نسخه چاپی

سایت تحلیلی و اطلاع رسانی مفید نیوز
دکترین شانس و اقبال زیبا کلام برای نظام سرمایه


تاریخ: ۱۸ مهر ۱۳۹۰

به گزارش کیهان، آقاي صادق زيباكلام كه نگراني توأم با عصبانيت وي از تظاهرات ضددولتي و فراگير مردم آمريكا عليه دولت اين كشور كمي تا قسمتي قابل درك است، طي مقاله اي كه با استقبال سايت هاي فارسي زبان آمريكايي روبرو شده مي نويسد؛ «در صورتي كه اعتراضات وال استريت ادامه يابد، ظرف هفته هاي آينده برخي رسانه ها و چهره ها، پايكوبي و دست افشاني فراواني به راه خواهند انداخت و اين اعتراضات را ناقوس مرگ سرمايه داري و استكبار تلقي خواهند كرد». زيباكلام بعد از اين مقدمه تلاش مي كند تظاهرات وال استريت يا به گفته تظاهركنندگان آمريكايي «جنبش وال استريت» را بي ارتباط با اعتراض مردم به نظام كاپيتاليستي معرفي كند و در اين توجيه - بخوانيد ماست مالي- بي آن كه بخواهد به ماهيت ضدسرمايه داري اين حركت فراگير اعتراف مي كند. زيباكلام مي نويسد؛ «در اينكه اقتصاد آمريكا و در سطحي گسترده تر، اقتصاد جهان غرب، دچار ركود و مشكلاتي شده ترديدي نيست. آمريكا در حال حاضر در يكي از نامطلوب ترين و دشوارترين شرايط اقتصادي اش به سر مي برد و نرخ بيكاري بالاست. بسياري از شركت ها مجبور شده اند تا شماري از كاركنان شان را در يكي، دو سال اخير كنار بگذارند و در كل بسياري از مردم مدت هاست كه مجبور به صرفه جويي شده اند. اما اين همه داستان نيست. بسياري از اقشار و لايه هاي اجتماعي جامعه آمريكا كه بيشتر در طيف طبقه متوسط قرار مي گيرند، درصدي از دارايي شان را كه در سهام سرمايه گذاري كرده بودند از دست داده اند. مي گويند «مال عزيز است» قطعا براي آمريكايي ها هم اين گونه است. قسمت دشوار اين است كه در يك شب 20 يا 30 درصد دارايي شان( كه به زحمت پس انداز كرده و در بورس سهام سرمايه گذاري كرده بودند) را از دست دادند. به مجموعه اينها بايد ميليون ها بازنشسته را اضافه كرد كه بخشي از دارايي يا درست تر گفته باشيم پس اندازشان را كه در سهام و بورس سرمايه گذاري كرده بودند از دست دادند و بالاخره بايد تعداد قابل توجهي از آمريكايي هاي صاحبخانه را ذكر كرد كه در پرداخت اقساط وام ها درمي مانند، بانك ها منازل شان را ضبط مي كنند و آنها بي خانه مي شوند. اما در حالي كه ميليون ها آمريكايي بيكارند يا بيكار شده اند، اندوخته هايشان را در بورس از دست داده اند يا نتوانسته اند اقساط خانه هايشان را بپردازند و منازل شان حراج شده، درصد كوچكي از آمريكايي ها نه تنها هيچ مشكلي پيدا نكرده اند، بيكار نشده اند. منازل شان حراج نشده و ارزش سهام شان در بورس پايين نيامده بلكه پاداش هاي چشمگيري هم در يكي، دو سال اخير به دست آورده اند. اين درصد كوچك، مديران بانك و موسسات مالي و اعتباري بوده اند.»
تا اينجا آقاي زيباكلام اعتراف مي كند كه انبوهي از مردم آمريكا تحت سلطه سودجويانه يك اقليت كلان سرمايه دار قرار گرفته و عليه اين بي عدالتي فرياد برآورده و دست به اعتراض زده اند. حالا بايد از اين متفكر برجسته! پرسيد؛ مگر نظام سرمايه داري چيزي غير از سلطه سرمايه و حاكميت يك اقليت سرمايه دار بر توده هاي مردم است؟! بنابراين چرا اعتراضات اخير مردم آمريكا را اعتراض به نظام سرمايه داري نمي دانيد؟!
اما، آقاي زيباكلام كه ظاهرا متوجه اين تناقض در به اصطلاح تفسير خود شده است، براي اين كه بالاخره يك جوري سروته قضيه را بهم آورد دست به شاهكار! ديگري زده و مي نويسد؛ «به هر حال اگر اكثريتي وضع مالي شان بد شده و در مقابل، اقليتي متمول تر شده اند، مي شود اين را گذاشت به پاي بداقبالي گروه نخست و خوش اقبالي گروه دوم»!
اكنون بايد از آقاي دكتر صادق زيباكلام پرسيد؛ از كي تا به حال، دكترين «شانس و اقبال»! وارد به قول خودتان «پكيچ نظريه پردازي» حضرتعالي شده و در كجاي دنيا به جاي تحليل علمي واقعيات ملموس و محسوس به نظريه «شانس و اقبال» روي مي آورند؟
گفتني است كه افرادي نظير آقاي زيباكلام و همفكرانشان بارها تاكيد كرده و در كلاس هاي درس به دانشجويان آموخته اند؛ كساني كه از تحليل علمي وقايع و رخدادها ناتوان هستند، اين ناتواني علمي خود را در پوشش نظريه «شانس و اقبال» پنهان مي كنند. و بالاخره بايد به آقاي زيباكلام گفت؛ اگر فكرتان را عوض نمي كنيد، لااقل اسمتان را عوض كنيد!

http://mofidnews.com/index.php?page=desc.php&id=6637&tab=rooz