آرشیو نسخه های rss پیوندها تماس با ما درباره ما
مفیدنیوز
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا                                                                           
صفحه اصلی | سیاسی | اجتماعی | فضای مجازی | اقتصادی | فرهنگ و هنر | معارف اسلامی | حماسه و مقاوت | ورزشی | بین الملل | علم و فناوری | تاریخ يكشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۸ rss
نسخه چاپی ارسال
دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نوری همدانی
پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت الله مصباح یزدی
سایت اینترنتی حجه الاسلام والمسلمین جاودان
استاد قاسمیان
خبرپو - جستجوگر خبر
پاتوق كتاب
شناخت رهبری
عصر شیعه
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
صدای شیعه
عمارنامه
شبکه خبری قم
آیت الله لاریجانی با چه وسیله ای به این روستا سفر می کند؟+عکس

آیت الله لاریجانی با چه وسیله ای به این روستا سفر می کند؟+عکس


نگذارید ولی نعمتان این انقلاب در بازار مکاره سیاست فراموش شوند. سری هم به دیوارهای دردآلود چهره زاغه ها بزنید. طنین سرد و رنجمایه تکان دهنده این مردمان را بشنوید؛ سکوت سرد و ابهام آلود و غروب غمبار این منطقه را نظاره کنید. همه چیر گویا است.


سرویس اجتماعی جهان - محسن مهدیان - دیروز دو خبر همزمان منتشر شد. دو خبری که ظاهرا ارتباطی با هم نداشتند. یکی از مردم می گفت و دیگری از مسئولین و خدمتگزاران مردم. یکی از سفر استانی و دیگری از رنج مردم همان استانها.

کودکان انگشت بریده گاودانه و سفر آیت الله لاریجانی به کهگیلویه و بویراحمد. ظاهرا این دو خبر بی ارتباط است. اما رازی میان این دو خبر نهفته است و آن هم توصیه روح الله انقلاب اسلامی است به مسئولین و همه صاحبان مسند قدرت که بدانید مستضعفین وارثین و صاحبان اصلی این انقلابند.
 
آیت الله لاریجانی به کهگیلویه و بویراحمد سفر می کند. اما ای کاش برنامه سفر خود را مختصری تغییر دهد. یک سری هم به روستای "گاودانه علیرضا" در یکی از دور افتاده ترین روستاهای شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد بزند.

بدون شک جلسات متعدد و گرفتاری های زمانی و غیره مجال روستا گردی نمی دهد. شاید هم اطرافیان ایشان بگویند اصلا بازدید از روستا وظیفه دولت است. اما نه. اتفاقا این مردم با قاضی القضات کار دارند. حتما در این سفر قرار است با قضات این منطقه و مسئولین قضائی جلسه گذاشته شود. احتمالا قرار است مشکلات قضائی این منطقه حل شود. خدمتی بالاتر از رفع این مشکلات نیست. اما صدای این روستائیان را هم بشنوید. به داد این مردمان هم برسید. اینان نیز شاکیند. برای شکایت این مردم هیچ دادگاهی برگزار نشده است. هیچ کس وکالت انها را نمی پذیرد. هیچ قاضی حرفشان را نشنیده است، چه رسد به اینکه رایی صادر کند.
 


ای کاش آیت الله به این روستا هم سفر کند. حرفهای این روستائیان شنیدنی است. حرفهای مریم را هم گوش کنید. خیلی وقت نمی گیرد. کوتاه و مختصر سخن می گوید. کمتر از گلایه های فلان مسئول قضائی که از کمبود بودجه می گوید. او نه پول می خواهد و نه سهمی و نه شکایتی. فقط گوش شنوا می خواهد. شاید هم شما را ببیند و از خجالت فرار کند. اما با تیزهوشی شما، دیدنش هم کفایت می کند. مدتی است برای نوشتن به زحمت می افتد. از روی دستانش همه چیز را متوجه می شوید. دست ظریف اما بی انگشت این کودکان معصوم گویای دردی باسابقه است. 

