نسخه چاپی

سایت تحلیلی و اطلاع رسانی مفید نیوز
چگونه یک تئاتر ضدجنگ، منتخب جشنواره دفاع مقدس شد؟


تاریخ: ۲۵ مهر ۱۳۹۴

"جفت هیچ" همانطور که از نامش پیداست تلاش دارد روایتگر پوچی دفاع مقدس باشد، جنگی که به زعم نویسنده فرزندان خانواده ها را به دلیل سنگدلی رهبران به جبهه ها فرستاد و منجر به متلاشی شدن خانواده ها شد.

 

 

گروه فرهنگی «سراج24»- چندی پیش، اسامی نمایشنامه‌های منتخب بخش صحنه‌ای پانزدهمین جشنواره سراسری تئاتر مقاومت از سوی هیات انتخاب آثار این بخش اعلام شدند.

نکته جالب در میان اسامی اعلام شده، حضور برخی آثار مساله دار است که به نوعی می توان آن ها را ضد جنگ تلقی کرد. یکی از این آثار که چندی پیش در جشنواره "سوره ماه" نیز توانست مقام کسب کند "جفت هیچ" است که افق ایرجی آن را نگاشته است.

"جفت هیچ"، همانگونه که از نامش پیداست در خصوص پوچی و هیچی صحبت می کند؛ نمایشنامه ای که جنگ را کاملا عبث نشان می دهد و از بیان صریح آن نیز ابایی ندارد.

این نمایشنامه چند ساعت از زندگی یک خانواده در شهری جنگ زده را روایت می کند. پسر بزرگ خانواده به جبهه رفته اما هیچ کدام از اعضای خانواده کوچکترین اثری از روحیه مقاومت ندارند.

پدر خانواده فردی به شدت ترسو است، مادر از جبهه رفتن پسرش ناراحت است، پسر کوچک خانواده سیگاری است و دختر خانواده هم دوست پسر دارد؛ پدربزرگ هم مرد دیوانه ای است که مدام یاوه می گوید.

ایرجی در نمایشنامه خود حتی کوچکترین نشانه ای دال بر خوب بودن دفاع مردم ایران (و نه حتی مقدس بودن آن!) قرار نداده؛ هر چه هست تمسخر و لودگی و طعنه به دفاع مقدس و پوچ نشان دادن جنگ.

اعضای خانواده ای که در شهری جنگی زندگی می کنند و فرزندشان به جبهه رفته حتی نمی دانند برای چه باید جنگید.

در دیالوگی اعضای خانواده با هم در مورد علت جنگیدن صحبت می کنند، تقریبا همه اعضا جواب هایی پرتی می دهند یکی تفاوت لباس دشمنان را علت دشمن بودن آنها می داند و دیگری به این دلیل که آنها مثل ما نیستند!

 

جالب آن است که داستان در روزهای پایانی جنگ می گذرد و با این وجود این خانواده رزمنده(!) نمی دانند هشت سال برای چه جنگیده اند!

مادر خانواده بارها و بارها تاکید می کند که از فرستادن فرزندش به جبهه جنگ ناخرسند و ناراضی است و جنگیدن او را اشتباه می داند.

این مساله به انواع دیگر از زبان سایر اعضا نیز تکرار می شود. پسر کوچک خانواده در دیالوگی صراحتا جان مایه نمایشنامه را مطرح می کند. او تاکید می کند که "مذاکره نکردن" بزرگترها (کنایه از رهبران) باعث جنگ شده است!

یکی از موارد دیگر آزاردهنده این نمایشنامه منتخب دفاع مقدس(!) توهین ها و شوخی های به شدت سخیف مختص فیلم های شونه تخم مرغی است.

اعضای خانواده بارها و بارها پدربزرگ را مسخره می کنند و باد معده او دستمایه شوخی های داستان است.

سرنوشت این خانواده هم از جمله نکات جالب این نمایشنامه است. خانواده می ترسند که دشمن به آنها نزدیک شده باشد از طرفی تقریبا به این مساله هم معتقد شده اند که پسرشان شهید شده است؛ پدر خانواده ای تصمیمی می گیرد که آن را شجاعانه می داند. آخر شب هنگام خواب شیر گاز را باز می گذارد و تمامی خانواده را می کشد. صبح پسر بزرگ خانواده با نوید پایان جنگ می رسد اما خانواده اش دیگر زنده نیستند!

"جفت هیچ" همانطور که از نامش پیداست تلاش دارد روایتگر پوچی دفاع مقدس باشد، جنگی که به زعم نویسنده فرزندان خانواده ها را به دلیل سنگدلی رهبران به جبهه ها فرستاد و منجر به متلاشی شدن خانواده ها شد.

http://mofidnews.com/index.php?page=desc.php&id=13188&tab=rooz