نسخه چاپی

سایت تحلیلی و اطلاع رسانی مفید نیوز
«عدالت اسلامی»؛ از نظریه پردازی تا تحقق اجتماعی!
سرویس سیاسی مفیدنیوز :: «آن‏چه که ما می‌خواهیم به آن برسیم، رسیدن به نظریه‌ى اسلامىِ ناب در باب عدالت است ... در اسلام، عدالت ناشى از حق است ... علاوه‌ى بر این، در عدالت «باید» وجود دارد؛ یعنى از نظر اسلام، عدالت‌ورزى یک وظیفه‌ى الهى است؛ در حالى که در مکاتب غربى این‏جور نیست.»

تاریخ: ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۰

به قلم مهدی جمشیدی؛ مقام معظم رهبری در دومین نشست اندیشه‌هاى راهبردى‌ با موضوع «عدالت»، به نکات نظری و ایدئولوژیک عمیقی در زمینه­ی نظریه پردازی اسلامی برای عدالت اشاره کرده­اند که در این یادداشت، به تحلیل و ساختاربندی آن­ها می­پردازیم.
1-منزلت «عدالت» در «شریعت»
1-1-عدالت؛ هم «آرمان» و هم «عمل»

هر چند عدالت دغدغه‌ى همیشگى و تاریخى بشر بوده و فیلسوفان و حکما همواره در این مقوله وارد شده‌­اند و دغدغه‌ى آن‌ها نیز بوده است؛ اما اهتمام ادیان به مسأله­ی عدالت، اهتمام بسیار خاص و ویژه­ای است:

«نقش ادیان، استثنایى است. یعنى آن‌چه که ادیان در طول زمان راجع به عدالت گفتند و خواستند و اهتمام کردند، بى‌نظیر و استثنایى است. در نظرات حکما و اندیشمندان، آن اهتمام ادیان به هیچ وجه مشاهده نمی­شود.»

 در قرآن کریم، هدف ادیان الهی، عدالت معرفی شده است: «لقد ارسلنا رسلنا بالبیّنات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم النّاس بالقسط»[1]

 «به طور قطع این آیه حکم می‌کند بر این­که هدف ارسال «رسل»، انزال «کتب» و آمدن «بیّنات» - یعنى حجت­هاى متقن و غیر قابل تردیدى که پیغمبران ارایه می­دهند؛ کتاب، یعنى منشور ادیان در مورد معارف، احکام و اخلاقیات؛ میزان، یعنى آن سنجه‌ها و معیارها - قیام به قسط بوده است.»

البته نباید پنداشت که عدالت هدفی هم رتبه و در عرض عبودیت و توحید است. از نظر اسلام آن‌چه هدف غایی است و اصالت مطلق دارد دست‌یابی انسان به مقام عبودیت است و سایر اغراض و آرمان­ها در طول آن قرار دارند:

«و ما خلقت الجنّ و الانس الّا لیعبدون»[2]

افزون بر این، ادیان الهی همواره به حمایت از مظلومان ومستضعفان برخاسته­اند و در عمل، با تبعیض و شکاف و نابرابری مبارزه‌ی قاطعانه کرده­اند:

«انبیا در طول تاریخ در کنار مظلومان قرار گرفته‌اند؛ یعنى براى عدالت عملاً پیکار کردند. ملاحظه کنید؛ در قرآن کریم تصریح شده که انبیا با طواغیت مواجه‌اند، با مترَفین مواجه‌اند، با ملأ مواجه‌اند؛ که تمامی این‌ها جزو طبقات ستمگراند.»

در قرآن کریم تصریح شده که هیچ پیغمبرى نبوده که در مقابلش «مترَفین» قرار نگیرند و صف­آرایی نکنند:

«ما ارسلنا فى قریة من نذیر الّا قال مترفوها انّا بما ارسلتم به کافرون»[3]

«پیغمبران در معارضه‌ى بین ظالم و مظلوم، همیشه در طرف مظلوم قرار گرفتند؛ یعنى براى عدالت وارد میدان شدند و جنگیدند؛ این هم بى‌نظیر است. حکما درباره‌ى عدالت حرف زدند؛ اما خیلى اوقات مثل بسیارى از روشنفکرانِ گوناگون حرف­هایى می­زنند، ولى در مقام عمل وارد میدان نمی­شوند.»