باید مسیر خانه تا رودخانه، رودخانه تا جاده و جاده تا روستای قلعه گل را پیاده بروند تا به مدرسه برسند. مریم یکی از آنهاست. همین چند وقت پیش انگشتش لای جره گیر کرد. دکتر ارتوپد بیمارستان امام خمینی (ره) مجبور شد آن را قطع کند. انگشتی که با آن می نوشت را امروز در مقابل دوربین روی دامن سیاهش می گیرد و آینده اش را نشانه می رود. 

شهرام کوچولو به استقبال پدرش رفته بود که انگشتانش را از دست داد. رفته بود استقبال پدری که بعد از مدتها توانسته بود به قولش عمل کند و برایش خودنویسی تهیه کند. رفته بود برای پدرش هورا بکشد. اما فریاد درد کشید. دستانش لای گرگر مانده بود. دیگر این خودنویس هم به دردش نمی خورد. شاید پدرش خود را سرزنش کرده باشد: "ای کاش نمی خریدم. ای کاش به خواهش و تمنای این کودک گوش نمی سپردم و از خیر خودنویس می گذشتم."

آیت الله لاریجانی ای کاش به این روستا هم سری بزند. این مردم هیچ چیز نمی خواهند. به این روستا سفر کنید و خیالتان جمع باشد که از ذوق، دور و برتان جمع می شوند و از دلسوزیتان استقبال می کنند.
 
نگران نباشید. سوال های این مردم از جنس سوال مردم شهر و خبرنگاران تهرانی نیست. نه از سرنوشت سران و یاران فتنه می پرسند و نه بازگشت آقازاده معروف و نه مکتب ایرانی و نه دانشگاه آزاد و محصور و پولی و نه چیز دیگری.

البته اطرافیان باید در فکر باشند. قطعا ایشان را نمی شود با گرگر به این روستا برد. واقعا آقای لاریجانی با چه چیز می خواهد به این روستا برود؟ آیت الله را می شناسیم. اهل سفر کردن با چرخ بال آهنی نیست. آیت الله می داند سفر کردن با چرخ بال به این منطقه چه عوارضی دارد. او از این مردم است. به خاطر دارد وقتی نخست وزیر وقت با چرخ بال آهنی به بشاگرد رفت چه اتفاقی افتاد. خدا رحمت کند حاج عبدالله والی را. رئیس کمیته امداد بشاگرد که سالها است عروج کرده و بشاگرد را بی والی گذاشته است. وقتی از این چرخ بال و سفر نخست وزیر به بشاگرد می گفت خشم و عصبانیت، همراه با اشک در چهره اش گویای سینه پر درد و سخنش بود.

اما به راستی چطور می توان آیت الله را به این روستا برد؟ شاید لازم باشد مردم را آورد. البته این همه جمعیت را خدمت آیت الله آوردن بدون هزینه هم نیست. کرایه رفتن با گرگر خیلی سنگین است. با پول بنزین و یارانه نقدی هم جبران نمی شود.

صادق لاریجانی پیش از قاضی القضات بودن، آیت اللهی فقیه و اسلام شناس است. شما که بهتر می دانید "لا یصلح الحکم و لا حدود و لا جمعه" جز با اجرای عدالت. حدیث دلنشین امیر المومنین را شما تفسیر کنید. 

این مردم اتفاقا با شما کار دارند. شکایت دارند. قاضی می خواهند و محکمه عادلانه و صدور و اجرای رای. چه کسی مقصر است و چه کسی کوتاهی کرده؟ اولین انگشت قطع شده جلوی چشمان یک مسؤول اتفاق افتاده است. چه کسی باید پاسخ دهد. نماینده این منطقه چه کار می کند؟ استاندار چه کاری مهمتر از این کار دارد؟ 

آیت الله بزرگوار عذر می خواهیم از این همه زیاده سخن گفتن و جسارت. اما تا به حال کودکمان مریض شده است. شب هنگام. ساعتی که همه خوابند. سرما خوردگی. سرفه های نفس گیر. تب بالا. لرز. تشنج. چه می کنیم؟ کجا می رویم؟ به کدام بیمارستان می رویم؟ هر جا تخصصی تر است. دکتر مجرب تر دارد. بیشتر رسیدگی کنند. اورژانس را خبر می کنیم. دولتی و خصوصی فرقی نمی کند. بچه در حال تشنج است. خدا نصیب نکند. 

