا زیادی دارند همه با آن مواجهند.
اما دولت انگلیس و آمریکا، کاسه داغ تر از آش شده اند و در حالی که باید به حقوق فقرا، طبقه متوسط و بیشمار مشکلات اقلیت ها و مسائل تبعیض آمیز کشورهای خود مشغول باشند، دائم به دنبال طرح مسائل حقوق بشری در مورد ایران هستند و فراموش کرده اند که جمعیت جهان 7 میلیارد نفر است و در کشورهای دیگر جهان نیز میلیون ها موضوع برای رسیدگی وجود دارد اما تنها به این 1 درصد جمعیت جهان در ایران علاقه مند هستند!
با چنین توضیحاتی، این سوال مطرح است که روزنامه نگار ایرانی در داخل و خارج  کشور، چه تعریفی از حقوق ملت ایران، حق تعیین سرنوشت، دفاع از منافع ملی، جلوگیری از تحقیر مردم ایران دارد؟ آیا باید به هر رسانه بیگانه ای اجازه دهیم که به بهانه اطلاع رسانی، با انواع تحقیرها، سیاه نمایی و فعالیت های براندازانه، موجب تشویش ذهن مردم ایران و دخالت در امور داخلی ایرانیان شوند؟
شبکه های خبری بیگانه مانند بی بی سی فارسی، صدای آمریکا و... به گونه ای رفتار می کنند که با اطلاع رسانی رسانه ای متفاوت است. در اطلاع رسانی رسانه ای، بی طرفی از اصول روزنامه نگاری است، اما وقتی در ایران خبری یا اتفاقی رخ می دهد، حاشیه های آن اتفاق مانند اخبار جلسه استیضاح وزیر کار در مجلس، و سخنان رئیس مجلس، رئیس جمهور و مقام معظم رهبری چند روز پس از آن، به شدت در هر برنامه و میزگرد و خبری و چند شب پشت سرهم مورد توجه این رسانه هاست، و این موضوع نشان می دهد که ای رسانه ها مانند جلسات احزاب سیاسی مخالف نظام ، مدت ها به کالبد شکافی وحاشیه های یک خبر می پردازند.
بررسی موضوعات میدانی و موضوعی مانند بیکاری، تورم، نرخ ارز، تحریم ها و... نیز بیش از اخبار اقتصاد اروپا مورد توجه این رسانه هاست و در شرایطی که نرخ بیکاری اسپانیا و ایتالیا و یونان، خبر جهانگیری شده است، اما مسائل کارگران، معلمان، نرخ دستمزد و... در ایران بیش از این اخبار جهانی مورد توجه رسانه های بیگانه فارسی زبان است.
جالب این که در کنار این خبرها، مسائل و موضوعات مثبت و دستاوردهای موشکی، فضایی، صنعتی و تولیدی و... نه تنها موردتوجه قرار نمی گیرد بلکه مورد تردید است وبه نوعی به پرونده هسته ای و سیاست خارجی ارتباط می دهند.

این موضوع از زوایای مختلف قابل بررسی است اول این که روزنامه نگار  ورسانه ها چه جایگاهی در شرایط حساس کنونی دارند و در شرایطی که مردم به این رسانه هاو روزنامه نگاران اعتماد دارند، روزنامه نگار چگونه باید عمل کند که از منافع ملی و امنیت مردم دفاع کند و به اعتماد مردم درست پاسخ بگوید و مدافع منافع مردم وامنیت کشور باشد؟
دوم این که در شرایط گسترش اطلاع رسانی و عصر اطلاعات، در کنار نقاط قوت و مزیت های مثبت اطلاع رسانی چگونه باید عمل شود که دشمن و بدخواهان برای جاسوسی و کسب اطلاعات، سیاه نمایی و تضعیف کشور از آن بهره نبرند و نتوانند از طریق شبکه های اجتماعی و... به ایران ضربه بزنند؟
سوم این که مرجع تشخیص نوع اطلاعات و مشاوره ای که نباید به رسانه های بیگانه از جمله بی بی سی، صدای آمریکا و رادیو زمانه و... داده شود کدام نهاد است و نوع رابطه روزنامه نگاران و مسوولین امنیت و قضایی کشور چگونه باید باشد که از اطلاعات و فضای کشور محافظت شود و دشمن نتواند از آن استفاده کند و به تحقیرملت ایران، تضعیف نظام و جاسوسی و تبلیغ علیه کشور مبادرت کند؟ وظیفه وزارت ارشاد به عنوان متولی رسانه های کشور و وزارت اطلاعات به عنوان متولی امنیت کشور و دادگستری به عنوان متولی قضایی و حقوقی کشور در این رابطه چیست و آیا روزنامه نگاران، متناسب با شرایط کشور توجیه شده اند و به آنها تذکرها و نکات حساس توصیه شده است؟
روزنامه نگاران باید به چارچوب مشخصی با محوریت منافع ملی برسند که براساس آن، در مواجهه با رسانه های بیگانه، از تحقیر و تضعیف کشور و سیاه نمایی جلوگیری می کنند و با شجاعت و آگاهی از منافع کشور دفاع کنند . باید متناسب با رشد اطلاع رسانی و شبکه های اجتماعی و اینترنت، آگاهی نسبت به دفاع از منافع کشور و ملت افزایش یابد و روش های بهتری مورد توجه قرار گیرد.
روزنامه نگار چه در داخل  وچه در خارج کشور، باید توجه کند که مخالفت یا انتقاد از حکومت و دولت، به این معنا نیست که به رسانه های بیگانه اجازه دهیم با سیاه نمایی و انتقاد و خبررسانی به معنای دخالت در امور ملت ایران، هر چه می خواهند نتیجه بگیرند و افکار عمومی ایرانیان را در راستای منافع خود به پیش ببرند.
یکی از روزنامه نگاران که در رسانه های غربی کار می کند می گفت: در این جا باید تنها از وضعیت داخلی و حکومت ایران  انتقاد شود و نمی توان به نکات مثبت و دستاوردها پرداخت و یکسره همه چیز باید منفی باشد و به ما گفته اند که این رسانه برای این نیست که نکات مثبت گفته شود برای این است که تنها نکات منفی گفته شود اما در داخل ایران ما 60 تا 70 درصد انتقاد می کردیم و 30 تا 40 درصد اخبار نیز به موفقیت ها و دستاوردها اختصاص داشت اما در رسانه خارجی اگر تیم کشتی فرنگی هم برنده شود باید به شکلی بین مربی کشتی با مسوولین ورزش ایران اختلاف نشان داده شود ....



نام(اختیاری):
ایمیل(اختیاری):
عدد مقابل را در کادر وارد کنید:
متن:

کانال تلگرام مفیدنیوز
کلیه حقوق محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع ميباشد.