به عنوان مثال، حضرت نوح در مواجهه با مخالفین خودش که همه از برخورداران و زورمدار بودند تصرح می­کند:

«و لا اقول للّذین تزدرى اعینکم لن یؤتیهم اللَّه خیرا»[4]

همین روش عملی موجب گردید که کسانى که از عدالت محروم بودند، اولین گروندگان به پیغمبران هم باشند.

2-1-آینده­ ی عادلانه ­ی جهان

بر اساس آموزه­ها و تعالیم ادیان الهی، سرنوشت بشر به جامعه­ای همراه با عدالت خواهد انجامید و آرمان تمام ادیان و انبیای الهی، روزی تحقق عملی و عینی خواهد یافت:

 «تمامی ادیان متفق‌اند در این­که پایان این حرکت عظیم تاریخى، یک پایانِ امید به عدل است. یعنى به طور قطع می­گویند دورانى خواهد آمد که دوران عدل خواهد بود، که آن دورانِ استقرار دین کامل است.»

در دعاى بعد از زیارت شریف «آل‌یاسین» آمده است: «یملأ اللَّه به الأرض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا»

پس هم در مبدأ و هم در مسیر و هم در منتها، نبوت­ها و انبیای الهی، تکیه‌شان بر روى عدل و عدالت است و این بى‌نظیر است؛ چراکه سایر مکاتب چنین رویکردی نداشته­اند.

3-1-مطلق بودن «مطلوبیّت عدالت»

ارزش­های اسلامی دو دسته­­اند: «ارزش­های مطلق» و «ارزش­های نسبی».ارزش­های مطلق، مطلوبیت ذاتی دارند اما ارزش­های نسبی همواره مطلوب نیستند. عدالت از جمله ارزش­های مطلق است که پهنه­ی زمان و مکان را در می­نوردد:

 «عدالت یک ارزش مطلق است؛ یعنى هیچ جا نداریم که عدالت بد باشد.»

2-مقدّمات نظری و عملی «تحقق عدالت»

1-2-عدالت به مثابه «گفتمان فعّال» در سطح جامعه

سخن گفتن از عدالت در آغاز دهه­ی چهارم انقلاب اسلامی به این معنا نیست که تاکنون درباره­ی عدالت سخنی به میان نیامده و یا اقدامی صورت نگرفته است، بلکه به این معنا است که عدالت باید در جامعه­ی کنونی به یک گفتمان فعال اجتماعی تبدیل شود

سخن گفتن از عدالت در آغاز دهه­ی چهارم انقلاب اسلامی به این معنا نیست که تاکنون درباره­ی عدالت سخنی به میان نیامده و یا اقدامی صورت نگرفته است، بلکه به این معنا است که عدالت باید در جامعه­ی کنونی به یک گفتمان فعال اجتماعی تبدیل شود:

«[طرح مسأله­ی عدالت در شریط فعلی کشور] به این دلیل است که می­خواهیم گفتمان عدالت، یک گفتمان زنده و همواره حاضر در صحنه باشد. در میان نخبگان، در میان مسؤولان، در میان مردم، به‌خصوص در بین نسل­هاى تازه، باید عنوان عدالت و مسأله‌ى عدالت، به عنوان یک مسأله‌ى اصلى، به طور دایم مطرح باشد.»

2-2-تکیه بر منابع«اسلامی» برای نظریه­پردازی درباره­ی عدالت

در مسیر نظریه­پردازی برای عدالت، نباید گرفتار التقاط شد، بلکه باید از متن تفکر اسلامی و با تمرکز بر منابع اصیل اسلامی، نظریه­ای حقیقتاً و ماهیتاً اسلامی تولید کرد:

«در مرحله‌ى نظرى و نظریه‌سازى، باید از منابع اسلامى و از متون اسلامى، نظریه‌ى ناب اسلام در باب عدالت به دست بیاید. من تکیه‌ام در این نکته این است که نمی­خواهیم از مونتاژ و کنار هم چیدن نظریات گوناگونِ متفکرین و حکمایى که در این زمینه حرف زدند، یک نظریه به وجود بیاوریم و تولید کنیم. یعنى در این قضیه باید جداً از التقاط جلوگیرى کرد، باید پرهیز کرد. در موارد متعددى ما دچار این اشتباه شدیم. بدون این‌که بخواهیم، در مرداب التقاط لغزیدیم.»