مدتی پیش گزارشی منتشر شد از مهدیه کوچولو که به خاطر نبود درمانگاه و وسیله نقلیه عمومی و خصوصی در منطقه جلگه ایرانشهر، برای همیشه از دوستان خود عقب ماند. 6 سالش است اما کوچکتر از یک دختر 2 ساله نشان می دهد. 

پدر گاودانه ای هم پدر است. در چنین شرایطی کجا برود. با چه برود. در تاریکی شب با این طناب و قرقره و سرمای جانسوز غرب کشور این بچه را کجا منتقل کند؟
 
این مردم همیشه و همه جا پای این انقلاب بودند. سهمی هم نمی خواهند. ادعای خط امامی بودن هم ندارند. با عمل و زندگی شان حرف می زنند. روزعلی خوشه‌بردار، 27 ماه جبهه بوده و شیمیایی است. به همین خاطر همیشه سفیدی چشمانش قرمز است. او می گوید: "ما می خواهیم مثل برخی مواقع که برای همه اهمیت پیدا می کنیم، رسیدگی به مشکلاتمان هم برای مسئولان مهم باشد."

این مردم برای شنیدن سخنانشان نه رسانه دارند و نه سایت و نه روزنامه. از سیما هم انتظاری ندارند. رئیس صدا و سیما را درک می کنند. فوتبال و سریال و نهایتا خبر افتتاح این کارخانه و کلنگ زنی آن وزیر و غیره که فرصتی برای پخش این مستند های تلخ ندارد. مستند حیات وحش، هم جذاب تر است و هم آموزنده تر. 

اما این مردم به اندازه خودشان تلاش کرده اند. برای فلان مسئول و بهمان وزیر نامه نوشتند. نامه هائی که البته به دلیل پیچ و خم های اداری و غیر اداری ماهها است که در راه است.
 
شما ببینید و بشنوید. از نزدیک بشنوید. نزدیکترین مسیر عبور از رودخانه، پل روستای کلات است که باید از گاودانه تا آنجا یک ساعت پیاده روی کرد. اکبر مرد میان سالی است که با انگشت نداشته اش به گرگر اشاره می کند و می گوید: "این قرقره زن و مرد، پیر و جوان، غریبه و آشنا نمی شناسد. سال گذشته غریبه ای به روستا آمد. موقع برگشت، سه بند از انگشتانش را رودخانه با خود برد!" 

کشاورز، تعداد آسیب دیدگان از گرگر (جره) را نمی داند اما می تواند نام حدود سی نفر از قربانیان این وسیله ارتباطی را به زبان بیاورد. او از پیگیری های شورای روستا و نامه نگاری ها به فرمانداری و استانداری می گوید و ادامه می دهد: "به همه جا اعتراض کردیم. چند نفر از فرمانداری و بخشداری آمدند و قولهایی دادند. سه سال پیش هم جاده درست کردند و رفتند. اما نتیجه ای نداشت." 

آیت الله عزیز شما وقت بگذارید. کمی سفرتان را تغییر دهید. نگذارید ذبح حقایق شود. "العدل اساس به قوام العالم" را شما نمایش دهید. پای این روستا امضای انقلاب است. نگذارید ولی نعمتان این انقلاب در بازار مکاره سیاست فراموش شوند. سری هم به دیوارهای دردآلود چهره زاغه ها بزنید. طنین سرد و رنجمایه تکان دهنده این مردمان را بشنوید؛ سکوت سرد و ابهام آلود و غروب غمبار این منطقه را نظاره کنید. همه چیر گویا است. نگذارید بزم دیوان و ددان سیاست باز، کلبه گرمی ندیده این کودکان انگشت بریده را سردتر کند. به یاد امام شما راهی منطقه شوید.
 
نمی دانیم با چه چیز به منطقه سفر می کنید. اما بالاخره راهی پیدا می شود!



نام(اختیاری):
ایمیل(اختیاری):
عدد مقابل را در کادر وارد کنید:
متن:

کانال تلگرام مفیدنیوز
کلیه حقوق محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع ميباشد.