البته این سخن به معنی نفی ضرورت رجوع به دست‌آوردهای فکری و نظری دیگران و از جمله غربیان نیست. مطالعه­ی نظریات بیگانه می­تواند ما را در فهم بهتر و دقیق منابع اسلامی یاری رساند:
 «آشنایى با نظرات دیگران می­تواند در فهم متون اسلامى به ما کمک کند [...] ما وقتى با یک نظرِ بیگانه آشنا می­شویم و ذهن ما آن اتساع لازم را پیدا می­کند، از منبع اسلامىِ خودمان استفاده‌ى بهتر و کامل‌ترى می­کنیم.»

«روش­ها مطمئناً از اهداف تأثیرپذیر هستند - در این شکى نیست - اما این معنایش این نیست که ما از روش­ها و تجربه‌هاى دیگران هیچ نتوانیم استفاده کنیم؛ نه، بلاشک می­توانیم استفاده کنیم.[...] از تجربه‌هاى دیگران بایستى بهره برد.»

 3-2-دست‌یابی به نظریه­ی عدالت از رهگذر «تضارب آرا»

نظریه ­پردازی در حوزه­ی عدالت، پیمودن یک مسیر واقعی است؛ یعنی پیشاپیش نقطه­ای تعیین نشده که بخواهیم لزوماً به سوی آن حرکت کنیم. از این رو، این حرکت نظری به صورت جمعی و با تکیه بر هم­اندیشی انجام می­پذیرد. علاوه بر این، نتیجه­ی حاصل شده هر چند در مقام عمل به کار گرفته می­شود اما این گونه نیست که از آن پس، باب پژوهش­های مجدد و دوباره و چندباره مسدود گردد:

«نباید تصور کرد که ما یک پیش­داورى‌اى داریم، یک چیزى را از قبل در نظر گرفته‌ایم و می­خواهیم حتماً به آن برسیم؛ نه، می­خواهیم با تضارب آرا آن‌چه را که حق و درست است، بیابیم. بنابراین، تضارب آرا لازم است. حد یقف هم ندارد. یعنى بعد از آن‌که به نظر نهایى و مختار براى این برهه‌ى از زمان رسیدیم، باز احتمال این‌که آرای جدیدى، نظرات جدیدى، نکات تازه‌اى در آینده مطرح شود، هست؛ هیچ مانعى هم ندارد. لیکن به هر حال نیاز است به این‌که به یک جمع‌بندى قوى برسیم که بر اساس آن، برنامه‌ریزى‌هاى دراز مدت در کشور صورت بگیرد. بنابراین تضارب آرا لازم است؛ لیکن در نهایت اداره‌ى کشور نیاز دارد به این‌که به یک جمع‌بندى قوى، متقن و مستدل در باب عدالت اجتماعى برسد که بتوان بر اساس آن جمع‌بندى، برنامه‌هاى بلند مدت را طراحى کرد.»

4-2-بنا نهادن رشته­ ی «عدالت­ پژوهی»

باید در حوزه و دانشگاه، رشته­ ای برای مطالعه­ ی عدالت تأسیس گردد:

 «یکى از مهم­ترین کارها در عرصه‌ى نظرى این است که ما عدالت‌پژوهى را در حوزه و دانشگاه به عنوان یک رشته‌ى تعریف شده‌ى علمى بشناسیم، که این امروز وجود ندارد؛ نه در حوزه وجود دارد، نه در دانشگاه.»

تأسیس چنین رشته­ ای، دو فایده ­ی مهم به دنبال دارد:

«هم نظریه‌پردازى را گسترش می­دهد، هم نیروهاى توانمندى را در این عرصه تربیت می­کند.»

5-2-«جهان­بینی اسلامی»؛پشتوانه­ ی تحقق عدالت

عدالت به خودی خود نمی­تواند در جامعه تحقق یابد. در این‌جا لازم است یک نظام ارزشی مقدس از عدالت دفاع کند و آن را تئوریزه نماید. در غیر این صورت، انسان دلیلی برای پای‌بندی به عدالت نمی­بیند و آن­گاه که اجبار و الزامی در میان نباشد، از عدالت روی بر می­گرداند. این همان معضل فرهنگی شایع در جوامع غربی است که قانون و دولت را پشتوانه­ی عدالت قرار داده­اند، نه اخلاق و معنویت را:

 «در مسأله‌ى عدالت، اعتقاد به مبدأ و معاد، یک نقش اساسى دارد؛ ما از این نباید غفلت کنیم. نمی­توان توقع داشت که در جامعه عدالت به معناى حقیقى کلمه استقرار پیدا کند، در حالى که اعتقاد به مبدأ و معاد نباشد. هر جا اعتقاد به مبدأ و معاد نبود، عدالت یک چیز سربار، تحمیلى و اجبارى بیش نخواهد بود. علت این هم که بعضى از طرح­هاى قشنگ غربى در باب عدالت مطلقاً در عمل تحقق پیدا نمی­کند، همین است؛ پشتوانه‌ى اعتقادى ندارد. [...] نقطه‌ى مقابلش هم همین است. این اعتقاد، به انسان نشاط می‌دهد، نیرو می­دهد. انسان بداند که رفتار ظالمانه، حتّى اندیشه‌ى ظالمانه، در عرصه‌ى تجسم اعمال در قیامت، چه بلایى به روز او مى‌آورد، طبعاً به عدالت نزدیک می­شود.»

6-2-تقدّم «عدالت فردی» بر «عدالت اجتماعی»

یکی دیگر از عواملی که تحقق عدالت اجتماعی را ممکن می­سازد، تحقق عدالت فردی است. از فردی که در حوزه­ی شخصی و فردی، عادل نیست نمی­توان انتظار داشت که در حوزه­ی عمومی و اجتماعی، به عدالت اعتنا کند. بنابراین، عدالت فردی بر عدالت اجتماعی تقدّم منطقی و تکوینی دارد:

 «در قرآن، ظلم به نفس در آیات متعددى تکرار شده. خب، ظلم، نقطه‌ى مقابلش عدل است. در دعاى کمیل می­خوانیم: «ظلمت نفسى». [...] گناهان، لغزش­ها، رفتن به دنبال شهوات، رفتن به دنبال اهوا، دور شدن از توجه و تذکر و خشوع در مقابل پروردگار، ظلم به خود است. [...] اگر خداى متعال توفیق بدهد که ما از این ظلم اجتناب کنیم، بنده امید فراوانى دارم که توفیق خواهد داد که در محیط جامعه هم ان‌شاءاللَّه بتوانیم عدل را برقرار کنیم.»

3- حدّ عدالت؛ در جست‌وجوی «عدالت حداکثری»

نباید به عدالت حداقلی بسنده کرد. عدالت یکی از شعارهای محوری انقلاب اسلامی بوده و انتظار این است که نظام اسلامی آن را در صدر سیاست­های خود قرار دهد و اجازه ندهد جلوه­ها و نماهایی از ظلم، تبعیض و بی­عدالتی در جامعه­ی اسلامی آشکار گردد:

«در بخش اجراى عدالت کارهاى وسیعى از اول انقلاب انجام گرفته؛ لیکن مطلقاً راضى کننده نیست. آن چیزى که ما نیاز داریم، آن چیزى که ما دنبالش هستیم، عدالت حداکثرى است؛ نه صرفاً در یک حد قابل قبول؛ نه، ما دنبال عدالت حداکثرى هستیم؛ ما می­خواهیم ظلم در جامعه نباشد. تا این مرحله خیلى فاصله داریم.»

4-ضرورت کنونی؛ عدالت در شرایط «جهش اجتماعی»

از آن‌جا که کشور در برهه­ی کنونی در بستر «پیشرفت جهشی» قرار گرفته است، باید به عدالت توجه درخوری کرد؛ زیرا غفلت از عدالت در چنین شرایطی موجب پیدایش شکاف­های عمیق می­شود که در آینده قابل جبران و بازگشت نیست:

«امروز حرکتِ رو به پیشرفت ما جهشى است. در موقعیتى که یک چنین حرکت‌هاى جهشى به وجود مى‌آید، احتیاج به تصمیم‌گیرى‌هاى بزرگ است؛ باید تصمیم‌گیرى‌هاى بزرگى انجام بگیرد. خب، اگر چنانچه در این تصمیم‌گیرى‌هاى بزرگ، عنصر عدالت مغفولٌ‌عنه باقى بماند، آن وقت ضررها و ضایعاتش غیر قابل محاسبه خواهد بود. لذا امروز به‌خصوص باید توجه به عدالت زیاد باشد؛ به‌خصوص رابطه‌ى پیشرفت و عدالت مشخص شود.»

نقل قول­ها برگرفته از: بیانات مقام معظم رهبری در دومین نشست اندیشه‌هاى راهبردى‌

1. سوره‌ی حدید:آیه‌ی 25.

2. سوره‌ی ذاریات:آیه‌ی 56.

3. سوره‌ی سبا:آیه‌ی 34.

4.سوره‌ی هود:آیه‌ی 31.*

http://mofidnews.com/index.php?page=desc.php&id=353&tab=news